• مشاوره ازدواج

منظور از باج گیری عاطفی چیست؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

اگر کسی، نقطه ضعفی یا اصطلاحاً  “آتو”یی از دیگری سراغ

داشته باشد، می تواند از او باج بگیرد.

 مثل کارمندی که اختلاسی از رئیس اش سراغ دارد و می تواند

مدام از او باج بگیرد تا راز او را برملا نکند.

این فرمول اصلی باج گیری است. 

در باج گیری عاطفی، شما آتویی دست دیگران ندارید که بتوانند از

شما باج بگیرند؛ در اینجا به جای آتو از ویژگی های روحی و عاطفی 

شما برای باج گیری سوء استفاده می کنند.

زن به همسرش:

زندگی خواهرم را می بینی؟ واقعاً توی رفاه هستند، اما زندگی ما چی؟

 زن می داند که همسرش غرور مردانه دارد، بنابراین به طور غیر مستقیم

او را با باجناق اش مقایسه می کند. در اینجا مرد در خود می شکند و احتمالاً

می کوشد ولو با قرض هم که شده، خواسته های مالی همسرش را برآورده کند.

 مرد به همسرش:

اگر کاری که من می گویم را انجام ندهی، تو را ترک می کنم و برای خودم

خانه ای جداگانه خواهم گرفت.

مرد از میزان وابستگی و عشق همسرش خبر دارد و از این زاویه وارد می شود

و تهدید می کند که از این پس، عشق ات را نخواهی دید.

 دختر به نامزدش (یا بر عکس):

من خیلی تنها هستم، انگار حق زندگی ندارم و از این بابت واقعاً رنج می کشم.

خانواده ات نیز که درباره من بد می گویند و می خواهند ما به هم نرسیم در حالی

که من همیشه به آنها احترام گذاشته ام. از تو هم می خواهم وقتی درباره من بد

می گویند واکنش منفی نشان ندهی و احترام شان را نگه داری.

 او می داند که نامزدش، هم آدم دل رحمی است و نمی تواند رنج کشیدن او را

ببیند و هم خانواده اش را دوست دارد. بنابراین با ادبیات خانواده دوستانه

(احترام شان را نگه دار) خود را در ماجرای اختلاف، محق جلوه می دهد.

نتیجه این می شود که نامزدش در بحران عاطفیقرار می گیرد و

حتی با خانواده اش درگیر می شود. 

پسر به دختر (یا بر عکس) در دوران آشنایی قبل از ازدواج:

بعد از ازدواج چنین و چنان خواهم کرد. مثلاً پسر می گوید آخر هر هفته

می رویم بیرون شهر و سالی ۲ بار سفر خارجی می برمت یا دختر به پسر

می گوید وقتی از سر کار آمدی، با دمنوش داغ از تو پذیرایی خواهم کرد

و شانه هایت را ماساژ خواهم داد.

آنها دارند از طریق وسوسه، باج گیری عاطفی می کنند. پسر می داند

که دختر عاشق سفر و تفریح است و دختر می داند که پسر دلبسته مهربانی

است. در اینجا دختر / پسر برای رسیدن به هدف اش یعنی ازدواج با فرد

مقابل، ویژگی های شخصی او را هدف قرار می دهد و از همان طریق

وعده و وسوسه اش را شکل می دهد.

باج گیرهای عاطفی، برای این که باج گیری کنند، باید سه کار انجام دهند:

بسیار به شما نزدیک شوند.

ویژگی های شما را بشناسند.

خود را همدل شما نشان دهند (یا حتی واقعاً همدل باشند).

  • مشاوره ازدواج

برای همسرت ، مادری نکن ! شما همسر او هستی نه مادرش!!

ارسال شده در: هومینو | ۰

برای همسرت ، مادری نکن ! شما همسر او هستی نه مادرش!!

“لباست کمه؛ سرما می خوری ها
“حتما ناهارت رو بخوری ها”
“مواظب باش خواب نمونی”
“کلید رو حتما ببری؛ پشت در میمونیا
“تاریخ چک مال امروزه؛ یادت باشه”
و ….
درست مثل حرفهای مامانا میمونن!!

صبوری کردن،
زیاد حرف نزدن،
دخالتهای بیجا تو کارای شخصی نکردن تو روابط همسرانه واجبه

مادری کردن های خودت رو بنویس و سعی کن ترکشون کنی
به جای همسرت فکر نکن!
به جای همسرت نگران نباش!
به جای همسرت حرص نخور!
اینجور لطفهای بی جا و مکرر، از او یه آدم حواس پرت و متوقع درست میکنه! که بعدها حتی نمیتونه جورابشو پیدا کنه! شما همسر شوهرتون هستید باید باظرافتها و سیاستهای زنانه براش همسری کنید و مرد ضعیف و ناکارآمد عملا دیگه مرد نیست.بچه ای می شه که فقط باید بهش سرویس داد.ولی یه مرد که فرمانروای قلب همسرشه همواره سعی میکنه قوی تر و بدون اشتباه تر پیش بره و همواره پشت و پناه همسر و بچه هاش باشه.”انتخاب با خودته بانو !

  • مشاوره آنلاین

روانشناسی :چهار تیپ شخصیتی از منظر گری چاپمن

ارسال شده در: هومینو | ۰
۱-روانشناسی وصلح جو: این شخصیت آرام، کند، سهل گیر و متعادل است.

معمولا مهربان است، اهل مناقشه نیست، برآشفته نمی شود و به

ندرت خشم خود را ابراز می کند. عواطفش را به راحتی آشکار

نمی کند. در روابطش چنان از بحث و مناقشه گریزان است که

بسیاری از کشمکش ها را حل نشده باقی می گذارد. افراد صلح طلب

دوستان و همراهان خوبی برای بچه هایشان هستند و تا زمانی که کشمکش

بزرگ و عمده ای در روابطشان نداشته باشند، افرادی خشنود و راضی هستند. 

۲- کنترل کننده: سریع، فعال، عملگرا و با عزم و اراده. این تیپ

مستقل و خودکفا، قاطع و متعصب است. ذهنی آکنده از ایده، طرح

و جاه طلبی دارد. چون این افراد برای خود به راحتی تصمیم می گیرند،

اغلب اوقات احساس می کنند که باید برای دیگران نیز آن ها تصمیم

بگیرند. برای رسیدن به آرمان هایشان می جنگند و تسلیم فشار

دیگران نمی شوند. به سادگی برای دیگران ابراز همدردی یا دلسوزی

نمی کنند و عواطف گرمی از خود نشان نمی دهند. 

