• افسردگی

افسردگی چیست و چند نوع دارد؟ + معرفی علائم جسمی افسردگی

ارسال شده در: هومینو | ۰

معرفی علائم جسمی افسردگی

افسردگی، واژه‌ای سیاه رنگ است و کمتر کسی را می‌توان

یافت که به این بیماری مبتلا نشده باشد.

به گزارش گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، افسردگی، واژه‌ای سیاه رنگ
که در عصر ما بیشتر افراد به آن مبتلا هستند، این بیماری روحی بر اثر اتفاقات گوناگونی
پدید می‌آید که یا از تنهایی و طرد شدگی نشات گرفته است و یا از بی هدفی و یکنواختی
زندگی، به گونه‌ای که شادابی و طراوت را از فرد می‌گیردت و او را به علائم جسمی افسردگی سیاهی و تنهایی
سوق می‌دهد. اما واقعا افسردگی چیست؟

باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا امروز شما را با افسردگی، انواع، ملاک‌های

تشخیص افسردگی و همچنین علائم جسمی این بیماری روحیآشنا نماید، پس

پیشنهاد می‌کنیم این مطلب را از دست ندهید.

افسردگی چیست؟

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد.

این در حالی است که حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند

یا بیماری آن‌ها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یک بیماری اختصاصی نیست بلکه در تمام سنین و همه نژادها، هم در زنان و

هم در مردان ظاهر می‌شود. افسردگی بیماری ساده‌ای نیست بلکه انواع گوناگون دارد

به طوری که در بعضی افراد به صورت‌هایی ظاهر می‌شود که ما عموماً آن‌ها را افسردگی

نمی‌شناسیم. افسردگی پس از آنکه درمان شد غالباً باز می‌گردد.

بیشتر بدانید: نشانه های افسردگی چیست؟

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیر از مسائل پزشکی و اندوه که بسیار شایع

است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در کار‌ها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی

منفور خانواده خودش می‌بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را که وضعی درمان

پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می‌دهد. درباره افسردگی خبر‌های خوشی

نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.

Depression که غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده

می‌شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری‌های جسمان

ی می‌کند.

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملکرد‌های اجتماعی بیش از دیگر بیماری‌های مزمن، بیمار را

ناتوان می‌کند. افسردگی کبیر بیش از بیماری‌های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت، ناتوان

کننده است. افسردگی یک نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه‌ای از علامات مرضی (Symptoms)

مختلف است.

ملاک‌های تشخیص افسردگی عبارت اند از:

  1.  افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.

  2. کاهش آشکار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.

  3. کاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر کاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.

  4. بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.

  5.  افزایش یا کاهش اعمال روانی حرکتی یا فعالیت‌های ذهنی.

  6. خستگی یا کاهش انرژی.

  7. احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن.

  8. کاهش توان اندیشیدن یا تمرکز ذهن و تصمیم گیری.

  9. اندیشیدن به مرگ (نه ترسیدن از آن) و به خودکشی، بدون داشتن طرحی برای آن،

  10. یا اقدام به خودکشی با طرحی از پیش ریخته.

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی کبیر کافی است. ولی علامات مرضی

یک و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگینمی‌تواند واکنش معمولی مرگ یک عزیز باشد.

همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی

در افراد مختلف متفاوت است.

معرفی انواع افسردگی

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع‌ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی

شاد و خوشدل و موقتاً فعال می‌شود. نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی

موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی‌شود در حدود ۱۵ درصد مبتلایان به افسردگی

کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را

گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می‌کنند. در حدود ۱۵ در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز

دچار روان پریشی می‌شوند.

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” که بر خلاف اسمش شایع است.

علامات مرضی آن عکس علامات مرضی افسردگی معمولی است که مبتلایان کم می‌خوابند و کم

می‌خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می‌خوابند و زیاد می‌خورند و به سرعت اضافه وزن

پیدا می‌کنند. به قول یکی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی (دونالد کلاین)، افسردگی غیر

معمول، “مزمن” است نه” دوره ای”؛ از بلوغ آغاز می‌شود و بیماران نسبت به همه امور کم توجه‌اند.

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است که عموماً حدود دو سال طول می‌کشد و علامات مرضی آن

خفیف‌تر از افسردگی کبیر است، ولی همواره احساس ناراحتی می‌کنند.

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف

دارو و الکل، افزایش استرس و کاهش اشتغال گفته‌اند؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات

اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند که جامعه کنونی، کانونی ناسالم

در درون افراد به وجود آورده و آن‌ها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شکست‌های شخصی

وابسته کرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد، ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت‌ها اظهار

نظر کرده اند. بر اساس پژوهش‌های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است”Paul Kottl

روان پزشک مرکز پزشکی پنسیلوانیا کشف کرده است که ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم

کودکان به تلویزیون و افسردگی کبیر در ۲۴ سالگی وجود دارد. “Kottl می‌نویسد:

” اثرات اجتماعی برنامه‌های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی کبیر در

نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، کودکان ما را در معرض خشونت‌های ابلهانه

مکرر قرار می‌دهد و آن‌ها را هر چه بیشتر از تماس‌های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می‌کند. ”

افسردگی کبیر بیشتر در دهه‌های سوم و چهارم زندگی ظاهر می‌گردد و در غالب افراد بین شش

ماه تا یک سال، حتی بدون درمان رفع می‌شود؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می‌رود.

بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می‌دهد. خطر

افسردگی با تعداد بازگشت‌ها افزایش می‌یابد. بدین معنی که بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد

از سه بازگشت به نود درصد می‌رسد.

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می‌دهند

  • اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد.
  • اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
  • اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد.
  • اگر فرد نسبت به استرس‌ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
  • اگر فرد از افسردگی قبلی کاملاً بهبود نیافته باشد؛
  • گر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد

علائم جسمی و فیزیکی افسردگی و اضطراب

افسردگی می‌تواند باعث بروز علایم جسمی (فیزیکی) نیز شود.

افراد افسرده اغلب به این نتیجه می‌رسند که آن‌ها دارای یک بیماری جسمی هستند، زیرا احساس

خستگی زیاد و درد دارند.

افسردگی چه مشکلات جسمی ایجاد می‌کند

افسردگی بیماری است که ممکن است در هر سنی برای یک فرد ایجاد شود. افسردگی علائم

روحی و جسمی خاصی دارد که بروز هریک از این علائم بر کیفیت زندگی او تاثیر میگذارد.

این که گه گاه احساس ناراحتی کنیم، طبیعی است، اما افسرده بودن یک چیز کاملا متفاوت است.

افسردگی می‌تواند علائم گوناگونی داشته باشد که هم روحی است و هم جسمی. این علائم و

عوارض، زندگی روزمره‌ی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

آن‌هایی که افسردگی دارند، احساس اندوه، ناامیدی و تنهایی کرده و معمولا علاقه و تمایل خود را

به چیز‌هایی که زمانی برای شان لذت بخش بوده از دست می‌دهند. تمام این احساسات می‌توانند

در توانایی فرد برای عملکرد مناسب مداخله کرده و اثری وحشتناک بر کیفیت زندگی او بگذارند.

هر چند خیلی از افراد نسبت به علائم روحی افسردگی آگاهی دارند، اما علائم جسمی مربوط به

افسردگی اغلب نادیده گرفته می‌شود، چون ظاهرا ارتباطی دیده نمی‌شود. برای فهم و درک افسردگی

باید از علائم جسمی آن نیز مطلع باشید تا به موقع آن را تشخیص داده و به دنبال درمان بروید.

۸ نشانه جسمی افسردگی

  • ۱. افزایش یا کاهش وزن

افسردگی، روی هورمون‌های تنظیم کننده‌ی اشتها اثر گذاشته و باعث می‌شود میل داشته باشید

بیشتر یا کمتر از حد معمول غذا بخورید. همچنین مشکلات خواب ِ. مربوط به افسردگی هم می‌تواند

مشکل اشتها را تشدید کند، چون کمبود خواب هم هورمون‌های گرسنگی و سیری را مختل می‌کند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۸ در نشریه‌ روانشناسی سلامت منتشر شد گزارش می‌دهد که افراد

افسرده، به میزان زیادی در معرض ابتلا به چاقی هستند. این یافته ها، نتیجه‌ی مرور و بررسی اطلاعات

جمع آوری شده از ۱۶ مطالعه هستند. اگر شما یا کسی که می‌شناسید، تغییرات نسبتا ناگهانی

در وزن داشته است، لازم است به پزشک مراجعه کرده تا احتمال افسردگی بررسی شود.

  • ۲. احساس درد

گاهی درد عضله یا مفصل می‌تواند نشاندهنده‌ی افسردگی باشد. وقتی شما احساسات خود را درون

تان نگه می‌دارید، این احساسات نهایتا به شکل درد‌های جسمی بروز خواهند کرد. فرقی نمی‌کند

سردرد باشد یا کمردرد، هیجانات و احساسات سرکوب شده می‌توانند درد‌های جسمی را تشدید کنند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ انجام شده و در PLOS ONE منتشر شد دریافت بیمارانی که افسردگی

دارند یا افسردگی شان درمان شده یا دچار اختلال اضطراب هستند و همچنین آن‌هایی که علائم

شدیدتری دارند، در مقایسه با آن‌هایی که افسردگی یا اضطراب ندارند، درد‌های طاقت فرسای بیشتری

از نظر قلبی و تنفسی دارند. همچنین کمردرد در میان افراد دچار اختلالات خلقی یا اضطرابی شایع

است. دلیلش هم این است که افراد افسرده، عادت به پایین انداختن شانه‌ها دارند که منجر به

کمردرد می‌شود.

  • ۳. مشکلات معده

بین مشکلات گوارشی- نفخ و یبوست و سندرم روده‌ی تخریک پذیر و … – و افسردگی نیز ارتباط وجود

دارد. روده نسبت به وضعیت روحی واکنش نشان می‌دهد. همچنین سلول‌های عصبی موجود در روده‌ی

شما، ۸۰ تا ۹۰ درصد سروتونین بدن تان را تولید می‌کنند. سروتونین، یک فرارسان ِ. عصبی ِ. بهبود دهنده‌ی

خلق و خوست.

