• مشاوره ازدواج

مشاوره :هیچوقت کسی بی تقصیر نیست

ارسال شده در: هومینو | ۰

مشاوره : گاهی یک حرف نسنجیده یا نا به جای شما میتونه بحران ساز بشه،

حرفی که از نظر شما چندان مهم نیست ولی طرف مقابلتان را به یاد

چیزهایی می اندازد که از شما ناراحت است.
مشاوره :یک عدم کنترل شما در عصبانیتان و .. میتونه به رابطه شما آسیب جدی

بزنه و متقابلا او هم پاسخ شما را میدهد و دعوا بالا میگیرد پس انتهای دعوا

رو نگاه نکن که کی چیکار کرد هیچ وقت یک نفر مقصر نیست چون رابطه

یعنی بین دو نفر؛ پس هر مسئله ای اون بین، یعنی مال اون دونفره

مشاوره :چرا بعضی زوج‌ها همیشه با هم دعوا دارند؟
۱. والدین به شما یاد داده‌اند که حل اختلافات واقعا غیرممکن است
۲. وقتی همسرتان روی نقطه‌ضعف شما دست می‌گذارد کنترل‌ خود را از دست می‌دهید
۳. تفاوت‌های اساسی در ذات یا در عقاید شما وجود دارد، این تفاوت‌ها حل‌شدنی نیستند

  • علائم ترس از تعهد

علائم ترس از تعهد

ارسال شده در: هومینو | ۰

برای آشنایی با علائم ترس از تعهد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

١-تعهد : هیجان قوی و شدید در ابتدای رابطه و تمام شدن آن به یکباره و با دلایل غیرواقعی.

٢- بازی موش و گربه در رابطه. به عبارتی هر زمان شما به او نزدیک می شوید او از شما

فاصله می گیرد و وقتی از او دور می شوید او به دنبال شما خواهد آمد.

٣- بیان عشق و علاقه بی حد و حصر و بزرگنمایی شده. این به این دلیل است که ناخودآگاه

می دانند که عشق و رابطه موقتی خواهد بود.

۴- تمام کردن رابطه در مقاطع مسئولیت پذیری. یعنی وقتی که قرار است شما او را به

خانواده تان معرفی کنید و یا مراسمی رسمی برای رابطه برگزار کنید.

۵- اجبار برای دریافت عشق و توجه در هر لحظه و زمانی. این موضوع ممکن است شما را

به اشتباه بیاندازد و او را به واسطه ی نیاز به توجه و عشق به خود متصل بدانید. ولی این فرایند

تا زمانی است که او بخواهد. یعنی تا زمانی که او بخواهد از رابطه خارج شود.

۶- تعهد: زمانی که به او نزدیک می شوید او از شما فضا و آزادی بیشتری می خواهد.

٧- رفتار عاطفی آن ها نوسانات شدیدی دارد. یک روز می خواهند همه جانبه شما را تصاحب

کنند و روز دیگر شما را نادیده می گیرند.

٨- آن ها ترجیح می دهند با خانواده و یا دوستان خود زندگی کنند تا این که مستقل شوند.

به عبارتی مسیری مطمئن انتخاب می کنند که کمترین مسئولیت را داشته باشد.

٩- آن ها از قوانین و مقررات و شرایط مسئولیت زا بسیار انتقاد می کنند و زود خشم گین می شوند.

حتی اگر مجبور شوند در یک صف برای چند دقیقه بایستند و یا در ترافیک باشند.

١٠- آن ها بسیار دلربا هستند. به عبارتی این ویژگی باعث می شود با افراد زیادی به راحتی

ارتباط برقرار کنند. به عبارتی روابطی سطحی با دیگران برقرار می کنند تا زمانی که منجر

به انجام مسئولیت یا تعهدی گردد.

١١- آن ها ناخودآگاه شریکانی را انتخاب می کنند که در ابتدای رابطه می دانند دلایل زیادی

برای تمام کردن رابطه در هر زمانی خواهند داشت.

١٢- غالبا و نه همیشه خیانت های عاطفی-احساسی و یا جنسی انجام می دهند تا عدم تعلق و آزادی خود را اثبات کنند.

١٣- آن ها بازی روانی ” حدس بزن ” را با شما بازی می کنند. یعنی دوست دارند شما احساس،

عواطف، خواسته و نیاز آن ها را حدس بزنید. گاهی با وجود این که حدس شما درست است،

نشان می دهند که شما در اشتباه هستید.

١۴- آن ها در بیان خود از رابطه، ازدواج، محدودیت ها و مقررات گلایه می کنند و از نوعی

سفسطه برای رسیدن به هدف خود استفاده می کنند.