۳- دلسوز: فداکار، عاطفی و حساس. به دنبال برطرف کردن نیازهای

دیگران و چنانچه در این امر موفق نباشد، افسرده و دلتنگ می شود.

معیارهای بالایی برای خود و دیگران دارد. افرادی که این تیپ

شخصیتی را دارند، بیشترین معنای زندگی را در فداکاری شخصی

و خدمت به دیگران می یابند و در تلاش خود برای انجام کار نیک

سمج و پیگیر هستند، تا حدی که نیرویشان تحلیل می رود و

نمی توانند نیازهای عاطفی خود را تشخیص بدهند. 

۴- مجلس گرم کن: گرم، سرزنده و پرهیجان. از مصاحبت با دیگران

لذت می برد و تنهایی را دوست ندارد. زندگی خود و دیگران را آکنده

از هیجان و شادی می کند. این افراد عاشق مهمانی رفتن، با آب و

تاب داستان تعریف کردن، آواز خواندن و تفریح کردن هستند.

این تیپ شخصیت چنان غرق در لحظه حال هستند که اغلب تعهدات

قبلی خود را فراموش می کنند و غیرقابل اتکا و بی انضباط به شمار می آیند. 

– باید توجه داشت که به طور معمول هیچ کس به طور کامل دقیقا

در یکی از این الگوهای شخصیتی قرار نمی گیرد و افراد معمولا

مجموعه ای خصوصیات هر چهار تیپ را دارند ولی به یکی از

این الگوها بیشتر گرایش دارند. 

– اگرچه در اکثر مواقع افراد جذب کسانی می شوند که ویژگی های

شخصیتشان نقطه مقابل آن هاست ولی در روابط طولانی مدت مانند

ازدواج این موارد موجب بروز ناراحتی و دلخوری می شود. 

– از آن جا که در روابط انسانی مبنا را باید بر این قرار داد که شخصیت

افراد تغییر عمده ای نمی کند، در نتیجه در انتخاب همسر همسانی

و یا نزدیکی ویژگی های شخصیتی زن و مرد بسیار اهمیت دارد.

  • مشاوره

روانشناسی و مشاوره :اگر رابطه شما اینطوریه ، روش حساب نکنید

ارسال شده در: هومینو | ۰

روانشناسی و مشاوره :اگر وقتی پشت خطش میری فکر میکنی ،

نکنه با یکی دیگه رابطه داره و داره باهاش حرف میزنه

اگر باید هر لحظه بهت جواب پس بده که با کی هست کجا میره کی میاد

اگر مدام باید گزارش بده

اگر اس ام اس میدی و دیر جوابتو میده ، این میشه زمینه شک کردن و دعوا

اگر همش میترسی نکنه از دستش بدم

اگر تا آنلاین میشه انتظار داری بهت پیام بده

اگر هر اس ام اسی میاد انتظار داری اون باشه

اگر مدام بحث میکنید و بعدش دوباره آشتی میکنید و لی وقتی تو خلوت

خودت هستی بازم میگی نکنه فلان و فلان

اگر صفحات شخصیشو هک میکنی،یا پسوردشو بدست میاری برای

چک کردن پیامهای، فیسبوکش، تلگرامش، اینستاگرامش و ایمیلش

روانشناسی و مشاوره : همه اینا یعنی تو به سن ازدواج نرسیدی،

تو نمیدونی که طرفت رو باید آزاد بذاری،تو نمیدونی که طرفت

رو باید همونجوری که هست بپذیری،تو نمیدونی که همه تایم طرفت

مال تو نیست، تو نمیدونی که اگر یکی قصد خیانت داشته باشه راهشو

پیدا میکنه،تو نمیدونی که بحثهای تکراری و بی نتیجه یعنی به درد هم

نمیخورید،تو نمیدونی که فقط و فقط داری احساسی پیش میری…

  • مشاوره ازدواج

مشاوره :هیچوقت کسی بی تقصیر نیست

ارسال شده در: هومینو | ۰

مشاوره : گاهی یک حرف نسنجیده یا نا به جای شما میتونه بحران ساز بشه،

حرفی که از نظر شما چندان مهم نیست ولی طرف مقابلتان را به یاد

چیزهایی می اندازد که از شما ناراحت است.
مشاوره :یک عدم کنترل شما در عصبانیتان و .. میتونه به رابطه شما آسیب جدی

بزنه و متقابلا او هم پاسخ شما را میدهد و دعوا بالا میگیرد پس انتهای دعوا

رو نگاه نکن که کی چیکار کرد هیچ وقت یک نفر مقصر نیست چون رابطه

یعنی بین دو نفر؛ پس هر مسئله ای اون بین، یعنی مال اون دونفره

مشاوره :چرا بعضی زوج‌ها همیشه با هم دعوا دارند؟
۱. والدین به شما یاد داده‌اند که حل اختلافات واقعا غیرممکن است
۲. وقتی همسرتان روی نقطه‌ضعف شما دست می‌گذارد کنترل‌ خود را از دست می‌دهید
۳. تفاوت‌های اساسی در ذات یا در عقاید شما وجود دارد، این تفاوت‌ها حل‌شدنی نیستند

  • مشاوره

بعد از شکست عشقی چه کنیم؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

شکست عشقی پایان دادن به چیزی است که به خاطرش زندگی کردن ارزشمند بوده است.

اگر از یک رابطه عاشقانه بیرون آمده باشید، حتماً درباره این فکر کرده‌اید که چه اندازه زمان نیاز

است تا شما از دوست داشتن طرف مقابلتان دست بکشید و دیگر به او و رابطه از دست رفته

خودتان فکر نکنید. در حقیقت این موضوع و زمانی که برای پایان دادن واقعی به روابط وجود دارد،

از هر فردی به فرد دیگر متفاوت است. شرایط و روحیه فرد تا حد زیادی در چگونگی بهبود وضعیت

وی و کنار آمدنش با شرایط فعلی تأثیرگذار هستند.