ضمنا افراد افسرده بیشتر به غذا‌های بسیار شیرین تمایل دارند که موجب التهاب مغز شده و تعادل

باکتری‌های خوب و بد را در روده بهم می‌زند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۱ توسط دانشکده‌ی پزشکی

دانشگاه استنفورد انجام شد اینطور اعلام می‌کند که برخی از بیماری‌های روانشناسی مانند افسردگی

بیشتر می‌توانند نتیجه‌ی اختلالات معدی و روده‌ای مانند سندرم روده‌ی تحریک پذیر باشند تا علت آن.

مطالعه‌ی دیگری هم که در سال ۲۰۱۴ صورت گرفته و نتایج آن در سالنامه‌ی روده شناسی منتشر

شد گزارش می‌دهد، اضطراب و افسردگی هر دو به سندرم روده‌ی تحریک پذیر و کولیت زخمی مربوط

هستند. یک ارتباط دیگری که بین این اختلالات روانشناسی و ناهنجاری‌های گوارشی وجود دارد این

است که بیماری‌های روده‌ای و معده‌ای مزمن می‌توانند روی رفتار‌های روانی – اجتماعی اثر بگذارند.

در مطالعه‌ی جدیدتری که در سال ۲۰۱۶ انجام شده و در PLOS ONE منتشر شد، محققان اطلاعات

مربوط به ۶۴۸۳ نوجوان آمریکایی را تجزیه و تحلیل کرده و دریافتند کودکان و نوجوانانی که سابقا از

ناهنجاری‌های روحی خاصی رنج می‌برده اند، به دفعات بیشتری دچار بیماری‌های جسمی می‌شوند.

  • ۴. مشکلات پوستی

هورمون‌های استرس به پوست آسیب می‌زنند. افسردگی باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول

می‌شود بنابراین مشاهده‌ی مشکلات پوستی در میان افراد مبتلا به افسردگی، شایع است. حتی

افسردگی می‌تواند بیماری های، چون اگزما، پسوریازیس و آکنه را تشدید کند.

بنا به گزارشی از Dermatologic Clinics، تقریبا ۳۰ درصد از بیماران پوستی، دچار اختلالات روانپزشکی

هستند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۵ نشان داد افسردگی و اضطراب در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس،

درماتیت آتوپیک، اگزمای دست و زخم‌های پا شایع است. ارتباط بین افسردگی و مشکلات پوستی

ممکن است به دلیل خودنادیده انگاری باشد که از پیامد‌های معمول در افسردگیست.

  • ۵. میگرن

سردرد‌ها و میگرن هم مانند درد‌های مزمن، با افسردگی مرتبط هستند. هر چند افسردگی می‌تواند

منجر به میگرن شود، اما خود ِ. افسردگی یک علامت شایع در افراد مبتلا به سردرد‌های میگرنی است.

میگرن می‌تواند دلیل ِ. پنهان ابتلا به اختلالات خلق و خو مانند افسردگی باشد و یا برعکس. این

ارتباط مخصوصا در افرادی که تجربه‌ی میگرن همراه با هشداردهنده‌ی حسی (آئورا) هستند، قوی‌تر

است؛ آئورا، دیدن جرقه‌های نور، نقاط کور و یا سوزن سوزن شدن دست‌ها و پا‌ها حین یک حمله‌ی میگرن است.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۱ در نشریه‌ی سردرد و درد منتشر شد گزارش می‌دهد آن‌هایی که دچار

میگرن همراه با آئورا هستند، بیشتر از کسانی که میگرن بدون آئورا را تجربه می‌کنند، در معرض افسردگی هستند.

 

  • ۶. مشکلات خواب

افسردگی می‌تواند طیف وسیعی از مشکلات مربوط به خواب را به بار بیاورد، شامل مشکل در به

خواب رفتن، مشکل در خواب مستمر و خواب آلودگی در طول روز. افسردگی اغلب همراه با کمبود

انرژی و احساس گیج کننده‌ی خستگی است که می‌تواند جزو ناتوان کننده‌ترین علامت‌های افسردگی

باشد. نکته‌ی عجیبی که وجود دارد این است که با وجود اینکه ممکن است خیلی احساس خستگی

و خواب آلودگی کنید، اما خواب تان کیفیت خوبی نداشته باشد.

نداشتن خواب با کیفیت و آرامشبخش می‌تواند موجب اضطراب شده و بیماری تان را بدتر کند. مطالعه‌ای

که در سال ۲۰۰۸ انجام شد گزارش می‌دهد، ناآرامی‌ها و شوریدگی‌های ذهنی و عینی در افسردگی

بسیار شایع هستند که آزاردهنده، فرسوده کننده و معمولا درمان نشده باقی می‌مانند. اختلالات خواب

بیانگر تغییراتی در عملکرد فرارسان‌های عصبی در مغز هستند که آسیب‌های چشمگیری به کیفیت

زندگی وارد می‌کنند.

  • ۷. درد قفسه سینه

درد قفسه سینه، علامتی معروف در بیماری‌های قلبی علائم جسمی افسردگی است. اما چیزی که خیلی از افراد نمی‌دانند

این است که درد قفسه سینه، با افسردگی ارتباط دارد و برعکس. افسردگی می‌تواند روی ریتم قلب

اثر بگذارد، فشار خون را بالا ببرد و انسولین را افزایش بدهد، کلسترول و هورمون استرس را هم افزایش بدهد.

مطالعه‌ای در سال ۱۹۹۸ انجام شد نشان داد افسردگی بالینی می‌تواند یک ریسک فاکتور غیروابسته

برای بیماری عروق کرونری، ده‌ها سال بعد از شروع افسردگی بالینی باشد. افراد افسرده، یک سیستم

استرس بیولوژیکی اختلال گر دارند که توصیه می‌شود افراد دچار افسردگی شدید، آزمایشات مربوط به

بیماری‌های قلبی و عروقی را حتما انجام بدهند. همچنین مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳ نشان دریافت، آن‌هایی

که دچار نارسایی‌های قلبی هستند و افسردگی علائم جسمی افسردگی  متوسط یا شدید دارند، در مقایسه با آن‌هایی که

افسردگی ندارند، چهار برابر بیشتر در معرض مرگ زودرس اند.

  • ۸. مشکلات دهان و دندان

افسردگی می‌تواند روی سلامت دهان و دندان‌ها نیز اثر بگذارد که عموما به دلیل عدم رعایت کافی

بهداشت و مراقبت‌های فردی است که از پیامد‌های افسردگی می‌تواند باشد. محققان دریافتند

افسردگی و اضطراب موجب از دست دادن دندان می‌شود.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۶ انجام شد توصیه کرده است امروزه روانشناسان باید از عواقب رژیم غذایی

نامناسب و دارو‌های روانپزشکی که بیماران دچار افسردگی مصرف می‌کنند آگاه باشند و اقدامات لازم

برای بررسی وضعیت بهداشت دهان و دندان را انجام دهند.

 

منبع :گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان،

  • مشاوره و روانشناسی کودک

بچه ها از چه سنی می توانند وارد فضای مجازی شوند؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

نظارت بر فعالیت های آنلاین کودکان در سال های آغازین آشنایی با رایانه و اینترنت

بسیار اهمیت دارد و لازم است تا کودکان در تمام لحظات تحت کنترل باشند. به علاوه،

کودکان تنها می توانند نیم ساعت در روز را با سایت های متناسب سن خود سپری کنند.

اما برای کودکان بالای هفت سال، شرایط فعالیت های اینترنتی کاملا تغییر می کند.

محدود کردن کودکان و نوجوانان در استفاده از فضای مجازی یک الزام است 

متاسفانه در حال حاضر کودکان حتی در سن ۸، ۹ سالگی در اینستاگرام صفحه‌های

شخصی راه‌اندازی می‌کنند که این موضوع می‌تواند آسیب بسیاری به کودکان وارد کند

چراکه ممکن است کودکان و نوجوانان به خاطر کنجکاوی‌های متعدد،‌ وارد فضاهایی

شوند و یا با افرادی معاشرت کنند که صدمات جبران ناپذیری به آنها و یا خانواده‌شان

وارد کند

اگر از ابتدای دوران تولد کودک، رابطه و صمیمیت بیشتری میان والدین و فرزند ایجاد

شود این موضوع می‌تواند ساختار مناسب دفاعی بسیار خوبی ایجاد کند تا کودک از

هرگونه سوءاستفاده و آسیبی دور باشد. صمیمیت در رابطه والدین و فرزند کمک می‌کند

تا کودک برای ورود به هر فضایی آنها را آگاه کند، با آنها مشورت کند و در هر شرایطی

نظر آنها را جویا شود. از طرفی دیگر، والدین می‌توانند براساس این صمیمیت شرایطی

فراهم کنند که امکان حضور مداوم کودک در فضای مجازی تعدیل یابد.

راهکارهایی بر اساس سن و مراحل مختلف 

۲ تا ۴ سال:

با شروع ۳ سالگی، برخی از کودکان را می توان از مزایای -مقداری جزئی- استقلال در

فضای وب بهره مند کرد از این رو آنها می توانند به کاوش و تجربه های جدید دست یابند

و حتی اشتباهات مختص به خود را مرتکب شوند.

البته این به مفهوم آزادی کامل کودکان در فضای اینترنت نخواهد بود. بهترین کار آن است

که والدین وب سایت های مناسب برای بازدید آنها را انتخاب کرده و خروج از وب سایت ها

نیز بر عهده فرزندان نباشد. البته وقتی فرزندانتان در سایت های ایمن شناخته شده هستند،

لازم نیست که تمام مدت بالای سر آنها ایستاده و یا کنارشان بنشینید.

۴ تا ۷ سال: 

در این محدوده سنی، کودکان شناسایی های جدید خود را در فضای مجازی آغاز می کنند،

اما همچنان حفظ رابطه نزدیک والدین و فرزندان در فضای اینترنت بسیار مهم است. زمانی که فرزند

شما در محدوده سنی مذکور قرار دارد، باید دسترسی او به اینترنت را تنها به سایت هایی که از قبل

مشاهده کرده اید و نسبت به محتوای مفید آن اشراف دارید، محدود نمائید.

بسیار مهم است که کودکان شما دراین محدوده سنی تجربه های مثبتی را از سایت هایی که با آن

سرو کار دارند، کسب کنند. این به مفهوم هر چه دور نگه داشتن کودکان از سایت های خطرناک نیست،

بلکه اطمینان حاصل کردن از آن است که سایت های مورد بازدید، فرزندانمان را به سمت تخریب فکری سوق نمی دهد.

