• مشاوره ازدواج

منظور از باج گیری عاطفی چیست؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

اگر کسی، نقطه ضعفی یا اصطلاحاً  “آتو”یی از دیگری سراغ

داشته باشد، می تواند از او باج بگیرد.

 مثل کارمندی که اختلاسی از رئیس اش سراغ دارد و می تواند

مدام از او باج بگیرد تا راز او را برملا نکند.

این فرمول اصلی باج گیری است. 

در باج گیری عاطفی، شما آتویی دست دیگران ندارید که بتوانند از

شما باج بگیرند؛ در اینجا به جای آتو از ویژگی های روحی و عاطفی 

شما برای باج گیری سوء استفاده می کنند.

زن به همسرش:

زندگی خواهرم را می بینی؟ واقعاً توی رفاه هستند، اما زندگی ما چی؟

 زن می داند که همسرش غرور مردانه دارد، بنابراین به طور غیر مستقیم

او را با باجناق اش مقایسه می کند. در اینجا مرد در خود می شکند و احتمالاً

می کوشد ولو با قرض هم که شده، خواسته های مالی همسرش را برآورده کند.

 مرد به همسرش:

اگر کاری که من می گویم را انجام ندهی، تو را ترک می کنم و برای خودم

خانه ای جداگانه خواهم گرفت.

مرد از میزان وابستگی و عشق همسرش خبر دارد و از این زاویه وارد می شود

و تهدید می کند که از این پس، عشق ات را نخواهی دید.

 دختر به نامزدش (یا بر عکس):

من خیلی تنها هستم، انگار حق زندگی ندارم و از این بابت واقعاً رنج می کشم.

خانواده ات نیز که درباره من بد می گویند و می خواهند ما به هم نرسیم در حالی

که من همیشه به آنها احترام گذاشته ام. از تو هم می خواهم وقتی درباره من بد

می گویند واکنش منفی نشان ندهی و احترام شان را نگه داری.

 او می داند که نامزدش، هم آدم دل رحمی است و نمی تواند رنج کشیدن او را

ببیند و هم خانواده اش را دوست دارد. بنابراین با ادبیات خانواده دوستانه

(احترام شان را نگه دار) خود را در ماجرای اختلاف، محق جلوه می دهد.

نتیجه این می شود که نامزدش در بحران عاطفیقرار می گیرد و

حتی با خانواده اش درگیر می شود. 

پسر به دختر (یا بر عکس) در دوران آشنایی قبل از ازدواج:

بعد از ازدواج چنین و چنان خواهم کرد. مثلاً پسر می گوید آخر هر هفته

می رویم بیرون شهر و سالی ۲ بار سفر خارجی می برمت یا دختر به پسر

می گوید وقتی از سر کار آمدی، با دمنوش داغ از تو پذیرایی خواهم کرد

و شانه هایت را ماساژ خواهم داد.

آنها دارند از طریق وسوسه، باج گیری عاطفی می کنند. پسر می داند

که دختر عاشق سفر و تفریح است و دختر می داند که پسر دلبسته مهربانی

است. در اینجا دختر / پسر برای رسیدن به هدف اش یعنی ازدواج با فرد

مقابل، ویژگی های شخصی او را هدف قرار می دهد و از همان طریق

وعده و وسوسه اش را شکل می دهد.

باج گیرهای عاطفی، برای این که باج گیری کنند، باید سه کار انجام دهند:

بسیار به شما نزدیک شوند.

ویژگی های شما را بشناسند.

خود را همدل شما نشان دهند (یا حتی واقعاً همدل باشند).

  • مشاوره ازدواج

برای همسرت ، مادری نکن ! شما همسر او هستی نه مادرش!!

ارسال شده در: هومینو | ۰

برای همسرت ، مادری نکن ! شما همسر او هستی نه مادرش!!

“لباست کمه؛ سرما می خوری ها
“حتما ناهارت رو بخوری ها”
“مواظب باش خواب نمونی”
“کلید رو حتما ببری؛ پشت در میمونیا
“تاریخ چک مال امروزه؛ یادت باشه”
و ….
درست مثل حرفهای مامانا میمونن!!