بخشی از آینده‌ای که در ذهنتان ساخته بوده‌اید با طرف مقابل بوده است و پس از اتمام روابط

این بخش کاملاً نابود شده و از بین می‌رود. این چیزی است که افرادی که شکست عشقی خورده‌اند

آزار می‌دهد. همه چیز به شما بستگی دارد و این که درباره گذشته و آنچه برای آینده با مخاطب

خاصتان تصور می‌کرده‌اید احساساتی عمل کرده باشید.
تنها درمانگر در این مورد زمان است. باید به خودتان زمان بدهید تا همه چیز به شرایط عادی برگردد

و بتوانید این شکست را بپذیرد و آن را بخشی از زندگی و تجربیاتش بدانید. M. Kathleen Casey

در این باره گفته است ” درد اجتناب ناپذیر است، اما این که درد بکشیم و خودمان را عذاب دهیم

کاملاً اختیاری است “.

چه بازه زمانی طول می‌کشد که شکست عشقی را پایان دهیم و آن را بپذیریم؟

اولین قدم برای گذر از شکست عشقی پذیرفتن آن است. شما چه بخواهید و چه نخواهید

این اتفاق رخ داده است و به هیچ عنوان نمی‌توانید به گذشته برگردید و این موضوع را در زمان

خودش حل و فصل کنید. در این زمان شما به رابطه‌ای که داشته‌اید پایان داده‌اید و باید این

موضوع را بپذیرد. سپس با صبوری مراحلی که برای گذر از این مرحله نیاز است را انجام دهید

تا بتوانید به زندگی عادی که داشته‌اید برگردید.

مرحله شوکه شدن و برانگیخته شدن احساسات

اگر شما در مرحله‌ای قرار دارید که به رابطه‌ای که داشته‌اید پایان داده‌اید، باید آماده باشید

که احساست مختلفی مانندترس، نفرت، تنهایی، خشم و غم به شما هجوم می‌آورند.

ترس از تنها ماندن از جمله پررنگ‌ترین احساساتی است که شکست عشقی در پی دارد.

به نحوی که فرد تصور می‌کند روی این کره خاکی تنها او و مخاطب خاصش زندگی می‌کرده‌اند

و دیگر هیچ کسی وجود ندارد که او را درک کند و وی همیشه باید تنها بماند.
با هجوم احساسات مختلف فرد مدام از خودش می‌پرسد که چرا این اتفاق رخ داده است؟

چه کاری برای رسیدن به نتیجه متفاوت باید انجام دهم؟ حتی ممکن است فرد به این موضوع

فکر کند که چه کاری انجام داده که سبب به پایان رسیدن رابطه عاطفی شده است و مدام

به دنبال راهکارهایی برای تغییر دادن نتیجه باشد.
این احساسات در اوایل تجربه شکست عشقی طبیعی هستند و باید به خودتان زمان بدهید

تا احساسات برانگیخته شده فروکش کنند. سپس می‌توانید آینده روشنی که در پیش روی

شما قرار دارد را ببینید.

انکار به پایان رسیدن یک رابطه عاشقانه

انکار کردن یکی از واکنش‌هایی است که پس از پایان رابطه و شکست عشقی رخ می‌دهد.

فرد دائم در حال انکار کردن این موضوع است که رابطه‌ای که داشته به پایان رسیده و مدام

خودش را توجیه می‌کند که دوباره همه چیز مثل سابق خواهد شد. این واکنش پس از پایان

هر رابطه‌ای کاملاً طبیعی است. مهم این است که بتوانید از این مرحله عبور کنید و غم و

اندوه مرحله انکار را پشت سر بگذارید.

تا جایی که می‌توانید اشک بریزید

هنگامی که احساس غم و اندوه می‌کنید بهترین راه این است که گریه کنید. هنگام شکست

عشقی نیز مانند دیگر زمان‌هایی که با مشکل بزرگی مواجه شده‌اید یک توپ بزرگ درون گلو

حس می‌کنید که نمی‌توانید آن را ببلعید و جلوی نفس کشیدن شما را گرفته است. برای این

که از شر این بغض و تورمی که در ناحیه گلو ایجاد شده راحت شوید، باید به زیر دوش آب،

یک مکان خلوت و حتی ماشین شخصی خود پناه ببرید و اجازه بدهید بی‌وقفه اشک از چشمانتان بیرون بریزد.
مانع از اشک ریختن خود نشوید. اجازه بدهید تمام غم‌ها و ناراحتی‌ها با اشک‌های شور از بدن

شما بیرون بریزد. پس از اشک ریختن احساس آرامشی بی‌حد و اندازه خواهید داشت و این

نشان می‌دهد که شما از غم بزرگی که داشته‌اید خلاص شده‌اید.

مراقبت‌های اولیه را از خودتان به دست فراموشی نسپارید

برخی از افراد پس از شکست عشقی دیگر دلیلی نمی‌بینند که به خودشان برسند و این

مقدمه‌ای برای مواجه شدن با انواع و اقسام بیماری‌ها است. درست است که شما از لحاظ

روحی موقعیت مناسبی ندارید و دیگر کسی برای این که او را ببوسید وجود ندارد؛ اما این

دلیل نمی‌شود که مسواک زدن را جدی نگیرید و باید هر روز دو تا سه بار دندان‌هایتان را مسواک کنید.
هر انسان باید در طول روز غذا بخورد تا انرژی لازم را به دست بیاورید؛ بنابراین حتماً وعده‌های

غذایی را میل کنید. فراموش نکنید باید رژیم غذایی همیشگی خود را حفظ کرده و مانند همیشه

تعادل را در غذا خوردن رعایت کنید.

ارتباط با دوستانتان را حفظ کنید.

برای بهبود روحیه خود سعی کنید زمان بیشتری را با دوستانتان بگذرانید. هیچ چیز به اندازه

گفتمان‌های دوستانه و درد و دل با فردی که شما را درک می‌کند نمی‌تواند برای ترمیم روحیه

شما مؤثر باشد. شما می‌توانید در قالب پیام‌های متنی با دوستتان درد و دل کنید یا سر روی

شانه او بگذارید و گریه کنید. حضور در جمع دوستان و شوخی‌هایی که وجود دارد، خنده را دوباره مهمان لب‌های شما می‌کند.
با وجود این که پس از شکست عشقی اغلب افراد از جمع فاصله می‌گیرند و تنها بودن را ترجیح می‌دهند؛

اما سعی کنید همیشه در جمع باشید و از اجتماع فاصله نگیرید تا سریع‌تر بتوانید خودتان را جمع و جور کنید

و به زندگی عادی که داشته¬اید برگردید.