۷ تا ۱۰ سال:

در این محدوده سنی، کودکان با نگاهی فراخانوادگی بدنبال کسب موجودیت اجتماعی و اطلاعات

بیشتر هستند. این زمانی است که فشار همسالان آغاز و تبدیل به یک مساله پیچیده برای بسیاری

از بچه ها می شود. به اعتقاد “ریچارد تافت” (روانشناس)، فرزندان -در محدوده ۷تا۱۰ سال- در جستجوی

استقلال بیشتر از والدین خود هستند.

در طول این سالها، باید مقداری هم به تقویت استقلال کودکان توجه داشت، اما بازهم تکرار می کنیم

که این به مفهوم کنار نشستن والدین نیست. همانطور که فرزندانِ خود را به تنهایی- در این محدوده

سنی- برای تماشای فیلم روانه نمی کنید، بسیار مهم است که در فضای مجازی نیز با آنها همراه باشید.

علاوه بر این، استفاده از نرم افزارهای فیلترینگ و محدود کردن کودکان به سایت های جستجو شده

از طریق موتورهای جستجو ایمن(برای کودکان) نیز باید مدنظر باشد.

۱۰ تا ۱۲ سال:

طی این دوره پیش از نوجوانی، بسیاری از بچه ها در جستجوی استقلال بیشتر هستند. حتی اگر

حس استقلال طلبی برجسته هم نشود، در این زمان استفاده از اینترنت برای انجام تکالیف مدرسه،

کشف منابع جدید برای سرگرمی، ورزش و سایر جذابیت ها آغاز می شود. رده سنی ۱۰ تا ۱۲

سال همچنین زمانی است که والدین نه تنها باید نگران نوع فعالیت های فرزندان خود در فضای

آنلاین باشند بلکه زمان و میزان کار با اینترنت نیز اهمیت می یابد.

در واقع وظیفه شما(والدین) این است که آنها را در مدیریت استقلال خود همیاری کنید. محدودیت هایی

را در کیفیت و زمان آنلاین بودن فرزندان اعمال کنید و مطمئن شوید که آنها در فعالیت های دیگر ماننند

ورزش، موزیک و کتابخوانی مشارکت دارند.

 

صمیمیت در رابطه والدین و فرزند کمک می‌کند تا کودک برای ورود به هر فضایی آنها را آگاه کند‎

۱۲ تا ۱۴ سال:

– در این گروه سنی، بچه ها بسیار اجتماعی می شوند و تمایل زیادی به گفتگوهای آنلاین(چت)

دارند. با تکرار قوانینی مربوط به حفظ حریم خصوصی برای فرزندانتان، مطمئن شوید که آنها اطلاعات

شخصی خود را منتشر نکرده و بدون هماهنگی شما با مخاطبان آنلاین خود(در اتاق های گفتگو)

قرار ملاقات نخواهند گذاشت.

همچنین تاکید بسیاری بر عدم تبادل عکس با افراد ناشناس در فضای اینترنت داشته باشید. در سن

۱۲ تا ۱۴ سال باید درک روشنی از این حقیقت وجود داشته باشد که افراد ناشناس در فضای اینترنت

ممکن است تا واقعیت فاصله زیادی داشته باشند.

– محدوده سنی ۱۲ تا ۱۴ سال، دورانی است که کودکان نسبت به مسائل جنسی علاقه نشان

می دهند. این کاملا برای آنها طبیعی است که در رابطه با جنس مخالف (و حتی همجنسان خود)

کنجکاو شوند و عجیب نیست اگر که بخواهند به تصاویر و موضوعات جنسی دسترسی داشته باشند.

طی این دوره اکتشافی اولیه، برای بچه ها بسیار مهم است که بدانند والدین آنها در اطرافشان هستند

و از فعالیت های آنها آگاهی دارند. لازم نیست که تمام مدت در اتاقی باشید که فرزندانتان مشغول به وبگردی

هستند اما آنها باید بدانند که والدین و سایر اعضا خانواده در هر زمان به اتاق مذکور درسترسی دارند و

می توانند در رابطه با فعالیت های آنلاین آنها پرسش هایی را مطرح کنند.

– اگر فرزندانتان به اکتشاف سایت ها با محتوای جنسی علاقه مند هستند، مضطرب نباشید. اینکه

چگونه وضعیت موجود را مدیریت خواهید کرد بستگی به دیدگاه شما پیرامون چنین مسائلی دارد.

توجه داشته باشید که زمان تغییر کرده و از این رو بچه ها با محتوا و موضوعاتی در اینترنت مواجه می شوند

که به مراتب صریح تر و جذاب تر از تجربه های شما(والدین) از مجلات در زمان گذشته است.

– اگر بچه ها در جستجوی اینترنتی جدیت بیشتر به خرج دهند، احتمالا به سایت ها و گروههای خبری

دست می یابند که با انتشار محتوا و ترویج توهمات جنسی موجب پریشانی و هراس آنها و حتی

خود شما خواهند شد. این احتمالا قوی ترین استدلال برای فیلترینگ اینترنت است و البته استدلالی

محکم برای حضور نزدیک والدین در فعالیت های آنلاین فرزندان، ترویج ارزش های خانواه و ایجاد فضایی

از اعتماد و صداقت بین والدین و فرزندان است.

– اکثر کودکان در این سن به دانلود نرم افزار بازی از اینترنت و استفاده از آن بصورت آنلاین و یا آفلاین

علاقه مند می شوند. برخی از این بازی ها ممکن است دارای محتوایی نامناسب از منظر والدین باشند،

از این رو باید بدانید که فرزندتان با رایانه خود چه فعالیت هایی را انجام می دهد، حتی در مواقعی که به

فضای مجازی متصل نیستند. نرم افزارهای مانیتورینگ در این زمینه مفید هستند.

– محدوده سنی ۱۲ تا ۱۴ سال، دوره ای است که اکثر والدین آن را به عنوان زمانی مناسب برای

صحبت در رابطه با مسائل جنسی-با فرزندان خود- انتخاب می کنند. مطمئنا ایده خوبی خواهد بود اگر

به “واکنش” های خود در برابر کشف ناگهانی مشاهدات نامناسب فرزندتان در اینترنت هم کمی فکر کنید.

– شما می توانید از فیلترینگ و مانیتورینگ فعالیت های اینترنتی فرزندان خود در این رده سنی استفاده

کنید، اما ممکن است با مقاومت های نیز مواجه شوید. نکته مهم آن است که با فرزندان خود صادق

باشید و آنها درک روشنی از نوع و علت اقدامات پیشگیرانه شما داشته باشند. برای مثال، اگر از نرم

افزار فیلترینگ استفاده می کنید، باید فرزندتان را در جریان دلایل اقدام خود در راستای پیشگیری از

مواجه وی با محتوای نامناسب قرار دهید. همانطور که مانع حضور فرزند خود در برخی مکان ها -در

دنیای واقعی -می شوید، از امتیاز سرپرستی خود بهره برده و مانع دستیابی فرزندانتان به مکان هایی

مشخص و البته نامناسب در فضای مجازی شوید.

 

 

۱۴ تا ۱۷ سال:

این دوره سنی یکی از هیجان انگیزترین و پرچالش ترین دوره ها در زندگی فرزندان و حتی والدین
به شمار می رود. نوجوان شما بلوغ جسمی، احساسی و فکری را آغاز می کند و مشتاق است

تا استقلال هر چه بیشتر از والدین را تجربه کند. برخی از والدین این استقلال طلبی را به عنوان

زمانی برای رها کردن فرزندان خود تلقی می کنند اما تغییرات رفتاری فرزندان در این دوره به

مفهوم ترک وظایف سرپرستی از جانب والدین نیست. در این رده سنی، فرزندان در دوره ای

مهم و پیچیده از دوران زندگی خود قرار دارند و استقلال وهدایت را به همراه هم باید تجربه کنند.

در این دوره سنی، نوجوانان مستعد حضور در فعالیت های مخاطره آمیز آنلاین و آفلاین هستند.

با آنکه احتمال سو استفاده از یک نوجوان در اتاق های گفتگو(چت روم) بوسیله اشخاصی که با

آنها ارتباط برقرار می کند، بسیار کمتر از سایر گروههای سنی (قبلی) است اما این امکان وجود

دارد که نوجوان شما، اشخاصی را در فضای آنلاین ملاقات کند و از این مللاقات احساس خوبی

داشته باشد و در نهایت این رابطه را وارد دنیای حقیقی کند. نوجوانان باید بدانند هر کسی را

که در فضای مجازی ملاقات می کنند لزوما همانطور که خود را معرفی می کند، نیست و این

نکته ای بسیار مهم است.

اگرچه گاهی اوقات انتقال آموزه های ایمنی به نوجوانان دشوار است، اما آنها معمولا نیاز

به محافظت از خود در برابر کسانی که به دنبال سو استفاده هستند را می دانند. این درک باید

برای نوجوانان فراهم شود که تحت کنترل بودن آنها به مفهوم هوشیاری و آمادگی در برابر اشخاص

آسیب رسان است.

همانطور که اشاره شده بزرگترین خطر را می توان ملاقات دوستان فضای مجازی در دنیای واقعی

درنظر گرفت. اما در هر صورت اگر نوجوان شما با دوستی از فضای مجازی در دنیای واقعی ملاقات

کرد باید توجه داشت که این ملاقات در یک مکان عمومی برگزار شود.

والدین همواره توجه کنند که خودشان در دوران نوجوانی چه تمایلات و علاقه هایی داشته اند

تا بدین وسیله انتظاراتی معقول در رابطه با فرزندان داشته و از واکنش بیش از اندازه در هنگام

خطاها به دور باشند.

اگر نوجوان به شما اعتماد کرده و دررابطه با چیزی ترسناک یا نامناسب که در اینترنت با آن مواجه شده،

توضیحاتی را ارائه داد، هرگز مانع دسترسی وی به اینترنت نشوید. بلکه همراه او باشید و با هم تمرین کنید

تا در آینده چنین تجربیاتی مجددا روی ندهد. به خاطر داشته باشید که نوجوانان شما بزودی

به دوره بزرگسالی می رسند و نیاز دارند تا نوع رفتار مناسب و قضاوت عادلانه را بیاموزند و در نهایت

به برداشتی شخصی در رابطه با وبگردی و حتی زندگی در شرایط ایمن برسند.