صبوری کردن،
زیاد حرف نزدن،
دخالتهای بیجا تو کارای شخصی نکردن تو روابط همسرانه واجبه

مادری کردن های خودت رو بنویس و سعی کن ترکشون کنی
به جای همسرت فکر نکن!
به جای همسرت نگران نباش!
به جای همسرت حرص نخور!
اینجور لطفهای بی جا و مکرر، از او یه آدم حواس پرت و متوقع درست میکنه! که بعدها حتی نمیتونه جورابشو پیدا کنه! شما همسر شوهرتون هستید باید باظرافتها و سیاستهای زنانه براش همسری کنید و مرد ضعیف و ناکارآمد عملا دیگه مرد نیست.بچه ای می شه که فقط باید بهش سرویس داد.ولی یه مرد که فرمانروای قلب همسرشه همواره سعی میکنه قوی تر و بدون اشتباه تر پیش بره و همواره پشت و پناه همسر و بچه هاش باشه.”انتخاب با خودته بانو !

  • خنده درمانی

خنده برای مغز شما خوب است

ارسال شده در: هومینو | ۰

حتما شنیده اید که خنده بهترین داروست. بدون شباهت به پاسخ های

هیجانی که مختص به مناطق خاصی در مغز است، خنده مناطق

چندگانه ای را در کل مغز درگیر می کند. خندیدن مناطقی از مغز

را تحریک می کند که تحریک آنها برای یادگیری و خلاقیت ضروری است.

همان طور که دانیل گلمن در کتاب هوش هیجانی می گوید به نظر می رسد

خنده به انسان ها کمک می کند بهتر و وسیع تر فکر کنند.

آیا در جستجوی راه هایی برای خندیدن می گردید؟ با این راه ها شروع کنید:

۱- به خودی خود بخندید: در لحظات تنهایی به جای جدی و درخود بودن ، بخندید.

۲- زمانی که صدای خنده را می شنوید به دنبال منشاء آن بگردید. اغلب

افراد دوست دارند لحظات شادمانی خود را با دیگران سهیم بشوند چون

دوباره فرصت پیدا می کنند که بخندند. هرگاه صدای خنده ای را شنیدید

در جستجوی آن باشید و بپرسید: چه چیزی خنده دار بود؟

۳- با افراد شاد و پرهیجان زمان بگذرانید. بعضی از افراد به راحتی

می خندند و برایشان عادی است که در هر رویداد روزمره ، جنبه شاد

و خنده داری پیدا کنند.

۴- محیط اطراف خود را با چیزهایی پر کنید که شادتان می کند.

گذاشتن یک عروسک بامزه روی میزکار یا ماشین، نصب یک پوستر

خنده دار در دفتر کار، انتخاب پس زمینه خنده دار برای موبایل یا کامپیوتر

و گذاشتن عکس هایی از لحظات شاد با خانواده یا دوستان می توانند راه هایی

برای شاد کردن محیط به شمار آیند.

ر و گذاشتن عکس هایی از لحظات شاد با خانواده یا دوستان می توانند راه هایی

برای شاد کردن محیط به شمار آیند.

۵- به کودکان توجه کنید .و با آنها بازی کنید. کودکان در بازی کردن ،

راحت گرفتن زندگی و خندیدن مهارت زیادی دارند.

خندیدن زندگی شما را متحول می کند

  • مشاوره

چرا از رابطمون لذت نمی بریم؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

در رابطمون با دیگران ما بجای اینکه خودمون رو بهتر کنیم سطح استانداردهامون رو میاریم پایین
مثلا وقتی میدونیم اضافه وزن داریم به جای اینکه وزنمون رو کم کنیم به

رابطه با هرکسی که به ما پیشنهاد میکنه رضایت میدیم
وقتی احساس ناکافی بودن و بی ارزشی میکنیم به جای احیای حس ارزشمندی

در درون خودمون،روی خودمون تخفیف میزنیم و استاندارد هامون رو پایین

میاریم و این باعث میشه همیشه مشکلات زیادی در رابطه داشته باشیم و در

عین حال از رابطه مون لذت نبریم

ناتوانی جنسی در زنان عمدتا به چهار دسته تقسیم می شوند:

میل جنسی کم: داشتن میل جنسی کم ، یا گرایش جنسی ضعیف. این شایعترین

نوع اختلال جنسی در میان زنان است.

اختلالات انگیختگی جنسی: تمایل شما به عمل جنسی ممکن است دست نخورده باشد،

اما شما توانایی برانگیخته شدن یا نگهداری آن در زمان فعالیت جنسی ندارید.

اختلالات اوج لذت جنسی: شما دارای مشکل مزمن یا عود کننده در رسیدن به لذت

جنسی بعد از انگیختگی کافی جنسی و یا تحریکات مداوم دارید.

اختلالات درد جنسی: شما درد در ارتباط با تحریک جنسی یا تماس واژنی دارید.