١۵- آن ها غالبا داستان هایی ارائه می دهند تا متعهد نشوند. مانند آینده شغلی، ادامه تحصیل،

مشکلات خانوادگی، سلامتی و …

١۶- غالبا از دست شما فرار می کنند و کمترین زمان را با شما سپری می کنند ولی رابطه را تمام نمی کنند.

چرا که می دانند اگر زمان زیادی را با شما سپری کنند بایستی مسئولیت و تعهداتی را بپذیرند.

١٧-تغییرات خلقی سریع، سرزنش و انتقاد از شما. آن ها همواره از شما انتقاد می کنند تا بتوانند

ناخودآگاه به خود اثبات کنند شما پایین تر از استاندارد های آن ها هستید و به همین دلیل بایستی

از شما فاصله بگیرند.‌

  • ازدواج

مشاوره و باورهای درست درباره ازدواج

ارسال شده در: هومینو | ۰

برخی از مشاوره و باورهای درست درباره ازدواج را با هم مرور می کنیم:

۱. یکی از مهم‌ترین علت‌های شکست در ازدواج توقع و تصورات غلط از ازدواج است.

خوشبختی به خودی‌خود رخ نمی‌دهد، بلکه ساخته می‌شود. به همان اندازه انتخاب و

داشتن همسر خوب، تلاش در حفظ آن نیز مهم است.

۲. ازدواج دوای هیچ دردی نیست. حکم غذا را دارد، نه دارو. ازدواج باعث رفع هیچ‌یک

از مشکلات روانی نمی‌شود.

۳. ازدواج وسیله است، نه هدف. بسیاری از ازدواج‌های غلط و ناموفق به این دلیل رخ

می‌دهد که افراد آن را یک هدف قرار می‌دهند(به هر ترتیبی شده باید مشاوره ازدواج کرد) در نتیجه

برای رسیدن به آن گاهی بسیاری از اصول عقلانی و حتی اخلاقی را نیز نادیده می‌گیرند و

زیر بار انتخاب غلط می‌روند یا بدون آمادگی و شرایط لازم درگیر آن می‌شوند.

۴. بسیاری از مشکلات و اختلاف‌های زناشویی از بین نمی‌روند، بلکه همین که به این تفاهم

برسید که در زمینه‌هایی با هم اختلاف‌نظر دارید و به یک سازگاری و توافق دونفره برسید کافی است.

۵. زوج‌های موفق و خوشبخت نیز گاهی بحث و کشمکش دارند و اگر این طور نباشد باید در صحت

و سلامت مشاوره ازدواجشان شک کرد. مزیت زوج‌های موفق در این است که می‌دانند چگونه به درستی

با اختلاف‌ها و مشکل‌ها مواجه شوند و به تفاهم برسند. آنها به تفاوت‌ها احترام می‌گذارند و با

دید برنده و بازنده به مسائل نگاه نمی‌کنند.

۶. در زندگی اشتراکی هیچ فایده و قانونی وجود ندارد مگر اینکه زوجین با هم آن را وضع کرده باشند.

مشاوره  ازدواج همچون درختی است که در صورت عدم‌ آبیاری و مراقبت، دیر یا زود پژمرده خواهدشد. مشکل‌ها

و اختلاف‌های جدی زناشویی با ورود بچه‌ها برطرف نمی‌شود.

۷. اگرچه هرچه اشتراک‌ها و شباهت‌های بین زوجین بیشتر باشد امکان به وجود آمدن صمیمیت

بیشتر است. ولی این به آن معنی نیست که زوجین همیشه باید در تمام لحظه‌های خوششان با هم باشند.

۸. رابطه زناشویی یک رابطه ۵۰/۵۰ سپس ۱۰۰/۱۰۰ است. یک ازدواج‌ زمانی می‌تواند موفق باشد

که در رابطه، هر یک از طرفین با تمام صفات خوب خود باشند و اشتباه دیگری را مجوزی برای خطای

خود ندانند.

۹. زوجین نه مکمل یکدیگر، بلکه حامی و تقویت‌کننده همدیگر هستند. هر یک از زوجین افرادی عاقل،

بالغ، کامل و توانمندی هستند که می‌توانند زندگی خود را به تنهایی و با خوشی بگذرانند ولی با آگاهی

و انتخاب تصمیم می‌گیرند با دیگری و کمک به هم مسیر رشد و ‌کمال را دلپذیرتر، معنی‌دارتر و بهتر طی کنند.

۱۰. اولین شرط و لازمه ارتباط خوب و موثر زناشویی ابراز صحیح، صریح و شفاف احساسات، نظرات و خواسته‌هاست.

۱۱. اگر در ازدواج قرار باشد کسی تغییر کند آن یک نفر خود ما هستیم!

۱۲. اگرچه مشورت با والدین نشانه سلامت عقل است ولی این شما هستید که می‌خواهید با همسرتان زندگی کنید، نه آنها.