– کاملا متناسب با این رده سنی است که فعالیت هایی مانند ارسال ایمیل، پیام رسان های فوری،

وبگردی، دانلود و بازی را در فضای اینترنت تجربه کنند.

– توسعه اساسی فعالیت های اینرتنتی در این رده سنی مربوط به زمانی است که بچه ها استقلال

و حریم خصوصی می خواهند. آنها هویت های مختلف را تجربه کرده و مرزهای گذشته را به چالش می کشند.

– مهارت های تفکر و اخلاق گرایی فرزند خود را در محدوده نگرانی های پیشگیرانه، احساسات

و نیازهای دیگران پروش دهید.

– به فرزندانتان کمک کنید تا مفاهیمی چون دانلود غیرقانونی و عواقب چنین اشتباهاتی را برای

خود و دیگران بیاموزند

– “اعتماد” در اینجا مساله ای بسیار مهم است. پس از آنکه به فرزندان خود آموزش های لازم در

رابطه با مبدل شدن به یک “شهروند دیجیتال مسئول” را ارائه کردید، به نیاز فرزند خود برای برخورداری

از حریم خصوصی احترام بگذارید.

– داشتن رفتاری فراتر از حد انتظار و محدودیت هایی بیش از استاندارها موجب از میان رفتن

فضای اعتماد میان شما و فرزندانتان خواهد شد.

تعیین حداقل سن مجاز برای ورود به شبکه های اجتماعی در اروپا

سن مجاز کودکان برای ورود به شبکه های اجتماعی ۱۶ سال تعیین شد ،حداقل سن مجاز کودکان برای حضور

در شبکه‌های اجتماعی از ۱۳ سال به ۱۶ سال در اواخر سال ۲۰۱۵ ، نشان‌ دهنده وجود نگرانی‌ هایی

در سایر کشور‌ها در مورد استفاده کودکان از شبکه ‌های اجتماعی است. علاوه بر این، طی یک نظرسنجی

که در ژوئن ۲۰۱۴ در اسپانیا انجام شد، نشان داده شد که درصد قابل توجهی از والدین، از حضور

کودکان ۱۰ تا ۱۷ ساله خود در شبکه‌ های اجتماعی و قرار دادن اطلاعات شخصی در دسترس عموم،

جلوگیری به عمل آورده و یا فعالیت‌‌ های کودکان توسط والدین نظارت می‌ شود.

  • استرس کودک

بهترین راه برای از بین بردن استرس کودکان

ارسال شده در: هومینو | ۰

کودکان

بهترین راه برای از بین بردن استرس کودکان، پیدا کردن منبع استرس اوست

متخصص اعصاب و روان، با اشاره به تکنیک‌هایی برای مدیریت استرس کودک

می‌گوید: بهترین راه برای از بین بردن استرس کودکان، توجه به علایم استرس

و صبوری و دوستی با کودک برای پیدا کردن منبع استرس اوست.
خدایی می‌گوید: استرس در فارسی به هرگونه عامل یا فشار روان شناختی اطلاق

می‌شود که از بیرون یا درون بر بدن انسان وارد می‌شود و متابولیسم‌های روان‌شناختی

او را تغییر می‌دهد. او ادامه می‌دهد:  در دسته‌بندی استرس‌ها می‌توان آنها را به ۳ دسته

«خوب»، «خنثی» و «بد» تقسیم بندی کرد؛ استرس‌های خوب شامل خبرهای خوب، تغییر

مقطع تحصیلی، جابه‌جایی و نقل مکان به خانه جدید برای کودک است.

استرس‌های خنثی اما اخباری چون اخبار زلزله، قتل و … هستند که تأثیر مستقیمی روی

کودک و خانواده‌اش ندارد. ولی استرس‌های بد مانند فوت، جدایی والدین، تنبیه‌های بدنی

و آزار جنسی استرس‌هایی با شدت بیشتر و اثرات پایدارتری در کودکان است.خدایی اضافه می‌کند:

استرس‌ها از نظر شدت تأثیرشان به ۳ دسته حاد یا ناگهانی، مزمن و استرس‌های

طول زندگی تقسیم می‌شود. و درباره علایم استرس در کودکان معتقد است:

به دلیل نبودِ مکانیزم‌های تطابقی در کودکان، این علایم با بزرگسالان متفاوت

است. مکانیزم‌های تطابقی در بروز استرس به بزرگسالان کمک می‌کند با بیان

کردن موضوع، از شدت آن بکاهند.
این روانپزشک می‌گوید: زمانی که استرس سیستم دفاعی روانی کودک را به هم

بریزد، معمولا خود را به صورت علایم جسمانی و گاهی اوقات علایم روانشناختی

نشان می‌دهد: تنگی نفس، تیر کشیدن قفسه سینه، دل درد و تپش قلب از جمله

علایم جسمانی، گوشه‌گیری، گیجی، بی‌تمرکزی، بی‌علاقگی به بازی یا صحبت کردن

با دیگران و افت تحصیلی از علایم روانشناختیِ ناشی از استرس در کودکان است.

 افت تحصیلی از علایم روانشناختیِ ناشی از استرس در کودکان است

خدایی همچنین به چگونگی مدیریت استرس کودکان می‌پردازد و می‌گوید:

بسیاری از والدین در هنگام مواجهه با علایم استرس و اضطراب در کودک‌شان،

شروع به سوال پرسیدن از او می‌کنند و با حالت تحکم و بازپرسی از کودک

می‌خواهند که دلیل استرس و تنش‌های روانی خود را بازگو کند؛ اما غافلند

از اینکه کودکان نمی‌توانند احساسات خود را به خوبی بیان کنند. به گفته

خدایی، نخستین قدم برای مدیریت استرس کودک، صحبت کردن با او به زبان

خودش، یعنی زبان کودکی است. او می‌گوید: والدین باید سعی کنند از روش‌های

کودکانه به دنیای فرزندان‌شان راه پیدا کنند، او را بشناسند و به تدریج با او دوست شوند.
ایشان تأکید می‌کند: زمان بیشتری را به کودکان خود اختصاص دهند
و هیچ‌گاه برای پیدا کردن دلیل استرس او عجله نکنند. صبور باشند،
و این را بدانند که ۹۰ درصد مشکلات با بیان استرس برطرف می‌شوند.

خدایی می‌گوید: به جای پرسیدن سوالات مستقیم، به شکل غیرمستقیم،

برای مثال استفاده از اسباب بازی، بازی‌های فکری، جدول یا داستان‌پردازی

از کودک بخواهید درباره مشکلش با شما صحبت کند. به کودک خود توهین

نکنید. اصطلاحات مثبتی که بار تحقیر دارند مثل «تو دیگه بزرگ شدی، مرد

خونه شدی… این چه رفتاری‌ست که داری؟» را به کار نبرید و سعی نکنید کودک

خود را واردار به تغییر در رفتارش کنید. به شکل بازپرسی و با نیت کشف استرس

نباید با کودک برخورد کرد.
خدایی با اشاره به اینکه بسیاری از کودکان در جمع‌های خانوادگی، هنگام غذا خوردن

یا تفریح کردن و تماشای تلویزیون حرف‌‌های خود را بیان می‌کنند، می‌گوید: تا حد ممکن

از  جر و بحث‌های خانوادگی، بزرگ‌نمایی مشکلات و بازگویی اخبار حوادث در خانه

خودداری کنید. محیط خانه برای کودک باید شاد باشد. سعی کنید برای کودک حدود

اختصاصی مشخصی مانند میز یا کمد اختصاصی در نظر بگیرید تا بتواند در این فضا

تنها باشد و کمی با خودش خلوت کند.
خدایی می‌گوید: بسیاری از کودکان مضطرب، به مرورِ زمان، وسواسی می‌شوند، مثلا

شرایط را مدام چک می‌کنند، سوالات تکراری می‌پرسند و رفتارهای تکراری از خود نشان

می‌دهند که نشان از رفتار وسواسی ناشی از منشی اضطرابی است.

منبع:ninisite.com

  • مشاوره و روانشناسی

نارکولپسی یا حمله خواب چیست و چه علائمی دارد؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

نارکولپسی یک اختلال عصبی و حمله خواب است که بر کنترل خواب و بیداری تأثیر می گذارد ، افراد مبتلا به نارکولپسی

تجربه خوابیدن زیادی در روز دارند و در دوره های متناوب و غیرقابل کنترلی در طول روز می خوابند. این

حملات ناگهانی خواب ممکن است در طول هر نوع فعالیتی در هر زمانی در روز رخ دهد.نارکولپسی یا حمله خواب

نارکولپسی یا حمله خواب

در یک چرخه خواب معمولی، ما در ابتدا وارد مراحل اولیه خواب و سپس مراحل خواب عمیقتر و در نهایت

(پس از ۹۰ دقیقه) حرکت سریع چشم (REM) می شود. افرادی که از نارکولپسی رنج می برند، تقریبا بلافاصله

در چرخه خواب قرار می گیرند ، این خواب REM است که ما می توانیم رویا و فلج عضلات را تجربه کنیم – که

برخی از علائم نارکولپسی را توضیح می دهد.

نارکولپسی معمولا بین ۱۵ تا ۲۵ سالگی شروع می شود، اما در هر سنی ممکن است آشکار شود ، در بسیاری

از موارد، نارکولپسی تشخیص داده نمی شود و بنابراین درمان نمی شود.

نارکولپسی یا حمله خواب چیست و چرا اتفاق می افتد؟

چه دلایلی باعث نارکولپسی می شود؟

علت نارکولپسی شناخته شده نیست، با این حال، دانشمندان پیشرفت هایی را در جهت شناسایی

ژن هایی که به شدت مرتبط با این اختلال هستند، می کنند این ژن ها تولید مواد شیمیایی در مغز

را کنترل می کنند که ممکن است مسئول سیگنال های خواب و بیداری باشند.

بعضی از کارشناسان معتقدند که نارکولپسی ممکن است به علت کمبود تولید ماده شیمیایی به نام

هیپوکتین توسط مغز باشد علاوه بر این، محققان ناهنجاری هایی را در نقاط مختلف مغز که مسئول

تنظیم خواب هستند را کشف کرده اند.