اغلب مشکلات جنسی در زنان بیش از یک دسته را می پوشاند. با افزایش اطلاعات

درباره طبیعت پیچیده پاسخ جنسی زن، یک منظر جدید پدیدار شده است- تمرکز

بر پاسخ جنسی به عنوان یک تداخل پیچیده از اجزائی که تاثیر بر صمیمیت می گذارد،

شامل فیزیولوژی، عواطف، تجربیات، اعتقادات، شیوه زندگی و ارتباطات است.

اگر هر کدام از این اجزا تحت تاثیر قرار گیرد، تمایل جنسی، انگیختگی یا رضایت

جنسی تحت تاثیر قرار می گیرند.در مقاله بعدی راه های درمان را برای

شما توضیح خواهیم داد.

  • روانشناسی

با همسر بدبین چه باید کرد؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

همیشه سعی کنید در هر موضوعی با همسر خود صادق باشید.

ریشه بسیاری از بدبینی‌ها عدم صداقت در ابتدای زندگی است.

زن یا مرد رازی را در زندگی دارد که می‌کوشد آن را از همسرش

پنهان کند که البته در بیشتر مواقع موفق نمی‌شود و خود این پنهان‌کاری

نقطه شروع بدبینی‌ها می‌شود.

نسبت به قول و قرار خود با همسرتان خیلی حساس باشید این موضوع

برای مردها باید بیشتر رعایت شود، چرا که خانم‌ها هر نوع تأخیر را

در رسیدن به قرار مثبت نگاه نمی‌کنند و طبیعتاً افکار منفی در آن‌ها شکل می‌گیرد.

در مراودات اجتماعی خود خیلی مراقب باشید به‌ویژه اگر طرف شما جنس مخالف باشد.

هر نوع صحبت غیرکاری، تماس‌های بی‌مورد و روابط آزاد در محیط‌های کاری

نتیجه‌ای شوم در بردارد که اگر شما هم فکری در سر نداشته باشید، همسرتان

جور دیگری برداشت می‌کند.

۱ – همیشه سعی کنید در هر موضوعی با همسر خود صادق باشید

ریشه بسیاری از بدبینی‌ها عدم صداقت در ابتدای زندگی است. زن یا مرد رازی را در زندگی دارد که می‌کوشد آن را از همسرش پنهان کند که البته در بیشتر مواقع موفق نمی‌شود و خود این پنهانکاری نقطه شروع بدبینی‌ها می‌شود.

۲ – نسبت به قول و قرار خود با همسرتان خیلی حساس باشید

این موضوع برای مردها باید بیشتر رعایت شود، چرا که خانم‌ها هر نوع تاخیر را در رسیدن به قرار مثبت نگاه نمی‌کنند و طبیعتا افکار منفی در آنها شکل می‌گیرد.

۳ – در مراودات اجتماعی خود خیلی مراقب باشید بویژه اگر طرف شما جنس مخالف باشد

هر نوع صحبت غیرکاری، تماس‌های بی‌مورد و روابط آزاد در محیط‌های کاری نتیجه‌ای شوم در بردارد که اگر شما هم فکری در سر نداشته باشید، همسرتان جور دیگری برداشت می‌کند.

۴ – از غافلگیری‌های احساسی که نیازمند پروژه‌ای پیچیده باشد، پرهیز کنید

بدبینی به همسر اشکال متفاوتی دارد

  • افسردگی

علائم اختلال افسرده بودند

ارسال شده در: هومینو | ۰

علائم افسرده بودند می تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد و می تواند شامل موارد زیر باشد:

احساس ناراحتی یا خستگی افسرده

از دست دادن علاقه و یا لذت بردن از فعالیت های یک بار لذت می برد

تغییرات اشتها – کاهش وزن یا افزایش غیر مرتبط با رژیم غذایی

مشکل خوابیدن یا خوابیدن بیش از حد

از دست دادن انرژی یا افزایش خستگی

افزایش فعالیت فیزیکی بدون هدف (به عنوان مثال، دست زدن به دست و یا قدم زدن)

یا حرکات آرام (اقدامات قابل مشاهده توسط دیگران)

احساس بی ارزش یا گناه

دشواری تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری

افکار مرگ یا خودکشی

علائم باید حداقل دو هفته برای تشخیص افسردگی ادامه یابد.

علائم فیزیکی افسردگی

  1. مشکلات تیروئید
  2. تومور مغزی
  3. کمبود ویتامین

می تواند علائم افسردگی را تقلید کند، بنابراین مهم است که علل عمومی پزشکی را کنار بگذاریم.