به مسافرت بروید

یکی از بهترین راهکارها برای بهبود روحیه افرادی که تازه به یک رابطه عاطفی پایان داده‌اند،

مسافرت است. برای پایان دادن به غم و سوگواری شکست عشقی، باید از خانه خارج شوید

و مدتی از محیط دور شوید. یک سفر چند روزه می‌تواند به طور کامل روحیه از دست رفته شما

را ترمیم کندو آرامش را به زندگی¬تان برگرداند.
یک بلیط اتوبوس یا قطار بگیرید و به جایی که دوست دارید بروید. سعی کنید برای سفر مکان‌های

را انتخاب کنید که تا به حال به آنجا نرفته‌اید. تماشای طبیعت مسحور کننده و سپری کردن ساعاتی

کنار دریا می‌تواند حس و حالتان را به طور کامل عوض کند.
در دل طبیعت فرصت زیادی برای فکر کردن دارید و می‌توانید برنامه‌هایی که برای زندگی دارید را منظم کنید.

  • روانشناس

آیا روان شناس ها روانی اند؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

روان شناس و علم روانشناسی در کشور ما جا نیفتاده است.

نه برای نهادِ سیاست و تصمیم‌گیری، و نه برای افراد جامعه. البته دلایل متفاوتی می‌تواند

داشته باشد. یکی‌اش هم به نظرم خودِ روانشناس‌ های ایران هستند؛‌ در این سه چهار

دهه‌ی اخیر چنان در یک لاکِ فردگراییِ افراطیِ کُمیک فرو رفته‌اند که انگار آدمیزاد است و تفکراتش.

روانشناس ،سامانه مشاوره آنلاین HiExpert

همینکه تفکراتش خوب و مثبت شود دیگر بس است. دیگر، نظام اجتماعی، طبقه‌ی اجتماعی،

نهاد سیاست، نظام اقتصادی، جغرافیا، آگاهی اجتماعی و هر چیزِ غیرفردی، کشک است و نیاز به توجه ندارد.

اما حالا جدای از اینها آیا واقعاً روانشناس ها روانی اند؟

آیا زندگی‌هایِ خودشان مشکل دارد؟ برفرض اگر هم این باشد، آیا نباید به آنها مراجعه کرد؟

وقتی به مردم می‌گوییم برو پیش روانشناس ، از زبانشان زیاد می‌شنویم که بابا اینها خودشان

روانی‌اند؛‌ مشکل دارند. قطعاً این حرف یک مکانیسمِ دفاعیِ ناکارآمد است. از آنجا که خودشیفتگی

در خونِ ماست و دوست داریم حرفِ اول و آخر را خودمان بزنیم و خودمان را نیز عقل کل می‌دانیم،

رجوع بهروانشناس برایمان سخت است.

آنقدر سخت که مثلاً اگر با بچه‌مان مشکل پیدا کنیم،‌ حاضریم دو میلیون برایش تبلت بخریم که صدایش

بریده شود، ولی مثلاً صدهزار تومان به یکروانشناس کودک ندهیم که مساله را کمی برایمان روشن‌تر کند.

حالا این‌ها به کنار. آیا روانشناس‌ ها واقعاً روانی‌اند؟ اگر روانی نیستند، آیا خودشان زندگی‌های موفق و درستی دارند؟
واقعاً نمی‌دانم. کارِ آماریِ درستی انجام نشده است که چیزی نشان دهد.

اما این را می‌دانم که زندگیِ فردیِ روان‌شناس با دانش او هیچ ربطی ندارد. روانشناسی به‌خاطر

استفاده از پژوهش‌های تجربی و تحلیل‌های آماری،بیشترین دقت را در میان علوم انسانی دارد.

اما آیا اگر چون روانشناسی علم دقیقی است، روانشناس هم باید بهترین زندگی را داشته باشد،

و اگر نداشته باشد نمی‌توان از دانشش استفاده کرد؟

مگر تمام کسانی که اقتصاد می‌خوانند سرمایه‌دارهای جامعه‌اند؟ مگر آنها که تربیت بدنی می‌خوانند

همه قهرمان المپیک هستند؟ مگر عادل فردوسی‌پور که بهترین تحلیل‌های فوتبالی را می کند،

می تواند یک دریبل به علی دایی بزند؟ مگر شما تا حالا پیشِ دکترِ پوست و مویِ کچل نرفته‌انید؟

مگر تا حالا ریه‌هایی خودتان را به متخصصی که سیگار می‌کشد نداده‌اید؟

دماغتان را جراحی عمل نکرده است که خودش سه کیلو دماغ دارد؟ و ….

روانشناس ، یک عقلِ منفصل است؛ از بیرون می‌ایستند و می تواند شما را بهتر ببیند
و داوری کند و با دانشش راهنمایی‌تان کند. لزومی ندارد خودش هم بهترین زندگی را
داشته باشد؛ هرچند که اگر داشته باشد، امتیاز بزرگی برای او محسوب می‌شود.

به قول استرنبرگ در کتابِ قصه‌ی عشق:

ممکن است کسی در مقام روان درمانگر، در کار تجزیه و تحلیل روابط دیگران موفق باشد

اما در کار تجزیه و تحلیل خود موفق نباشد.

خرد میان فردی” به معنای خِرد رابطه شخصی با دیگران است و خِرد “درون فردی”

به معنای رابطه‌ی شخص با خویشتن است.

این دو نوع خرد رابطه‌ی چندانی باهم ندارند، یعنی صِرف اینکه کسی بتواند رفتار دیگران

را با موفقیت تجزیه و تحلیل کند، دلیل آن نمی شود که رفتار خود را نیز با موفقیت تجزیه

و تحلیل کند، و بالعکس.

واقعیت آنکه خودِ روان درمان گران نیز در روابط خود با همان مشکلاتی روبه رو می شوند

که مردم دیگر ممکن است روبرو شوند.

  • مشاوره ازدواج

قوانینی برای ارتباط با جنس مخالف

ارسال شده در: هومینو | ۰

 

 

آنچه از انسان سرمی زند ، رفتاری است که شخصیت او را نمایان می سازد . جنس مخالف ” رفتار ” انسان ، آینه ای است

از درونیات و ویژگی های شخصیتی او . حال آنکه چگونه رفتار نمائیم و از چه رفتارهایی حذر نمائیم ،
موضوع مورد بحث در این مقاله می باشد . برآنیم تا در این مجال ، ساختارهای صحیح روابط انسانی به
خصوص اصول و ضوابط مهم و برجسته در رابطه ی بین دختران و پسران را مورد بررسی قرار دهیم .
برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل

انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به
گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.
چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش
توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد.
این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر
سوء استفاده انجام می گیرد.