این ناهنجاری ها ظاهرا به پیشرفت علائم مشارکت می کنند و طبق نظر کارشناسان، احتمالا نارکولپسی

شامل عوامل متعددی است که باعث اختلال در عملکرد عصبی و اختلالات خواب می شوند.

علت نارکولپسی یا حمله خواب چیست؟

علائم نارکولپسی چیست؟

نشانه های نارکولپسی عبارتند از:

خواب آلودگی زیادی روزانه (EDS):

به طور کلی، EDS به طور روزانه با فعالیت های طبیعی مواجه می شود، هرچند که فرد مبتلا به نارکولپسی

در شب به میزان کافی خوابیده باشد. افراد مبتلا EDS این موارد از علائم را ذکر کرده اند، ناراحتی روانی،

کمبود انرژی و تمرکز، افت حافظه، خلق و خوی افسرده و / یا خستگی شدید.

علائم و نشانه های نارکولپسی یا حمله خواب

کاتاپلسیک:

این علائم شامل کاهش ناگهانی تن ماهیچه ای است که منجر به احساس ضعف و از دست دادن کنترل عضلات

می شود. این می تواند علائمی از رنج بی حوصلگی تا غش کردن کامل بدن باشد، بسته به عضلاتی که درگیر

هستند و اغلب از طریق احساسات شدیدی مانند غافلگیری، خنده، یا خشم ایجاد می شود.

غش کردن در نارکولپسی یا حمله خواب

توهم ها:

معمولا این تجربیاتی واضح و اغلب ترسناک هستند ، محتوا در درجه اول بصری هستند، اما هر یک از حواس

دیگر می تواند درگیر باشد. زمانی که در هنگام بیداری اتفاق می افتد، این احساسات توهمات خواب آور نامیده می شوند.

توهم های نارکولپسی یا حمله خواب

فلج خواب:

این علائم عبارتند از عدم توانایی حرکتی و صحبتی موقت در هنگام خواب یا بیدار شدن ؛این قسمتها به طور

کلی مختصر هستند و می تواند چندین دقیقه طول بکشند. پس از پایان این بخش، افراد به سرعت ظرفیت

خود را برای حرکت و صحبت کامل می کنند.

فلج خواب در بیماری نارکولپسی یا حمله خواب

چگونگی تشخیص نارکولپسی یا حمله خواب ؟ 

معاینه فیزیکی و تاریخچه پزشکی جامع برای تشخیص مناسب نارکولپسی ضروری است با این حال، هیچ

یک از علائم منحصر به نارکولپسی نیستند. چندین آزمایش تخصصی وجود دارد که می تواند برای درمان

اختلالات خواب یا آزمایشگاه خواب انجام شود، ولی معمولا قبل از تشخیص دادن انجام این تست ها لازم

است. دو آزمایش که در تایید تشخیص نارکولپسی ضروری هستند، پلیسومنوگرافی (psg) و آزمون تأخیر خواب چندگانه (mslt) است.

تست PSG یک تست در نصف شب است که اندازه گیری های مستمری در چند حالت بیمار خواب برای

تایید سند غیر طبیعی بودن چرخه خوابش گرفته می شود. PSG می تواند به تشخیص اینکه خواب REM

در زمان غیرطبیعی در چرخه خواب اتفاق می افتد که می تواند احتمال بروز علائم فرد از داشتن مشکل

دیگری را از بین ببرد یا خیر.

ا MSLT در طول روز برای اندازه گیری گرایش فرد به خوابیدن و تعیین اینکه آیا عناصر جدا شده ای برای

خواب در زمان نامناسب در طول بیدار می شوند، وجود دارد یا خیر ، به عنوان بخشی از آزمایش، از فرد

خواسته می شود تا چهار یا پنج چرت کوتاه را معمولا در هر دو ساعت انجام دهند.

روش های تشخیصی بیماری نارکولپسی یا حمله خواب

چگونگی درمان نارکولپسی ، حمله خواب چطور درمان می شود؟

اگر چه برای درمان نارکولپسی هیچ درمانی وجود ندارد، اما بیشترین علائم اختلال نارکولپسی

(علائم و نشانه های خواب غیر طبیعی مانند کاتاپلسیک) در اکثر افراد مبتلا با دارو درمان می شود.خواب آلودگی

با محرک هایی مانند آمفتامین درمان می شود، در حالی که نشانه های خواب غیر طبیعی با داروهای ضد افسردگی درمان می شوند.

اخیرا یک داروی جدید برای افرادی که از نارکولپسی رنج می برند، تایید شده است این دارو، ایکسرم نام دارد،

کمک می کند تا افرادی که مبتلا به نارکولپسی هستند، خواب شبانه بهتری داشته باشند و اجازه می دهد در طول روز خواب کمتری داشته باشند.

درمان بیماری نارکولپسی یا حمله خواب

بیماران مبتلا به نارکولپسی می توانند به طور قابل ملاحظه ای با درمان های پزشکی بهبود یابند — نه درمان کامل.

بهبود شیوه زندگی مانند اجتناب از کافئین، الکل، نیکوتین و وعده های سنگین، تنظیم برنامه خواب، برنامه ریزی
کردن چرت زدن های روزانه (۱۰ تا ۱۵ دقیقه ای) و تعیین ورزش های طبیعی و برنامه های غذایی می تواند باعث کاهش علائم این اختلال شود.

نکاتی در رابطه با تربیت نوجوان

ارسال شده در: هومینو | ۰
اساسی ترین نیاز نوجوان: احساس محبت
جامعه شناسان و روانشناسان بر این عقیده اند که اساسی ترین نیاز یک نوجوان،
احساس عشق عاطفی از جانب بزرگسالان اصلی زندگی خویش است.
دیوید پاپ نو، استاد جامعه شناسی دانشگاه رانجرز می نویسد:
کودکان زمانی به بهترین وجه، رشد می کنند که از فرصت روابط گرم،
صمیمی، پایدار و مستمر با پدر و مادر خود بهرمند باشند. اگر والدین و
سایر بزرگسالان مهم زندگی نوجوان نیاز او به عشق را برطرف نکنند،
نوجوان در انواع مکان های نامناسب به جستجوی عشق خواهد پرداخت.
پسران محروم از محبت، که از سوی معلمان و والدین طرد شده اند هدف
اصلی جوانان و بزرگسالان ناباب اجتماعی و خلاف کار هستند.

در اعماق وجود نوجوان آرزوی ارتباط با والدین و پذیرفته شدن از سوی آنان و

مورد حمایت قرار گرفتن آنان وجود دارد. زمانی که این اتفاق بیافتد
نوجوان احساس می کند مورد عشق والدین است. وقتی نوجوان، ارتباطی با
والدینش نداشته باشد و حمایت و پذیرش آنان را لمس نکند، مخزن عشق درونش
خالی می شود و این خلاء بر رفتار او اثر می گذارد. اگر والدین می خواهند
نوجوان شان احساس محبت کند باید مدتی از وقت خود را به او اختصاص بدهند.
وجه دیگر مهرورزی به نوجوان تان اینست که از او حمایت کنید و او را بپرورید.

والدین پرورش گر، نگرش مثبت دارند. آنها دیگران را تشویق می کنند و به دنبال نکات

مثبت چیزهایی هستند که نوجوان شان انجام می دهد و می گوید و به آنها ابراز می کند.
والدین پرورش گر، والدین دلسوزی هستند که همیشه به دنبال راه هایی برای بهبود زندگی
نوجوان شان می گردند.

نکاتی پیرامون ارتباط با نوجوان

از نازپرورده کردن اجتناب کنید. کاری را که نوجوان می تواند خود انجام دهد،

به جای آنها، انجام ندهید. احترام متقابل و اعتماد متقابل مبنای یک رابطه برابرند.
از کنترل کردن دست بکشید. از جنگ قدرت بپرهیزید. بدانید که جبر و زور اگر
از ناحیه پدر و مادر باشد، تولید مقاومت می کند.

از نوجوانان خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید. روابطی فراهم آورید

که نوجوان ها بخواهند تن به همکاری بدهند، به خود متکی شوند و قبول مسئولیت کنند.
نوجوانان را تشویق کنید. روشهای تشویق نوجوان عبارتند از: دادن مسئولیت،
توجه به همکاری نوجوان در منزل، نظر خواهی از او، تشویق کردن نوجوان برای
مشارکت در تصمیم گیریها، قبول اشتباهات، تاکید به جریان و فرآیند به جای توجه به
نتیجه، تبدیل جنبه های منفی به مثبت، احترام به قضاوت نوجوان، داشتن انتظارات
مثبت و به دیده متفاوت بر مسایل نگاه کردن. در هر یک از ویژگیهای فرزندانتان به
جنبه های مثبت آن توجه کنید.

گوش دادن روشی برای کمک به نوجوان است تا با مشکلاتش بهتر روبه رو شود.

برای اینکه موثر گوش دهید غرولند نکنید، انتقاد نکنید و از تهدید کردن، مسخره کردن یا
تضمین دادن بی جهت خودداری ورزید. آرامش داشته باشید و علاقه نشان دهید.
از بحث و منازعه دوری کنید. انتقاد را به حداقل برسانید. اگر فکر می کنید انتقاد ضرورت دارد،
به جای شخص از عمل او انتقاد کنید. توافق های به عمل آمده را رعایت کنید.
نه تنها نوجوانتان بلکه خودتان را هم تشویق کنید.

نکاتی طلایی در رابطه با نوجوان

استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن): یعنی مسائل و مشکلات نوجوان

را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش
دائم باز خواست ننمائیم.

ایفای نقش راهنمایی، بجای دستوری: در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است
از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او،
خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او
را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

آموزش: مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت

به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی
آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت،
برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل  آموزش داده شود.

اعتماد سازی: باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و

جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت: ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و

صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و
خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

الگوهای رفتاری والدین: نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و

با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است.

پرهیز از مناقشات خانوادگی: خانه بایستی محل آرامش و جایی امن برای اعضاء خانواده

به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به
آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

شناخت دوستان : دوستان نوجوان خود را بشناسیم. کودکان وقتی بزرگ می شوند و به مدرسه می روند به خصوص زمانی که به سن نوجوانی می رسند، بیشتر از دوستان خود تقلید می کنند. نوجوان بسیار آسیب پذیر است و اگر دوستان او رفتارهای خوبی نداشته باشند به راحتی می توانند او را به بدآموزی و خلافکاری بکشانند.