چه کسانی مستعد افسردگی هستند؟

افسردگی در ۱۵ سال بزرگسال (۷/۶٪) برآورد شده است. و یکی از شش نفر (۶/۱۶٪) بعضی

اوقات در زندگی خود دچار افسردگی می شوند.

افسردگی می تواند در هر زمان، اما به طور متوسط، در ابتدای ظهور نوجوانان تا اواسط دهه ۲۰ ظاهر می شود.

زنان به علت افسردگی بیشتر از مردان هستند. برخی مطالعات نشان می دهد که یک سوم زنان

در طول زندگی خود یک قسمت افسردگی عمده را تجربه خواهند کرد.

افسردگی از غم و اندوه متفاوت است؟

مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن یک کار یا پایان دادن به یک رابطه، تجربیات سخت برای یک فرد برای تحمل است.

برای احساس غم و اندوه در پاسخ به چنین شرایطی، طبیعی است.

کسانی که از دست دادن تجربه می کنند، اغلب خود را “افسرده” توصیف می کنند.

اما غم انگیز بودن این نیست که افسردگی وجود دارد.

فرایند گرایش طبیعی و منحصر به فرد برای هر فرد است و برخی از ویژگی های مشابه افسردگی را نیز به اشتراک می گذارد.

هر دغدغه و افسردگی می تواند غم و اندوه شدیدی از فعالیت های معمول داشته باشد.

راه تشخیص افسردگی از غم و اندوه

در غم و اندوه، احساسات دردناک در امواج می آیند، اغلب با خاطرات مثبت مرده مخلوط می شوند.

در حالت افسردگی، خلق و خو و یا علاقه (لذت) برای بیشتر دو هفته کاهش می یابد.

در غم و اندوه، عزت نفس معمولا حفظ می شود. در افسردگی عمده، احساس بی ارزش بودن و خودخواهی، شایع است.

برای برخی از افراد، مرگ عزیزان می تواند افسردگی بزرگی ایجاد کند. از دست دادن شغل یا

تبدیل شدن به یک قربانی یک حمله فیزیکی یا یک فاجعه بزرگ می تواند منجر به افسردگی برای برخی افراد شود.

هنگامی که غم و اندوه و افسردگی هم وجود دارد، غم و اندوه شدید تر و طولانی تر از غم بدون افسردگی است.

با وجود برخی همپوشانی بین غم و افسردگی، آنها متفاوت هستند.

تمایز میان آنها می تواند به کمک مردم، کمک و یا درمان آنها کمک کند.

  • مشاوره آنلاین هومینو

اختلال دوقطبی و زمان شروع آن

ارسال شده در: هومینو | ۰

متوسط ​​سن شروع اختلال دوقطبی حدود ۲۵ سالگی است، اما این می تواند در نوجوانان یا به طور

غیر معمول در دوران کودکی رخ دهد.

این وضعیت به طور مساوی بر مردان و زنان تاثیر می گذارد، تشخیص داده شده که

در حدود ۲٫۶٪ از جمعیت ایالات متحده با اختلال دوقطبی رودررو هستند و نزدیک

به ۸۳٪ موارد به عنوان طیف شدید طبقه بندی شده است.

اگر این اختلال درمان نشود، معمولا در طی زمان تشدید می شود.

با این حال، با یک برنامه درمانی خوب شامل روان درمانی، داروها، یک شیوه زندگی سالم،

یک برنامه منظم و شناسایی زودهنگام، بسیاری از مردم می تواند با این وضعیت به خوبی زندگی کنند.

علائم اختلال دوقطبی

علائم و شدت آنها متفاوت است.

فرد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است دارای حالت های مانیک یا افسرده باشد،

اما ممکن است دوره های طولانی – گاه سال – بدون علائم نیز داشته باشد.

یک فرد همچنین می تواند هر دو افراط و تفریط را به طور همزمان تجربه کند.

توهم

قسمت های شدید دوقطبی شیدایی یا افسردگی ممکن است شامل نشانه های

روان پریشی مانند توهم یا خیانت باشد.

معمولا این علائم روان شناختی خلق و خوی شدید فرد را نشان می دهد.

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که علائم روانپریشی دارند، می تواند به اشتباه

به عنوان اسکیزوفرنی تشخیص داده شوند .

شیدایی

شیدایی برای تشخیص اختلال دوقطبی، فرد باید حداقل یک قسمت از مانیا

یا هیپومیا را تجربه کرده باشد.

هیپومیا یک نوع  از مانیا است که شامل قسمت های روان پریشی نیست.