برخورد مبتنی بر حیا، نه شرم و خجالت

بهتر است در ابتدا به تفاوت دو اصطلاح ” شرم ” و ” حیا ” بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن
و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است،
در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد.
اصطلاح دیگر حیاست. حیا ، یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد
در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.

حیا در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید.
انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد،
دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و
یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن
صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است.
با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم.
برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتند
ارانه و ارادی است.

کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛

دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه

با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که

در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به

درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به

نوعی دچار آسیب خواهند شد.

 

برخوردی به دور از اضطراب و هیجان

این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن

و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است

شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست.

هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند ، ولی باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن

رفتار مناسب ، تحت کنترل در آیند.

برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع

خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی

موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.

برخوردی به دور از پرخاشگری

پرخاشگری ، تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر. برخی از

برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.

پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد

و او را دچار ترس می کند ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف

می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند.

دوستی دختر و پسر

پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی

که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است،

تجلی داشته باشد.

گاهی برخی از افراد ، برخوردهای غیر عادی و ناپخته ای از خود نشان می دهند که به لحاظ فرهنگی،

تحول هوشی و تحول شخصیتی، آنان را در سطحی بسیار پایین و مبتذلی قرار می دهد. متلک گویی،

ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.

کناره گیری از معاشرت های افراطی 

افراط در معاشرت ، معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ی ارتباط بین دو جنس می باشد .

این رابطه بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند.

اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر پیش از ازدواج ، با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر

دو جنس از یکدیگر ، و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.

میهمانی ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و

محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل

به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند،

زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام

و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.

 

برخوردی در چارچوب ضوابط شرعی

رابطه دو جنس مخالف باید همواره در چارچوب ضوابط شرعی و با رعایت احکام نورانی شرع باشد .

بدین معنا که بسیاری از روابط گسترده و بی حد و مرز شارع مقدس توصیه نمی کند، بلکه همواره زنان و مردان

را از ورود به آن محدوده ها پرهیز می دهد . نگاه ، گفت و گو های طولانی مدت بی هدف ، آرایش نامناسب

ظاهری ، تماس های بیش از حد متعارف از جمله این موارد است .

بیشتر بخوانیم

تفاوت اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی
  • افسردگی

افسردگی چیست و چند نوع دارد؟ + معرفی علائم جسمی افسردگی

ارسال شده در: هومینو | ۰

معرفی علائم جسمی افسردگی

افسردگی، واژه‌ای سیاه رنگ است و کمتر کسی را می‌توان

یافت که به این بیماری مبتلا نشده باشد.

به گزارش گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، افسردگی، واژه‌ای سیاه رنگ
که در عصر ما بیشتر افراد به آن مبتلا هستند، این بیماری روحی بر اثر اتفاقات گوناگونی
پدید می‌آید که یا از تنهایی و طرد شدگی نشات گرفته است و یا از بی هدفی و یکنواختی
زندگی، به گونه‌ای که شادابی و طراوت را از فرد می‌گیردت و او را به علائم جسمی افسردگی سیاهی و تنهایی
سوق می‌دهد. اما واقعا افسردگی چیست؟

باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا امروز شما را با افسردگی، انواع، ملاک‌های

تشخیص افسردگی و همچنین علائم جسمی این بیماری روحیآشنا نماید، پس

پیشنهاد می‌کنیم این مطلب را از دست ندهید.

افسردگی چیست؟

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد.

این در حالی است که حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند

یا بیماری آن‌ها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یک بیماری اختصاصی نیست بلکه در تمام سنین و همه نژادها، هم در زنان و

هم در مردان ظاهر می‌شود. افسردگی بیماری ساده‌ای نیست بلکه انواع گوناگون دارد

به طوری که در بعضی افراد به صورت‌هایی ظاهر می‌شود که ما عموماً آن‌ها را افسردگی

نمی‌شناسیم. افسردگی پس از آنکه درمان شد غالباً باز می‌گردد.

بیشتر بدانید: نشانه های افسردگی چیست؟

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیر از مسائل پزشکی و اندوه که بسیار شایع

است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در کار‌ها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی

منفور خانواده خودش می‌بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را که وضعی درمان

پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می‌دهد. درباره افسردگی خبر‌های خوشی

نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.

Depression که غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده

می‌شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری‌های جسمان

ی می‌کند.

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملکرد‌های اجتماعی بیش از دیگر بیماری‌های مزمن، بیمار را

ناتوان می‌کند. افسردگی کبیر بیش از بیماری‌های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت، ناتوان

کننده است. افسردگی یک نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه‌ای از علامات مرضی (Symptoms)

مختلف است.

ملاک‌های تشخیص افسردگی عبارت اند از:

  1.  افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.

  2. کاهش آشکار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.

  3. کاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر کاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.

  4. بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.

  5.  افزایش یا کاهش اعمال روانی حرکتی یا فعالیت‌های ذهنی.

  6. خستگی یا کاهش انرژی.

  7. احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن.

  8. کاهش توان اندیشیدن یا تمرکز ذهن و تصمیم گیری.

  9. اندیشیدن به مرگ (نه ترسیدن از آن) و به خودکشی، بدون داشتن طرحی برای آن،

  10. یا اقدام به خودکشی با طرحی از پیش ریخته.

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی کبیر کافی است. ولی علامات مرضی

یک و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگینمی‌تواند واکنش معمولی مرگ یک عزیز باشد.

همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی

در افراد مختلف متفاوت است.

معرفی انواع افسردگی

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع‌ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی

شاد و خوشدل و موقتاً فعال می‌شود. نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی

موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی‌شود در حدود ۱۵ درصد مبتلایان به افسردگی

کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را

گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می‌کنند. در حدود ۱۵ در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز

دچار روان پریشی می‌شوند.

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” که بر خلاف اسمش شایع است.