ایجاد تعادل بین آزادی نوجوان و مراقبت از او: نوجوان بزرگ شده است و به آزادی نیاز دارد. اما چون آسیب پذیر است و در بسیاری از موارد به جای عقل و منطق از احساسات خود پیروی می کند، به مراقبت مناسب هم احتیاج دارد، اگر بتوانیم در دادن آزادی به نوجوان و مراقبت از او زیاده روی نکنیم و اندازه نگه داریم، به هر دو نیاز او پاسخ مثبت داده ایم و از خطرهایی که آزادی زیاد و مراقبت شدید ایجاد می کنند، پیشگیری کرده ایم.

رفتار نوجوان تکرار رفتار شماست
تمام رفتارهای والدین را مانند یک دوربین مخفی ضبط می کند. طریقه رفتار شما در شرایط سخت یکی از مهم ترین نکاتی است که در آینده، سرنوشت او را تحت تاثیر قرار می دهد و او را در برابر مشکلات مقاوم می سازد. در واقع او با ثبت تک تک رفتارهای شما در شرایط مختلف می آموزد که چگونه رفتار کند. پس خوب رفتار کنید و به نوجوان تان بیاموزید با کوچکترین اتفاق پرخاشگری نکند. این امر که در عمل به او بیاموزید که رفتار خوب تاثیرات مثبت خواهد داشت به او کمک می کند تا رفتارهایش را مطلوب تر کند. رفتار او تعیین کننده جایگاه اجتماعی او در گروه دوستان و بزرگسالان است.

به او بگویید رفتار و منش خوب چگونه زندگی او را تغییر می دهد. هر رفتاری که کودک از روزهای اول در کنار خانواده اش تجربه می کند، به مرور عادت می شود و هر چقدر رفتارها سنجیده تر باشد، باعث می شود، موفق تر عمل کند.

مردهای ممنوعه برای ازدواج

ارسال شده در: هومینو | ۰

نکات مهم برای ازدواج 

در طول روز مسائل مختلفی را باید به ذهن بسپاریم؛ از قبوض و برنامه‌های کاری

تا مسائل شخصی و زندگی خانوادگی. با افزایش سن ممکن است این به خاطر

سپردن دچار فرسایش شود که با اینروش‌ها می‌توانید حافظه‌تان را تقویت کنید

شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاه

این کار را برای تمسخرهمسر خود انجام می دهند. بالاخره یک روز کارشان به

دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند

و معمولاً فراموشکار هم میشوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد

می برند چون از قدیم گفته اند که «دروغگو همیشه فراموشکار است! »

اخیراً «دکتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگاه

پنسیلوانیا، کتابی تحت عنوان«چگونه دوست خود را انتخاب می کنید» منتشر

کرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است.در این کتاب دکتر

«آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد کرده و آنها را از ازدواج با «۸»

نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است.

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند

: اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

ازدواج
ازدواج

نوع دوم: مرد عصبی مزاج

این نوع مرد ، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً

سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی

که روحی عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع

و مشاجره یسختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به

کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایاندور و نزدیک تلخ می سازند!

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری میکند و سر سوزنی گذشت ندارد ،

به درد زندگی نمی خورد.البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر

چه میخواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد استکه بیشتر مشاجراتی که در خانه

روی می دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ،خیلی از زن

و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش

قایل نیستند،البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در

اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان میگردد.

پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام میدهد، پول را با حساب وکتاب و مناسب

خرج میکند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری

شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.
نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!

شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های کوچکی می گویند

و یا گاه این کار را برای تمسخر همسرخود انجام میدهند. بالاخره یک

روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در

دنیایی از وهمو خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم میشوند و

تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم

گفته اند که «دروغگو همیشه فراموشکار است! »

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!
پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری

هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال

کرده و در رفع آن کوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح می دهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ

موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر

خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود.

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!
ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در

لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار میکند.

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!
شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما

نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر

خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند . پس چه وقت میتواند به شما رسیدگی کند، چه وقت

فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان،

همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرفهای بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس

میشود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.
نوع هشتم : مردان راحت طلب!
شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است . مردی که بی هدف و بیهوده پشت

شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند،

یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و

مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی

در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به…. هیچ وجه صلاح نیست….

۶ دلیل درخواست کمک از مشاوره خانواده

ارسال شده در: هومینو | ۰

به مشاوره خانواده نیاز دارید وقتی‌که توانایی برقراری ارتباط با همسر خود را ندارید

وقتی رابطه زناشویی شما با همسرتان خوب نیست، بهبود رابطه زن و شوهر اغلب دشوار است.

عدم مهارت برقراری ارتباط صحیح با همسر می‌تواند شامل هر چیزی که منجر به ایجاد احساس افسردگی،

احساس نا امنی، بی اعتنایی و یا عدم علاقه به گفتگو با همسر گردد باشد.

البته در این مواقع لحن صحبت با همسر در روابط زناشویی نیز تغییر می‌کند.

گاهی در ارتباط با همسر، طرز صحبت و گفتگو از موضوع گفتگو مهم تر است.

عدم مهارت برقراری ارتباط صحیح با همسر نه تنها موجب آسیب رساندن به احساسات می‌شود،

بلکه موجب سوء استفاده عاطفی یا جسمی نیز می گردد.

به مشاوره خانواده نیاز دارید وقتی با همسر خود همانند هم اتاقی رفتار می کنید

وقتی رابطه زن و شوهر بیشتر شبیه به هم اتاقی شود تا یک رابطه زناشویی، نیاز به

 مشاوره خانواده ضروری به نظر می‌رسد. این به آن معنا نیست که اگر زوج برخی رفتارها را

از خود نشان دادند، در زندگی زناشویی مشکل دارند. اگر بعد از ازدواج یکی از زوجین

در روابط زناشویی احساس کمبود محبت و صمیمیت از طرف همسر خود کند،

این احساس به شما القا می‌شود که با همسر خود هم اتاقی هستید تا یک زن و شوهر و

به عقیده کارشناسان مشاوره خانواده نشانه خوبی در ازدواج نیست.

به مشاوره خانواده نیاز دارید وقتی نمی دانید چطور اختلاف با همسر خود را حل کنید

وقتی زن و شوهر در زندگی زناشویی تفاهم نداشته و هر دو از این اختلاف آگاه باشند،

شناختن ریشهاختلاف در زندگی زناشویی فقط نیمی از ماجراست.

به‌عنوان مشاور خانواده بارها این جمله را از مراجعین خود می‌شنوم که می‌گویند:

ما علل اختلاف با همسر در زندگی خود را می‌دانیم اما نمی‌توانیم چگونه به حل مشکلات زناشویی خود پایان دهیم.

این موقع بهترین زمان است تا از شخص سومی برای کمک به حل اختلافات زناشویی با همسر خود کمک بگیرید.

اگر زوج در زندگی مشترک با همسر خود اختلاف دارند، یک مشاور خانواده خوب می‌تواند ازدواج شما

را به درستی هدایت کند تا از تجربه یک ازدواج موفق در کنار همسر خود لذت ببرید.

به مشاور خانواده نیاز دارید وقتی همسر شما رفتارهای منفی از خود نشان می‌دهد

به‌عنوان یک مشاور خانواده معتقدم آنچه ما در درون احساس می‌کنیم سرانجام به بیرون بروز خواهد کرد.

حتی اگر برای مدتی بخواهیم این احساسات را پنهان کنیم و در خود بریزیم، بالاخره از جایی

دیگر به بیرون بروز می‌کنند. احساسات منفی مانند احساس خشم یا احساس درماندگی

نسبت به همسر و ازدواج خود می‌تواند به رفتارهای مضر و گاهی آسیب‌زا دز زندگی مشترک تبدیل شود.

اگرچه گاهی اوقات در هنگام مشاوره متوجه می شویم زن با در نظر گرفتن شرایط زندگی، مثلاً به خاطر فرزندان،

تصمیم به حفظ رابطه و ادامه زندگی مشترک گرفته اما به این دلیل که هنوز ریشه مشکلات زناشویی

از بین نرفته، همسر مدام احساس کینه‌توزی می‌کند. این احساس کینه‌توزی سبب می‌شود زن آسیب‌های

گذشته خود را با بدرفتاری نسبت به شوهر خود تلافی کند.

یک مرکز مشاوره خوب می‌تواند به زوجین کمک کند چگونه احساسات منفی خود را تشخیص داده

و راه مناسبی برای برخورد و مقابله با این احساسات پیدا کنند.

به مشاوره خانواده نیاز دارید وقتی فکر می‌کنید طلاق آخرین گزینه است

وقتی زن و شوهر باهم اختلاف دارند و یا مدام دعوا با همسر دارند،

فاصله گرفتن اندک زوج از هم اغلب می‌تواند مفید واقع شود.

بااین‌حال، وقتی این فاصله گرفتن‌ها منجر به دوری و ترک منزل همسر به صورت مداوم شود،

حتماً باید از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

دور از هم زندگی کردن و به خانه نیامدن معمولاً اختلافات زن و شوهر را حل نمی‌کند.

در عوض، این طرز فکر را تقویت می‌کند که دور بودن از همسر مفید است و باعث تکرار بیشتر

این رفتار می‌شود. وقتی‌که همسر دوباره به خانه بازمی‌گردد، مشکلات زندگی و اختلافات زناشویی

قبلی هنوز وجود دارد اما به خاطر آنکه زمانی از آن موضوع گذشته اغلب توسط زوج نادیده گرفته می‌شود.

به مشاوره خانواده نیاز دارید وقتی فقط به خاطر فرزندان به زندگی با همسر خود ادامه می‌دهید

وقتی احساس می‌کنید فقط به خاطر فرزندان مجبور به ادامه زندگی مشترک با همسر خود هستید، حتما از یک مشاور خانواده خوب برای راهنمایی درخواست کمک کنید. برخلاف تصور زن و شوهر ، ادامه دادن چنین زندگی و رابطه‌ای درواقع آسیب جدی به تربیت کودک شما وارد می‌کند. بالعکس، اگر زن و شوهر قادر به حلاختلافات خود هستند و به ازدواج خود به‌عنوان یک رابطه سالم و مثبت نگاه کنند، این بهترین گزینه برایوالدین و فرزندان آنها خواهد بود.
به‌عنوان یک مشاور خانواده معتقدم فرزندان نباید بهانه ای برای ادامه زندگی مشترک زن و شوهر باشد.