افراد مبتلا به هیپومیا اغلب می توانند در شرایط اجتماعی و یا در محل کار کنند.

برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی چندین بار در طول زندگی خود، قسمت های

شیدایی یا هیپومیا را تجربه می کنند.

دیگران ممکن است آنها را به ندرت تجربه کنند.

خلق و خوی و اختلال در قضاوت

خلق و خوی به سرعت تغییر می کند رفتار غیر قابل پیش بینی تر و اختلال

در قضاوت بیشتر اتفاق میفتد.

در طول دوره های شیدایی، مردم اغلب به طور مبهم رفتار می کنند،

تصمیمات بی پروا و خطرات غیر معمولی دارند.

اکثر اوقات افراد در دوره های مانیک از عواقب منفی اعمالشان بی اطلاع هستند.

با اختلال دوقطبی، خطر خودکشی همیشه وجود دارد زیرا برخی افراد حتی

در حالت های مانیک نیز خودکشی می کنند.

افسردگی

به طور معمول افرادی که در معرض افسردگی قرار دارند، دچار بی حالی

و اختلالات خواب می شوند.

هنگامی که مردم افسرده می شوند، حتی تصمیم های جزئی مانند

چیزی که برای شام بخورند، می تواند برایشان مشکل باشد.

آنها ممکن است با احساسات از دست دادن، نارضایتی شخصی، گناه

یا نا امیدی دست و پنجه نرم کنند؛ این تفکر منفی می تواند منجر به افکار خودکشی شود.

علائم افسردگی که مانع توانایی فرد در عملکرد می شود تقریبا هر روز

باید حداقل دو هفته طول بکشد تا مورد توجه قرار گیرد.

افسردگی همراه با اختلال دوقطبی ممکن است نیازمند درمان

بیشتر و طولانی تر باشد.

  • مشاوره

بعد از شکست عشقی چه کنیم؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

شکست عشقی پایان دادن به چیزی است که به خاطرش زندگی کردن ارزشمند بوده است.

اگر از یک رابطه عاشقانه بیرون آمده باشید، حتماً درباره این فکر کرده‌اید که چه اندازه زمان نیاز

است تا شما از دوست داشتن طرف مقابلتان دست بکشید و دیگر به او و رابطه از دست رفته

خودتان فکر نکنید. در حقیقت این موضوع و زمانی که برای پایان دادن واقعی به روابط وجود دارد،

از هر فردی به فرد دیگر متفاوت است. شرایط و روحیه فرد تا حد زیادی در چگونگی بهبود وضعیت

وی و کنار آمدنش با شرایط فعلی تأثیرگذار هستند.

بخشی از آینده‌ای که در ذهنتان ساخته بوده‌اید با طرف مقابل بوده است و پس از اتمام روابط

این بخش کاملاً نابود شده و از بین می‌رود. این چیزی است که افرادی که شکست عشقی خورده‌اند

آزار می‌دهد. همه چیز به شما بستگی دارد و این که درباره گذشته و آنچه برای آینده با مخاطب

خاصتان تصور می‌کرده‌اید احساساتی عمل کرده باشید.
تنها درمانگر در این مورد زمان است. باید به خودتان زمان بدهید تا همه چیز به شرایط عادی برگردد

و بتوانید این شکست را بپذیرد و آن را بخشی از زندگی و تجربیاتش بدانید. M. Kathleen Casey

در این باره گفته است ” درد اجتناب ناپذیر است، اما این که درد بکشیم و خودمان را عذاب دهیم

کاملاً اختیاری است “.

چه بازه زمانی طول می‌کشد که شکست عشقی را پایان دهیم و آن را بپذیریم؟

اولین قدم برای گذر از شکست عشقی پذیرفتن آن است. شما چه بخواهید و چه نخواهید

این اتفاق رخ داده است و به هیچ عنوان نمی‌توانید به گذشته برگردید و این موضوع را در زمان

خودش حل و فصل کنید. در این زمان شما به رابطه‌ای که داشته‌اید پایان داده‌اید و باید این

موضوع را بپذیرد. سپس با صبوری مراحلی که برای گذر از این مرحله نیاز است را انجام دهید

تا بتوانید به زندگی عادی که داشته‌اید برگردید.

مرحله شوکه شدن و برانگیخته شدن احساسات

اگر شما در مرحله‌ای قرار دارید که به رابطه‌ای که داشته‌اید پایان داده‌اید، باید آماده باشید

که احساست مختلفی مانندترس، نفرت، تنهایی، خشم و غم به شما هجوم می‌آورند.