علامات مرضی آن عکس علامات مرضی افسردگی معمولی است که مبتلایان کم می‌خوابند و کم

می‌خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می‌خوابند و زیاد می‌خورند و به سرعت اضافه وزن

پیدا می‌کنند. به قول یکی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی (دونالد کلاین)، افسردگی غیر

معمول، “مزمن” است نه” دوره ای”؛ از بلوغ آغاز می‌شود و بیماران نسبت به همه امور کم توجه‌اند.

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است که عموماً حدود دو سال طول می‌کشد و علامات مرضی آن

خفیف‌تر از افسردگی کبیر است، ولی همواره احساس ناراحتی می‌کنند.

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف

دارو و الکل، افزایش استرس و کاهش اشتغال گفته‌اند؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات

اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند که جامعه کنونی، کانونی ناسالم

در درون افراد به وجود آورده و آن‌ها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شکست‌های شخصی

وابسته کرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد، ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت‌ها اظهار

نظر کرده اند. بر اساس پژوهش‌های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است”Paul Kottl

روان پزشک مرکز پزشکی پنسیلوانیا کشف کرده است که ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم

کودکان به تلویزیون و افسردگی کبیر در ۲۴ سالگی وجود دارد. “Kottl می‌نویسد:

” اثرات اجتماعی برنامه‌های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی کبیر در

نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، کودکان ما را در معرض خشونت‌های ابلهانه

مکرر قرار می‌دهد و آن‌ها را هر چه بیشتر از تماس‌های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می‌کند. ”

افسردگی کبیر بیشتر در دهه‌های سوم و چهارم زندگی ظاهر می‌گردد و در غالب افراد بین شش

ماه تا یک سال، حتی بدون درمان رفع می‌شود؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می‌رود.

بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می‌دهد. خطر

افسردگی با تعداد بازگشت‌ها افزایش می‌یابد. بدین معنی که بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد

از سه بازگشت به نود درصد می‌رسد.

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می‌دهند

  • اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد.
  • اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
  • اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد.
  • اگر فرد نسبت به استرس‌ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
  • اگر فرد از افسردگی قبلی کاملاً بهبود نیافته باشد؛
  • گر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد

علائم جسمی و فیزیکی افسردگی و اضطراب

افسردگی می‌تواند باعث بروز علایم جسمی (فیزیکی) نیز شود.

افراد افسرده اغلب به این نتیجه می‌رسند که آن‌ها دارای یک بیماری جسمی هستند، زیرا احساس

خستگی زیاد و درد دارند.

افسردگی چه مشکلات جسمی ایجاد می‌کند

افسردگی بیماری است که ممکن است در هر سنی برای یک فرد ایجاد شود. افسردگی علائم

روحی و جسمی خاصی دارد که بروز هریک از این علائم بر کیفیت زندگی او تاثیر میگذارد.

این که گه گاه احساس ناراحتی کنیم، طبیعی است، اما افسرده بودن یک چیز کاملا متفاوت است.

افسردگی می‌تواند علائم گوناگونی داشته باشد که هم روحی است و هم جسمی. این علائم و

عوارض، زندگی روزمره‌ی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

آن‌هایی که افسردگی دارند، احساس اندوه، ناامیدی و تنهایی کرده و معمولا علاقه و تمایل خود را

به چیز‌هایی که زمانی برای شان لذت بخش بوده از دست می‌دهند. تمام این احساسات می‌توانند

در توانایی فرد برای عملکرد مناسب مداخله کرده و اثری وحشتناک بر کیفیت زندگی او بگذارند.

هر چند خیلی از افراد نسبت به علائم روحی افسردگی آگاهی دارند، اما علائم جسمی مربوط به

افسردگی اغلب نادیده گرفته می‌شود، چون ظاهرا ارتباطی دیده نمی‌شود. برای فهم و درک افسردگی

باید از علائم جسمی آن نیز مطلع باشید تا به موقع آن را تشخیص داده و به دنبال درمان بروید.

۸ نشانه جسمی افسردگی

  • ۱. افزایش یا کاهش وزن

افسردگی، روی هورمون‌های تنظیم کننده‌ی اشتها اثر گذاشته و باعث می‌شود میل داشته باشید

بیشتر یا کمتر از حد معمول غذا بخورید. همچنین مشکلات خواب ِ. مربوط به افسردگی هم می‌تواند

مشکل اشتها را تشدید کند، چون کمبود خواب هم هورمون‌های گرسنگی و سیری را مختل می‌کند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۸ در نشریه‌ روانشناسی سلامت منتشر شد گزارش می‌دهد که افراد

افسرده، به میزان زیادی در معرض ابتلا به چاقی هستند. این یافته ها، نتیجه‌ی مرور و بررسی اطلاعات

جمع آوری شده از ۱۶ مطالعه هستند. اگر شما یا کسی که می‌شناسید، تغییرات نسبتا ناگهانی

در وزن داشته است، لازم است به پزشک مراجعه کرده تا احتمال افسردگی بررسی شود.

  • ۲. احساس درد

گاهی درد عضله یا مفصل می‌تواند نشاندهنده‌ی افسردگی باشد. وقتی شما احساسات خود را درون

تان نگه می‌دارید، این احساسات نهایتا به شکل درد‌های جسمی بروز خواهند کرد. فرقی نمی‌کند

سردرد باشد یا کمردرد، هیجانات و احساسات سرکوب شده می‌توانند درد‌های جسمی را تشدید کنند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ انجام شده و در PLOS ONE منتشر شد دریافت بیمارانی که افسردگی

دارند یا افسردگی شان درمان شده یا دچار اختلال اضطراب هستند و همچنین آن‌هایی که علائم

شدیدتری دارند، در مقایسه با آن‌هایی که افسردگی یا اضطراب ندارند، درد‌های طاقت فرسای بیشتری

از نظر قلبی و تنفسی دارند. همچنین کمردرد در میان افراد دچار اختلالات خلقی یا اضطرابی شایع

است. دلیلش هم این است که افراد افسرده، عادت به پایین انداختن شانه‌ها دارند که منجر به

کمردرد می‌شود.

  • ۳. مشکلات معده

بین مشکلات گوارشی- نفخ و یبوست و سندرم روده‌ی تخریک پذیر و … – و افسردگی نیز ارتباط وجود

دارد. روده نسبت به وضعیت روحی واکنش نشان می‌دهد. همچنین سلول‌های عصبی موجود در روده‌ی

شما، ۸۰ تا ۹۰ درصد سروتونین بدن تان را تولید می‌کنند. سروتونین، یک فرارسان ِ. عصبی ِ. بهبود دهنده‌ی

خلق و خوست.