به یاد دارم وقتی با یک نوجوان که در مدرسه مشکل داشت کار می‌کردم، او رفتار مخربی نشان می‌داد و نمره‌های درسی او در کلاس روز به روز در حال کاهش بود. وقتی از او دلیل چنین کارهایی را پرسیدم، پاسخ داد: من به‌خوبی می‌دانم که والدین من یکدیگر را دوست ندارند زیرا فقط نقش خوب بودن را بازی می‌کنند ولی هرگز مانند والدین دوستانم شاد و خوشحال نیستند.
فرزندان ما عموماً بسیاری شهودی و باهوش هستند. مهم نیست والدین چقدر و چگونه اختلافات زناشوییخود را در مقابل فرزندان کتمان کنند، اکثر فرزندان عدم رضایت پدر و مادر از ازدواج خود را احساس می‌کنند.
در پایان لازم به یادآوری است، همه ازدواج‌ ها قابل نجات نیستند اما در مورد خانواده هایی که اختلافات زندگی مشترک آن‌ها هنوز قابل‌حل و فصل است و در طول دوره زوج درمانی به اصول مشاوره خانواده و ازدواج خود متعهد هستند، مشاوره خانواده می‌تواند به آن‌ها در یافتن ریشه مشکلات زندگی بهبود رابطه با همسر کمک فراوانی کند.

  • مشاوره آنلاین

کنترل خشم و پرخاشگری

ارسال شده در: هومینو | ۰

مشاوره و روانشناس

مدیریت و کنترل خشم و پرخاشگری یکی از تکنیک ها و مهارت های ضروری در زندگی فردی و اجتماعی
است. ضرورت آن به این دلیل است که ما همیشه نمی توانیم خشم خود را بواسطه پرخاشگری نشان
دهیم. کنترل خشم بخصوص در روابط اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا عدم مدیریت و کنترل
خشم می تواند تبعات بسیار بدی به لحاظ روحی روانی، روابط خانوادگی، اجتماعی و حتی حقوقی به
همراه داشته باشد. با توجه به اهمیت موضوع در این مطلب قصد داریم راهکارهای مدیریت و کنترل خشم را به شما آموزش دهیم.

پرخاشگری چیست؟

در تعریف پرخاشگری باید گفت پرخاشگری رفتاری است که هدف از آن صدمه رساندن به خود یا دیگری

می باشد که بصورت عمدی یا غیرعمدی صورت می گیرد. زمانی که ما عصبانی و خشمگین می شویم

یکسری هورمون ها به دستور غده هیپوفیز، ترشح و وارد خون ما شده و در ادامه از طریق خون به اندام هایی

نظیر قلب، شش ها و … می رسد که باعث فعال شدن سیستم سمپاتیک بدن می شود که این موضوع

سبب افزایش ضربان قلب و تنفس سریع می شود. پرخاشگری و خشمگین شدن در این لحظات می تواند

بسیار خطرناک بوده و موجب بروز اتفاقات و تبعات جبران ناپذیری شود. به همین جهت لازم است راهکارهای کنترل خشم را بخوبی فرا بگیریم.

آموزش کنترل خشم و پرخاشگری

برای کنترل خشم شش روش پیشنهاد می شود که در زیر آنها را تشریح خواهیم کرد:

  • روش سه مرحله ای ( روش پیشنهادی و آسان )
  • روش تفکر مثبت
  • یادداشت برداری
  • تصویر کشیدن یا خط خطی کردن
  • سه نفس عمیق با تکنیک خاص آن که موجب آرامش می شود
  • مشاوره با متخصص روانشناس

روش سه مرحله ای کنترل خشم و پرخاشگری

همانطور که از نام این روش مشخص است انجام اینکار شامل سه مرحله است که بشرح زیر می باشد:

  • ترک محل بصورت مودبانه و بدون نشان دادن خشم و نشتن در جای
  • سرگرم کردن خود بواسطه شمارش اعداد یا مواردی نظیر فرستادن صلوات
  • صحبت کردن و تلاش برای حل مشکل (زمانی که خشم فروکش کرده و تن صدا آرام شده است)

در قدم اول می بایست محل را بصورت مودبانه ترک کنیم و در جایی مناسب بنشینیم. نشستن موجب

می شود که حالت تهاجمی از بدن ما خارج شود و شرایط برای آرامش فراهم شود. پس از اینکار می بایست

به نحوی خود را سرگرم کنیم. از جمله این موارد می توان به شمارش آرام از ۱ تا ۵۰ و یا فرستادن ۳۰

صلوات اشاره نمود. اینکار سبب می شود تا زمان قدری سپری شده و آرامش به جسم و روان ما بازگردد.

پس از اینکار که خشم فروکش کرده و تن صدا آرام شده است می بایست به محل بازگشته و با آرامش نسبت به حل مشکل اقدام نماییم.

روش تفکر مثبت برای کنترل پرخاشگری

مبنای این روش بر اساس مثبت اندیشی و خوشبینی است که یادگیری این مهارت نیاز به تمرین دارد.

برای یادگیری کامل و اصولی این روش و همچنین روشهای دیگر که در موارد فوق به آنها اشاره شد، پیشنهاد

می شود حتما با زدر ارتباط باشید. به این منظور شما می توانید از طریق صفحه تماس با ما اقدام به تماس و رزرو زمان مراجعه نمایید.

  • مشاوره

تاثیر گوش دادن به موسیقی بر روی مغز

ارسال شده در: هومینو | ۰

مشاوره آنلاین

اثرگذاری موسیقی بر روی افراد از زمان‌های گذشته کاملا به اثبات رسیده است. اگرچه روانشناسان

و دانشمندان تحقیقات تازه‌ای برای تشخیص این اثرگذاری بر روی مغز انسان انجام داده اند. این مطالعات

دقیق و جامع مطالب بیشتری را در مورد اثرات موسیقی بر عملکرد مغز نشان می‌دهد همچنین

مشخص می‌کند که قوی‌ترین اثر موسیقی بر روی مغز در ناحیه‌‌ی حافظه می‌باشد.

چه نوع موسیقی را باید گوش کرد ؟ 

ـتحقیقات اخیر بر روی دانشجویان زبان خارجی نشان می‌دهد، آن دسته از دانشجویانی که به میزان

کافی به گوش کردن موسیقی می‌پردازند قادر خواهند بود تا صدها واژه را در مدت زمان کمی به خاطر

بسپارند و مهمتر این که پس از گذشت زمان نسبتا طولانی در حدود ۹۲ درصد این لغات در حافظه‌ی

آنها باقی می‌ماند و این مهم از طریق گوش دادن به موسیقی کلاسیک منتج گردیده است. که به

خوبی می تواند اهمیت موسیقی در زندگی انسان را نشان دهد .

موسیقی و امتحان

در زمینه‌ی تجزیه و تحلیل مزایای گوش کردن به انواع موسیقی (کلاسیک یا جاز) و ضرب آهنگ آنها مطالعاتی

صورت گرفت و نتایج به دست آمده از آنها یکسان بود اگرچه مدت زمان گوش دادن به موسیقی و میزان

ریتم و ضرب آهنگ آن اثرات متفاوتی بر روی قوه‌ی حافظه و میزان یادگیری افراد در آزمون صورت گرفته،

داشته است به نظر می‌رسد که افرد اطلاعات را در زمانی که یک موسیقی با ریتم منظم پخش می‌شود

بهتر از زمانی که از ابتدا در حال یادگیری آن هستند به خاطر می‌آورند.

دیگر تحقیقات صورت گرفته در زمینه‌ی تعیین اثرات موسیقی بر مغز بر روی سه گروه از دانشجویان مبین

میزان متفاوت یادگیری و نتایج آزمون انجام شده می‌باشد که در این آزمایش گروهی به موسیقی آرام‌بخش

گوش می‌کردند و گروه دیگر به موسیقی موتزارت و گروه سوم بدون هیچگونه موسیقی تحت آزمون

هوش قرار گرفتند و در نهایت گروهی که موتزارت گوش می‌کردند بالاترین سطح نمرات را کسب کردند.

رابطه‌ی موسیقی و بیماری‌های مغز

مطالعات انجام شده نمایانگر پیشرفت در بهبود افراد مبتلا به بیماری آلزایمر می‌باشد زیرا افراد مبتلا به

این نوع بیماری پس از گوش نمودن به موسیقی از نظر ذهنی و یادآوری اطلاعات پیشرفت داشته و موسیقی

به برگرداندن اطلاعات فراموش شده آنها کمک می‌کند. از سویی اثرات مثبت موسیقی درمانی در

افراد مبتلا به بیماری پارکینسون کاملا مشهود است و مهارت‌های حرکتی این‌گونه افراد در زمان گوش

فرا دادن به موسیقی بهبود یافته و آنها را قادر می‌سازد تا بهتر راه بروند.

اثرات منفی

البته تمام انواع موسیقی قطعا اثرات مثبت بر روی مغز به همراه نخواهند داشت و برخی از آنها سبب

از میان رفتن تقارن میان نیمکره‌های مغز می‌شود. به عنوان مثال اثرات منفی پخش موسیقی با ریتم

تند و صدای بلند به هنگام تمرکز بر روی انجام کاری مشخص کاملا قابل درک می‌باشد و بسیاری از

اساتید معتقدند که این امر باعث عدم توانایی در یادگیری و اختلالات رفتاری در کودکان و همچنین

موجب کاهش تمرکز و توانایی انجام امور در بزرگسالان می‌شود.

از جمله این نوع موسیقی‌ها می‌توان از موسیقی‌های پرتنش سبک راک و رپ نام برد که دارای ضرب

آهنگ و ریتم‌های تند می‌باشند این مساله می‌تواند ناشی از این حقیقت باشد که تکرار زیاد از حد

منجر به ایجاد حس خشم و دشمنی خواهد شد.

برای دستیابی به اثرات مثبت موسیقی بر مغز، موسیقی باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد یعنی

نباید خیلی پیچیده بوده یا بیشتر ذهن را در هنگام کار مشغول نکرده و شخص را علاقمند نگه دارد.