ترس از تنها ماندن از جمله پررنگ‌ترین احساساتی است که شکست عشقی در پی دارد.

به نحوی که فرد تصور می‌کند روی این کره خاکی تنها او و مخاطب خاصش زندگی می‌کرده‌اند

و دیگر هیچ کسی وجود ندارد که او را درک کند و وی همیشه باید تنها بماند.
با هجوم احساسات مختلف فرد مدام از خودش می‌پرسد که چرا این اتفاق رخ داده است؟

چه کاری برای رسیدن به نتیجه متفاوت باید انجام دهم؟ حتی ممکن است فرد به این موضوع

فکر کند که چه کاری انجام داده که سبب به پایان رسیدن رابطه عاطفی شده است و مدام

به دنبال راهکارهایی برای تغییر دادن نتیجه باشد.
این احساسات در اوایل تجربه شکست عشقی طبیعی هستند و باید به خودتان زمان بدهید

تا احساسات برانگیخته شده فروکش کنند. سپس می‌توانید آینده روشنی که در پیش روی

شما قرار دارد را ببینید.

انکار به پایان رسیدن یک رابطه عاشقانه

انکار کردن یکی از واکنش‌هایی است که پس از پایان رابطه و شکست عشقی رخ می‌دهد.

فرد دائم در حال انکار کردن این موضوع است که رابطه‌ای که داشته به پایان رسیده و مدام

خودش را توجیه می‌کند که دوباره همه چیز مثل سابق خواهد شد. این واکنش پس از پایان

هر رابطه‌ای کاملاً طبیعی است. مهم این است که بتوانید از این مرحله عبور کنید و غم و

اندوه مرحله انکار را پشت سر بگذارید.

تا جایی که می‌توانید اشک بریزید

هنگامی که احساس غم و اندوه می‌کنید بهترین راه این است که گریه کنید. هنگام شکست

عشقی نیز مانند دیگر زمان‌هایی که با مشکل بزرگی مواجه شده‌اید یک توپ بزرگ درون گلو

حس می‌کنید که نمی‌توانید آن را ببلعید و جلوی نفس کشیدن شما را گرفته است. برای این

که از شر این بغض و تورمی که در ناحیه گلو ایجاد شده راحت شوید، باید به زیر دوش آب،

یک مکان خلوت و حتی ماشین شخصی خود پناه ببرید و اجازه بدهید بی‌وقفه اشک از چشمانتان بیرون بریزد.
مانع از اشک ریختن خود نشوید. اجازه بدهید تمام غم‌ها و ناراحتی‌ها با اشک‌های شور از بدن

شما بیرون بریزد. پس از اشک ریختن احساس آرامشی بی‌حد و اندازه خواهید داشت و این

نشان می‌دهد که شما از غم بزرگی که داشته‌اید خلاص شده‌اید.

مراقبت‌های اولیه را از خودتان به دست فراموشی نسپارید

برخی از افراد پس از شکست عشقی دیگر دلیلی نمی‌بینند که به خودشان برسند و این

مقدمه‌ای برای مواجه شدن با انواع و اقسام بیماری‌ها است. درست است که شما از لحاظ

روحی موقعیت مناسبی ندارید و دیگر کسی برای این که او را ببوسید وجود ندارد؛ اما این

دلیل نمی‌شود که مسواک زدن را جدی نگیرید و باید هر روز دو تا سه بار دندان‌هایتان را مسواک کنید.
هر انسان باید در طول روز غذا بخورد تا انرژی لازم را به دست بیاورید؛ بنابراین حتماً وعده‌های

غذایی را میل کنید. فراموش نکنید باید رژیم غذایی همیشگی خود را حفظ کرده و مانند همیشه

تعادل را در غذا خوردن رعایت کنید.

ارتباط با دوستانتان را حفظ کنید.

برای بهبود روحیه خود سعی کنید زمان بیشتری را با دوستانتان بگذرانید. هیچ چیز به اندازه

گفتمان‌های دوستانه و درد و دل با فردی که شما را درک می‌کند نمی‌تواند برای ترمیم روحیه

شما مؤثر باشد. شما می‌توانید در قالب پیام‌های متنی با دوستتان درد و دل کنید یا سر روی

شانه او بگذارید و گریه کنید. حضور در جمع دوستان و شوخی‌هایی که وجود دارد، خنده را دوباره مهمان لب‌های شما می‌کند.
با وجود این که پس از شکست عشقی اغلب افراد از جمع فاصله می‌گیرند و تنها بودن را ترجیح می‌دهند؛

اما سعی کنید همیشه در جمع باشید و از اجتماع فاصله نگیرید تا سریع‌تر بتوانید خودتان را جمع و جور کنید

و به زندگی عادی که داشته¬اید برگردید.