ضمنا افراد افسرده بیشتر به غذا‌های بسیار شیرین تمایل دارند که موجب التهاب مغز شده و تعادل

باکتری‌های خوب و بد را در روده بهم می‌زند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۱ توسط دانشکده‌ی پزشکی

دانشگاه استنفورد انجام شد اینطور اعلام می‌کند که برخی از بیماری‌های روانشناسی مانند افسردگی

بیشتر می‌توانند نتیجه‌ی اختلالات معدی و روده‌ای مانند سندرم روده‌ی تحریک پذیر باشند تا علت آن.

مطالعه‌ی دیگری هم که در سال ۲۰۱۴ صورت گرفته و نتایج آن در سالنامه‌ی روده شناسی منتشر

شد گزارش می‌دهد، اضطراب و افسردگی هر دو به سندرم روده‌ی تحریک پذیر و کولیت زخمی مربوط

هستند. یک ارتباط دیگری که بین این اختلالات روانشناسی و ناهنجاری‌های گوارشی وجود دارد این

است که بیماری‌های روده‌ای و معده‌ای مزمن می‌توانند روی رفتار‌های روانی – اجتماعی اثر بگذارند.

در مطالعه‌ی جدیدتری که در سال ۲۰۱۶ انجام شده و در PLOS ONE منتشر شد، محققان اطلاعات

مربوط به ۶۴۸۳ نوجوان آمریکایی را تجزیه و تحلیل کرده و دریافتند کودکان و نوجوانانی که سابقا از

ناهنجاری‌های روحی خاصی رنج می‌برده اند، به دفعات بیشتری دچار بیماری‌های جسمی می‌شوند.

  • ۴. مشکلات پوستی

هورمون‌های استرس به پوست آسیب می‌زنند. افسردگی باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول

می‌شود بنابراین مشاهده‌ی مشکلات پوستی در میان افراد مبتلا به افسردگی، شایع است. حتی

افسردگی می‌تواند بیماری های، چون اگزما، پسوریازیس و آکنه را تشدید کند.

بنا به گزارشی از Dermatologic Clinics، تقریبا ۳۰ درصد از بیماران پوستی، دچار اختلالات روانپزشکی

هستند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۵ نشان داد افسردگی و اضطراب در میان بیماران مبتلا به پسوریازیس،

درماتیت آتوپیک، اگزمای دست و زخم‌های پا شایع است. ارتباط بین افسردگی و مشکلات پوستی

ممکن است به دلیل خودنادیده انگاری باشد که از پیامد‌های معمول در افسردگیست.

  • ۵. میگرن

سردرد‌ها و میگرن هم مانند درد‌های مزمن، با افسردگی مرتبط هستند. هر چند افسردگی می‌تواند

منجر به میگرن شود، اما خود ِ. افسردگی یک علامت شایع در افراد مبتلا به سردرد‌های میگرنی است.

میگرن می‌تواند دلیل ِ. پنهان ابتلا به اختلالات خلق و خو مانند افسردگی باشد و یا برعکس. این

ارتباط مخصوصا در افرادی که تجربه‌ی میگرن همراه با هشداردهنده‌ی حسی (آئورا) هستند، قوی‌تر

است؛ آئورا، دیدن جرقه‌های نور، نقاط کور و یا سوزن سوزن شدن دست‌ها و پا‌ها حین یک حمله‌ی میگرن است.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۱ در نشریه‌ی سردرد و درد منتشر شد گزارش می‌دهد آن‌هایی که دچار

میگرن همراه با آئورا هستند، بیشتر از کسانی که میگرن بدون آئورا را تجربه می‌کنند، در معرض افسردگی هستند.

 

  • ۶. مشکلات خواب

افسردگی می‌تواند طیف وسیعی از مشکلات مربوط به خواب را به بار بیاورد، شامل مشکل در به

خواب رفتن، مشکل در خواب مستمر و خواب آلودگی در طول روز. افسردگی اغلب همراه با کمبود

انرژی و احساس گیج کننده‌ی خستگی است که می‌تواند جزو ناتوان کننده‌ترین علامت‌های افسردگی

باشد. نکته‌ی عجیبی که وجود دارد این است که با وجود اینکه ممکن است خیلی احساس خستگی

و خواب آلودگی کنید، اما خواب تان کیفیت خوبی نداشته باشد.

نداشتن خواب با کیفیت و آرامشبخش می‌تواند موجب اضطراب شده و بیماری تان را بدتر کند. مطالعه‌ای

که در سال ۲۰۰۸ انجام شد گزارش می‌دهد، ناآرامی‌ها و شوریدگی‌های ذهنی و عینی در افسردگی

بسیار شایع هستند که آزاردهنده، فرسوده کننده و معمولا درمان نشده باقی می‌مانند. اختلالات خواب

بیانگر تغییراتی در عملکرد فرارسان‌های عصبی در مغز هستند که آسیب‌های چشمگیری به کیفیت

زندگی وارد می‌کنند.

  • ۷. درد قفسه سینه

درد قفسه سینه، علامتی معروف در بیماری‌های قلبی علائم جسمی افسردگی است. اما چیزی که خیلی از افراد نمی‌دانند

این است که درد قفسه سینه، با افسردگی ارتباط دارد و برعکس. افسردگی می‌تواند روی ریتم قلب

اثر بگذارد، فشار خون را بالا ببرد و انسولین را افزایش بدهد، کلسترول و هورمون استرس را هم افزایش بدهد.

مطالعه‌ای در سال ۱۹۹۸ انجام شد نشان داد افسردگی بالینی می‌تواند یک ریسک فاکتور غیروابسته

برای بیماری عروق کرونری، ده‌ها سال بعد از شروع افسردگی بالینی باشد. افراد افسرده، یک سیستم

استرس بیولوژیکی اختلال گر دارند که توصیه می‌شود افراد دچار افسردگی شدید، آزمایشات مربوط به

بیماری‌های قلبی و عروقی را حتما انجام بدهند. همچنین مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۳ نشان دریافت، آن‌هایی

که دچار نارسایی‌های قلبی هستند و افسردگی علائم جسمی افسردگی  متوسط یا شدید دارند، در مقایسه با آن‌هایی که

افسردگی ندارند، چهار برابر بیشتر در معرض مرگ زودرس اند.