همچنین جدید و متفاوت بودن موسیقی عامل دیگری است که مغز را فعال نگه داشته و از خسته شدن آن جلوگیری می‌کند.

نکات مهم در مشاوره زناشویی و مشاوره خانواده

ارسال شده در: هومینو | ۰

نکات مهم در مشاوره ازدواج و زناشویی و مشاوره خانواده

اخـیـراً مـقـاله ای در یـکـی از روزنــامه ها افراد را از خطرات احتمالی گـرفـتـن

کـمـک هـای تخـصـصی در زنــدگی های ازدواج و زنـاشـوییشان هشـدار داد. در ایـن مـقـاله

چـندین مثال از مـواردی آورده شـده بـود کــه در آن این متخصصین به جای بهـبـودی

بـخـشـیدن بـه زنـدگـــی دو نفر، برعکس صدمات بیـشـتـری نـیـز بـه آن زده انـد.

بـه عـقـیده ی من، اکثر این مـتـخـصـصین درمـانـی از درمـــان های موافق و

مساعد با ازدواج استفاده نمی کنند. حتی گاهی بعضی از آنها طلاق را به عنوان

یکی از اصلی ترین راه چاره ها می بینند. اما متخصصین درمانی هم هستند که

واقعاً در زندگی افراد ایجاد تحول می کنند، همه ی این متخصصین مثل هم نیستند. 

در اینجا نکات و راهنمایی هایی برایتان بیان می کنیم که در چنین موقعیت هایی از آنها استفاده کنید: 

۱- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما آموزش های تخصصی را پشت سر گذاشته
است و در زمینه درمان زناشویی تجربه داشته باشد. اکثر اوقات درمانگران می گویند
که درمان های مربوط به زوجین را انجام می دهند اما این زوجین حتماً زن و شوهر
نیستند، یعنی این درمان ها به واقع درمان های زناشویی نیست. ممکن است
درمان هایی بین دو شریک یا هر دو نفر درگیر را انجام داده باشند، نه زن و شوهر ها.
البته درمان های آنها متفاوت است. برای درمان زناشویی مهارت های خاصی را
طلب می کند. به همین دلیل، خجالت نکشید و حتماً از درمانگرتان در مورد آموزش ها و تجربه هایش سوال کنید. 
۲- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما تمایل دارد که مشکلات زناشویی شما
را از بین برده یا برای آنها راه حل هایی پیدا کند تا اینکه شما را به سمت طلاق بکشاند.
از او بخواهید که آماری از نتایج کار خود را به شما ارائه دهد، تا ببینید چند درصد از
افراد به زندگی خود برگشته اند و چند درصد طلاق گرفته اند. البته ممکن است درمانگر
شما جواب قانع کننده ای ندهد، اما واکنش و عکس العمل او به این مسئله می تواند
همه چیز را برایتان بیان کند. باید مطمئن شوید که هدف اول و آخر درمانگرتان کمک
به شما برای حل مشکلاتتان است نه رهایی آنها. 
۳-  باید بتوانید با درمانگرتان احساس راحتی و اعتماد داشته باشید—و اینکه او دردها
  و احساسات شما را می فهمد. اگر می بینید که درمانگرتان ازشما یا از همسرتان
طرفداری خاص می کند، مطمئناً قابل قبول نیست. یک متخصص درمانی خوب باید
هر دو جانب را خوب درک کند و به آنها کمک کند تا برای حل مشکلاتشان با هم
مشورت کنند. اگر می بینید با نظرات درمانگر خود موافق نیستید، حتماً با او در میان
بگذارید. اگر درمانگرتان از این مسئله استقبال کرد، نشانه ی خوبی است اما اگر

نظرتان را نادیده گرفت، مسلماً اشکالی وجود دارد. 
۴-  ارزش و عقاید خود درمانگر در مورد ارتباطات زناشویی مطمئناً نقش کلیدی در

این مسئله بازی می کند. مطمئناً راه های زیادی برای دوست داشتن و ماندن با

همسرتان وجود دارد، پس اگر درمانگرتان اعتقاد دارد که برای این منظور فقط یک

راه هست، حتماً سراغ متخصص دیگری بروید. 
و اینکه گاهی بعضی افراد تصور می کنند که درمانگرها به قطع می دانند که چه

زمانی عمر یک زندگی تمام شده است . باید طرفین از هم جدا شوند، اما اینطور
نیست، آنها چنین دانشی ندارند. پس اگر دیدید که درمانگر شما چنین اظهاراتی
داشت، باز هم سراغ متخصص دیگری بروید. 
۵- اطمینان یابید که شما، همسرتان و درمانگرتان برای این مسئله هدف تعیین
کنید. در غیر اینصورت هر هفته بدون هیچ تغییری خواهد گذشت و هیچ بهبودی
حاصل نخواهد شد. و خط درمانی شما هیچ سمت و سویی نخواهد داشت. و
زمانی که هدف تعیین می کنید، همه ی تلاشتان باید معطوف به آن باشد و یک
لحظه از آن غافل نشوید. اگر باز هم متوجه هیچ تغییری نشدید و هیچ بهبودی
در طی یک یا دو جلسه مشاوره انجام نگرفت، باید حتماً این را با مشاور خود در میان بگذارید. 
۶-  عقیده ی من این است که زوج هایی که زندگیشان دچار بحران شده است
از نعمت این که بتوانند به گذشته و روزهای خوش فکر کنند و از آن برای حل
مشکلات خود کمک بگیرند محروم هستند. اگر مشاور شما روی گذشته تکیه

دارد، از او بخواهید که رویکردی نیز به آینده داشته باشد. 
۷-  مطمئن باشید که برای همه ی مشکلات زناشویی درمانی هست. نگذارید که

مشاورتان به شما بقبولاند که تغییر غیر ممکن است. انسانها هیچ گاه قابل پیش

بینی نیستند و هر آن ممکن است کاری غیر منتظره به خصوص برای کسانی که

دوستشان دارند انجام دهند. 
۸-  بیشتر از هر چیز به درون و شهود خود اعتماد کنید. اگر مشاور درمانی شما

قصد کمک داشته باشد، شما حتماً احساس خواهید کرد و همینطور برعکس این مسئله. 
۹- یکی دیگر از بهترین راهها برای پیدا کردن یک مشاور خانواده یا  ازدواج خوب، استفاده

از تجربیات دیگران است. اگر یک درمانگری واقعاً خوب باشد، افراد از او راضی خواهند

بود و این مسئله دهان به دهان خواهد گشت. در این مورد می توانید از تجربیات

افرادی که قبلاً با آن مشاور کار کرده اند استفاده کنید. 
۱۰-برای یافتن یک مشاور و روانشناس خوب دنبال مشاور ارزان قیمت نباشید.مشاوره

و روانشناسی مثل رشته پزشکی و مشکلات آن مثل سرماخوردگی نیست .زیرا تنوع
تواناییها در بین روانشناسان و مشاوران بسیار زیاد است و این تنوع در تواناییهای علمی،
به مراتب از پزشکان هم بیشتر است..شما می خواهید در مورد زندگی و سرنوشت
خود تصمیم بگیرید و نباید در این تصمیم با هر روانشناس و مشاوری که در دسترس
و ارزان بود  کمک بگیرید و برای پنج یا ده هزار تومان و یاحتی بیشتر از این  اختلاف،
خود ر!. متاسفانه مراجعانم مطالبی را برایم نقل می کنند که
از تعجب و تاسف ساعتها در فکر فرو می روم که ذکر آن در این مقال نمی گنجد.الان
سازمانهایی مثل بهزیستی و شهرداریها و برخی دیگر از سازمانهای دولتی ، با بکار گیری
روانشناسان و مشاوران با تحصیلات لیسانس هم، خدمات مشاوره ای ارائه میدهند
بدون اینکه حتی یک ساعت اموزش کارگاهی دیده باشند. و یا افرادی که تحصیلات
فوق لیسانس دارند ولی در گرایشهای نا مرتبط مثل تربیتی یا روانسنجی و غیره
تحصیل کرده اند ولی شما هیچ اطلاعی از انها ندارید؟!ا از چاله توی چاه بیندازید
۱۱-برای یافتن یک مشاور خوب عجله نکنید که من همین امروز یا این هفته باید کسی
را برای مشاوره پیدا کنم.برای این هدف شاید لازم باشد هفته ها یا ماهها در لیست انتظار باقی بمانید .
۱۲-برای رسیدن به مشاور خوب فاصله مکانی برایتان مهم نباشد که چون این مشاور
به محل زندگی یا کار من نزدیک است پس به او مراجعه کنم .اگر مشاور خوب را یافته اید
شاید لازم باشد به شهر دوری مسافرت کنید ،همانطور که برای درمان جسمی خود این کار را می کنید.
تذکر=مطالب بندهای ده تا دوازده به این معنا نیست که مشاور گران و مشاور نزدیکتر به
ما لزوما خوب یا بد هستند.ابدا این برداشت را نکنید.هدف یافتن مشاور خوب است، حال
ویزیت او ارزان است یا گران،نزدیک است یا دور و…اینها مهم نیست شرط اول تجربه و
کارایی اوست.مشاور ارزان باشد ولی کارایی نداشته باشد و نتواند در حل مشکلاتتان

به شما کمکی بکند چه ارزشی دارد، جز اتلاف وقت و پول و مشکلات دیگر؟!
با همه این واقعیات باید اعتراف کنم  گاهی مشاوره هم قادر به حل مشکلات زوجین

نیست و زوجین آنقدر پلهای پشت سر خود را خراب کردند که راهی برای بازگشت باقی

نگذاشته اند. به این دلیل یکی از مشاوران بزرگ زناشویی می گوید که هدف مشاوره

نجات زندگی نیست، بلکه رسیدن به یک تصمیم درست است و متاسفانه گاهی این

تصمیم درست” طلاق” است. به این دلیل پیشنهاد من به زوجها این است که مسائل

زناشویی را جدی بگیرند و به جایی نرسند که راهی جز طلاق باقی نماند.بر اساس

تحقیقات علمی انجام شده در داخل و خارج از کشور ، آموزش و مشاوره قبل از ازدواج

و حتی بعد از ازدواج میزان نارضایتیهای زناشویی را به میزان بالایی کاهش می دهد.