به مسافرت بروید

یکی از بهترین راهکارها برای بهبود روحیه افرادی که تازه به یک رابطه عاطفی پایان داده‌اند،

مسافرت است. برای پایان دادن به غم و سوگواری شکست عشقی، باید از خانه خارج شوید

و مدتی از محیط دور شوید. یک سفر چند روزه می‌تواند به طور کامل روحیه از دست رفته شما

را ترمیم کندو آرامش را به زندگی¬تان برگرداند.
یک بلیط اتوبوس یا قطار بگیرید و به جایی که دوست دارید بروید. سعی کنید برای سفر مکان‌های

را انتخاب کنید که تا به حال به آنجا نرفته‌اید. تماشای طبیعت مسحور کننده و سپری کردن ساعاتی

کنار دریا می‌تواند حس و حالتان را به طور کامل عوض کند.
در دل طبیعت فرصت زیادی برای فکر کردن دارید و می‌توانید برنامه‌هایی که برای زندگی دارید را منظم کنید.

  • کاریزما

کاریزما(اعتماد به نفس) چیست ؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

کاریزما یا اعتماد به نفس از ریشه ای یونانی به معنای “هدیه” نشات می گیرد، مجموعه ای از صفات

و رفتارهاست که فرد را با دیگران پیوند می دهد.

یک فرد کاریزماتیک ، دوست داشتنی، قابل اعتماد، فعال و در بسیاری از موارد

جادویی است. افراد دارای کاریزما، ابرازگر، قوی و با اعتماد به نفس ، امیدوار و صمیمی

هستند . آنها در بیشتر موارد به دیگران توجه می کنند و نوعی جذابیت درونی دارند

که دیگران را به خود جذب می کنند. داشتن کاریزما در شغل و حرفه اهمیت بسیاری دارد،

حتی اگر شما یک نقش مدیریتی نداشته باشید. زمانی که کاریزما دارید، دیگران تمایل

دارند که با شما کار کنند، ایده های شما را می پذیرند، به نظرات شما اعتماد می کنند

و بسیار علاقه مندند که تحت تاثیر شما باشند.

کاریزما و قدرت کاریزما شکلی از “قدرت مرجع” است که روانشناسان اجتماعی مثل

جان فرنچ و برترام راون آن را به عنوان یکی از ۴ پایه قدرت تعریف کرده اند. قدرت مرجع

قدرتی است که شما آن را دارید چون دیگران شما را دوست دوست دارند و به شما احترام

می گذارند. ایجاد کاریزما به مجموعه ای از صفت ها اعتماد به نفس و رفتارها اطلاق می شود که با کنار

هم قرار گرفتن آنها، شخصیت شما به یک شخصیت جذاب و کاریزماتیک تبدیل می شود.

پژوهش های بسیاری نشان می دهد که شما می توانید این صفت را بیاموزید و به کمال

برسانید. برخی از مطالعات به این نتیجه دست یافتند رهبرانی که قادر بودند سختی ها

را تحمل کنند بیشتر در ارتباط با تیم خود کاریزماتیک بودند و افرادی که دیدگاه مثبتی داشتند

با احتمال بیشتری کاریزما داشتند. هم چنین آنچه که افراد برای گفتن انتخاب می کنند

می تواند بر کاریزمای آنها موثر باشد.

نکته : یک سوء تعبیر رایج درباره کاریزما این است که کاریزما ارتباط زیادی با جذابیت

ظاهری دارد. اگرچه جذابیت ظاهری به

دوست داشتنی بودن شما در موقعیت های مختلف کمک می کند، به طور خاص

تنها مولفه مورد نیاز برای داشتن کاریزما نیست.

زیبایی، یک تکه از این پازل است. رفتار و اعتقادات شما بیش از ظاهر، در داشتن کاریزما

تاثیر دارد. ایجاد کاریزما نیازمند زمان و تلاش است.

  • روانشناس

آیا روان شناس ها روانی اند؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

روان شناس و علم روانشناسی در کشور ما جا نیفتاده است.

نه برای نهادِ سیاست و تصمیم‌گیری، و نه برای افراد جامعه. البته دلایل متفاوتی می‌تواند

داشته باشد. یکی‌اش هم به نظرم خودِ روانشناس‌ های ایران هستند؛‌ در این سه چهار

دهه‌ی اخیر چنان در یک لاکِ فردگراییِ افراطیِ کُمیک فرو رفته‌اند که انگار آدمیزاد است و تفکراتش.