  • ۸. مشکلات دهان و دندان

افسردگی می‌تواند روی سلامت دهان و دندان‌ها نیز اثر بگذارد که عموما به دلیل عدم رعایت کافی

بهداشت و مراقبت‌های فردی است که از پیامد‌های افسردگی می‌تواند باشد. محققان دریافتند

افسردگی و اضطراب موجب از دست دادن دندان می‌شود.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۶ انجام شد توصیه کرده است امروزه روانشناسان باید از عواقب رژیم غذایی

نامناسب و دارو‌های روانپزشکی که بیماران دچار افسردگی مصرف می‌کنند آگاه باشند و اقدامات لازم

برای بررسی وضعیت بهداشت دهان و دندان را انجام دهند.

 

منبع :گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان،

  • روانشناسی

تفاوت اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی

ارسال شده در: بدون گروه | ۰

تشخیص این اختلال‌ها و تمایز بینشون نیاز به بررسی دقیق تخصصی داره و انقدر دشواره

که متخصصان هم گاهی دچار اشتباه میشن، پس در این مطلب، هدف، صرفا دادن اطلاعات

عمومی در موردشون هست.


نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی
دشواری در تنظیم احساسات که منجر به تغییرات شدید در حالت روحی (مود) میشه، دمدمی

مزاجی، روابط شخصی بی‌ثبات (“دوستت دارم خیلی سریع میتونه تبدیل به “ازت متنفرم” بشه)،

به همراه عزت نفس و احساس ارزشمندی خیلی پایین که میتونه منجر به تمایل به خودکشی بشه.

همچنین احساس طرد شده بودن از جانب دوستان و خانواده، رفتار دمدمی مزاجی مثل پول

خرج کردن یا رانندگی بی‌ملاحظه، حالات روحی (مود) شدید مثل خشم، افسردگی و کج‌خلفی

که میتونه روزها طول بکشه.
عوامل ایجاد اختلال شخصیت مرزی نامشخصه ولی تحقیقات، عواملی مثل ژنتیک، محیط و کارکردهای

مغزی رو در به وجود اومدنش موثر میدونن.
در آمریکا ۱.۶ درصد از مردم اختلال شخصیت مرزی دارن اما این رقم تا ۵.۹ درصد هم در منابع دیگه

تخمین زده شده. همچنین ۷۵ درصد از موارد تشخیصی از اختلال شخصیت مرزی زن بودن.
همچنین در آمریکا ۲.۲ درصد از جمعیت دچار اختلال دو قطبی هستن که ۵۱ درصد هرگز تحت درمان

قرار نمیگیرن. خودکشی اولین عامل مرگ زودهنگام در افراد دچار اختلال دوقطبی هست و مرگ ۱۵

تا ۱۷ درصدشون به دلیل خودکشی است.
اختلال دو قطبی یا افسردگی-شیدایی (مانیک دیپرشن):
خیلی از ویژگی‌هاش مثل کج‌خلقی، تغییرات حالت روحی، و دمدمی مزاجی با اختلال شخصیت

مرزی مشترکه. اما شاخص اصلی تشخیص اختلال دو قطبی، فراز و فرودهای خیلی شدید در

حالات روحی هست. در حالت فراز، وجد شدید دارن که شامل هیجان و انرژی بیش از حد زیاد

هست. پرحرفی و انجام کارهای خطرناک از علائم این فاز است. در مقابل در نقاط فرود، روزهای

متوالی از افسردگی شدید و خستگی دارن که نمیتونن تمرکز کنن یا کار مفیدی بکنن. فرد دوقطبی

از حالت توهم در مورد داشتن توانایی های زیاد تا حالت کاملا ناامید و حس تهی بودن تغییر روحیه میده.
تفاوت‌ها
۱. اختلال مرزی از اونجایی که یک اختلال شخصیتی هست، علائمش پایدارترن در حالی که

در اختلال دو قطبی، دو حالت متفاوت (افسردگی و شیدایی) کاملا از هم تفکیک شده هستن

و بینش وقفه‌هایی وجود داره که تقریبا علائم هیچ کدوم از حالات در اونها دیده نمیشه.
فرد دارای شخصیت مرزی، یک سری خطوط پایه در شخصیتش دیده میشه که اضطراب، افسردگی،

حس پوچی، کج خلقی، خشم و مشکل داشتن در برقراری روابط با دیگران جزوشونه ولی در اختلال

دوقطبی، به سختی میشه یه هسته ی مرکزی برای شخصیت فرد پیدا کرد.
برای تشخیص اختلال دو قطبی باید فرد، حداقل یک فاز شدید شیدایی و سرخوشی {بدون علت}

رو تجربه کرده باشه.

۲. با نگاه به روابط شخصی، میشه اختلال‌های شخصیتی رو به خوبی تشخیص داد. افراد دچار

اختلال دوقطبی، گرچه ممکنه که روابط بین فردی اونها رو از یکی از دو حالت به حالت دیگه تغییر

حال بده ولی معمولا این تغییر حالت‌ها بدون دلیل بیرونی هستن در حالی که افراد دچار شخصیت

مرزی، بیشتر احتمال داره که تعاملاتشون با افراد دیگه، در تغییر حالت شدید اونا تاثیر داشته باشه.

۳. فرد دارای شخصیت مرزی، ممکنه در یک روز، بر اثر محرک‌های مختلف، حالات مختلف رو تجربه

کنه (به خاطر واکنش روانی بیش از اندازه به محرک‌های بیرونی). اما شخص دارای اختلال دوقطبی،

ممکنه روزها یا هفته‌ها در یکی از فازهای سرخوشی یا افسردگی باقی بمونه.

در پایان
هرچه این اختلال‌ها زودتر تشخیص داده بشن، میتونن سریع‌تر و موثرتر درمان بشن. تشخیص نادرست

میتونه حالشون رو بدتر بکنه و حتی خطرناک باشه. چون مثلا اگر بیمار دوقطبی، تشخیص شخصیت

مرزی داده بشه و بهش داروی ضد افسردگی تجویز بشه (چون شخصیت های مرزی اغلب در فاز افسردگی هستن)،

وقتی که وارد فاز شیدایی بشه، اون دارو وضعیتش رو تشدید میکنه و میتونه خطرناک باشه. ۶۹ درصد بیماران

دو قطبی در ابتدا تشخیص اشتباه در موردشون داده میشه و برای یک سومشون این تشخیص اشتباه

تا زمان طولانی ادامه پیدا میکنه.