روانشناس ،سامانه مشاوره آنلاین HiExpert

همینکه تفکراتش خوب و مثبت شود دیگر بس است. دیگر، نظام اجتماعی، طبقه‌ی اجتماعی،

نهاد سیاست، نظام اقتصادی، جغرافیا، آگاهی اجتماعی و هر چیزِ غیرفردی، کشک است و نیاز به توجه ندارد.

اما حالا جدای از اینها آیا واقعاً روانشناس ها روانی اند؟

آیا زندگی‌هایِ خودشان مشکل دارد؟ برفرض اگر هم این باشد، آیا نباید به آنها مراجعه کرد؟

وقتی به مردم می‌گوییم برو پیش روانشناس ، از زبانشان زیاد می‌شنویم که بابا اینها خودشان

روانی‌اند؛‌ مشکل دارند. قطعاً این حرف یک مکانیسمِ دفاعیِ ناکارآمد است. از آنجا که خودشیفتگی

در خونِ ماست و دوست داریم حرفِ اول و آخر را خودمان بزنیم و خودمان را نیز عقل کل می‌دانیم،

رجوع بهروانشناس برایمان سخت است.

آنقدر سخت که مثلاً اگر با بچه‌مان مشکل پیدا کنیم،‌ حاضریم دو میلیون برایش تبلت بخریم که صدایش

بریده شود، ولی مثلاً صدهزار تومان به یکروانشناس کودک ندهیم که مساله را کمی برایمان روشن‌تر کند.

حالا این‌ها به کنار. آیا روانشناس‌ ها واقعاً روانی‌اند؟ اگر روانی نیستند، آیا خودشان زندگی‌های موفق و درستی دارند؟
واقعاً نمی‌دانم. کارِ آماریِ درستی انجام نشده است که چیزی نشان دهد.

اما این را می‌دانم که زندگیِ فردیِ روان‌شناس با دانش او هیچ ربطی ندارد. روانشناسی به‌خاطر

استفاده از پژوهش‌های تجربی و تحلیل‌های آماری،بیشترین دقت را در میان علوم انسانی دارد.

اما آیا اگر چون روانشناسی علم دقیقی است، روانشناس هم باید بهترین زندگی را داشته باشد،

و اگر نداشته باشد نمی‌توان از دانشش استفاده کرد؟

مگر تمام کسانی که اقتصاد می‌خوانند سرمایه‌دارهای جامعه‌اند؟ مگر آنها که تربیت بدنی می‌خوانند

همه قهرمان المپیک هستند؟ مگر عادل فردوسی‌پور که بهترین تحلیل‌های فوتبالی را می کند،

می تواند یک دریبل به علی دایی بزند؟ مگر شما تا حالا پیشِ دکترِ پوست و مویِ کچل نرفته‌انید؟

مگر تا حالا ریه‌هایی خودتان را به متخصصی که سیگار می‌کشد نداده‌اید؟

دماغتان را جراحی عمل نکرده است که خودش سه کیلو دماغ دارد؟ و ….

روانشناس ، یک عقلِ منفصل است؛ از بیرون می‌ایستند و می تواند شما را بهتر ببیند
و داوری کند و با دانشش راهنمایی‌تان کند. لزومی ندارد خودش هم بهترین زندگی را
داشته باشد؛ هرچند که اگر داشته باشد، امتیاز بزرگی برای او محسوب می‌شود.

به قول استرنبرگ در کتابِ قصه‌ی عشق:

ممکن است کسی در مقام روان درمانگر، در کار تجزیه و تحلیل روابط دیگران موفق باشد

اما در کار تجزیه و تحلیل خود موفق نباشد.

خرد میان فردی” به معنای خِرد رابطه شخصی با دیگران است و خِرد “درون فردی”

به معنای رابطه‌ی شخص با خویشتن است.

این دو نوع خرد رابطه‌ی چندانی باهم ندارند، یعنی صِرف اینکه کسی بتواند رفتار دیگران

را با موفقیت تجزیه و تحلیل کند، دلیل آن نمی شود که رفتار خود را نیز با موفقیت تجزیه

و تحلیل کند، و بالعکس.

واقعیت آنکه خودِ روان درمان گران نیز در روابط خود با همان مشکلاتی روبه رو می شوند

که مردم دیگر ممکن است روبرو شوند.