  • کاریزما

کاریزما(اعتماد به نفس) چیست ؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

کاریزما یا اعتماد به نفس از ریشه ای یونانی به معنای “هدیه” نشات می گیرد، مجموعه ای از صفات

و رفتارهاست که فرد را با دیگران پیوند می دهد.

یک فرد کاریزماتیک ، دوست داشتنی، قابل اعتماد، فعال و در بسیاری از موارد

جادویی است. افراد دارای کاریزما، ابرازگر، قوی و با اعتماد به نفس ، امیدوار و صمیمی

هستند . آنها در بیشتر موارد به دیگران توجه می کنند و نوعی جذابیت درونی دارند

که دیگران را به خود جذب می کنند. داشتن کاریزما در شغل و حرفه اهمیت بسیاری دارد،

حتی اگر شما یک نقش مدیریتی نداشته باشید. زمانی که کاریزما دارید، دیگران تمایل

دارند که با شما کار کنند، ایده های شما را می پذیرند، به نظرات شما اعتماد می کنند

و بسیار علاقه مندند که تحت تاثیر شما باشند.

کاریزما و قدرت کاریزما شکلی از “قدرت مرجع” است که روانشناسان اجتماعی مثل

جان فرنچ و برترام راون آن را به عنوان یکی از ۴ پایه قدرت تعریف کرده اند. قدرت مرجع

قدرتی است که شما آن را دارید چون دیگران شما را دوست دوست دارند و به شما احترام

می گذارند. ایجاد کاریزما به مجموعه ای از صفت ها اعتماد به نفس و رفتارها اطلاق می شود که با کنار

هم قرار گرفتن آنها، شخصیت شما به یک شخصیت جذاب و کاریزماتیک تبدیل می شود.

پژوهش های بسیاری نشان می دهد که شما می توانید این صفت را بیاموزید و به کمال

برسانید. برخی از مطالعات به این نتیجه دست یافتند رهبرانی که قادر بودند سختی ها

را تحمل کنند بیشتر در ارتباط با تیم خود کاریزماتیک بودند و افرادی که دیدگاه مثبتی داشتند

با احتمال بیشتری کاریزما داشتند. هم چنین آنچه که افراد برای گفتن انتخاب می کنند

می تواند بر کاریزمای آنها موثر باشد.

نکته : یک سوء تعبیر رایج درباره کاریزما این است که کاریزما ارتباط زیادی با جذابیت

ظاهری دارد. اگرچه جذابیت ظاهری به

دوست داشتنی بودن شما در موقعیت های مختلف کمک می کند، به طور خاص

تنها مولفه مورد نیاز برای داشتن کاریزما نیست.

زیبایی، یک تکه از این پازل است. رفتار و اعتقادات شما بیش از ظاهر، در داشتن کاریزما

تاثیر دارد. ایجاد کاریزما نیازمند زمان و تلاش است.

  • روانشناسی

چه چیزهایی در زندگی تحت کنترل من است؟

ارسال شده در: هومینو | ۰

بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم

که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر

ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم.

در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است،

توانمندتر خواهیم شد؛ درواقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.

در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت

به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:

 موارد خارج از کنترل من:

اکثریت هیجانات و عواطفم

اکثریت افکارم

اکثریت حس های بدنی ام

خاطراتم

این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم

وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم

اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند

اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درکی دارند

اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند

در آینده چه اتفاقاتی می افتد

در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است

ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی

آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر

اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب

مواردی که تحت کنترل من هستند (به طور بالقوه):

چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم

چگونه به افکارم پاسخ بدهم

چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم

چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم

در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم

در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم

برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم

چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم

اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه

برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم

به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم

هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم

ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه

زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه

چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم

✔️ توجه داشته باشید که واژه ی “به طور بالقوه” در بالای ستون دوم بسیار اهمیت دارد؛

اگر ما در حالت هدایت خودکار (auto pilot) باشیم، به شدت تحت تأثیر افکار و احساسات مان

هستیم، و احتمالاً نمی توانیم موارد این ستون را تحت کنترل داشته باشیم.

✔️ اما اگر ذهن آگاهی داشته باشیم، به این معناکه نسبت به خود هشیار باشیم، در لحظهٔ حال

حضور داشته باشیم، اجازه دهیم افکار و احساسات مان در جریان باشند بدون آنکه به قلاب آنها

گرفتار شویم، آنگاه می توانیم روی این موارد کنترل داشته باشیم.

✔️ البته آنچه در بالا عنوان شد یک فهرست جامع نیست؛ مطمئنم شما می توانید موارد دیگری

را هم به هر دو ستون اضافه کنید. اما برای شروع خوب است. بنابراین اگر می خواهید خود را

توانمند سازید، بایستی ذهن آگاهی داشته باشید و در زندگی روی موارد ستون پایینی تمرکز کنید.

  • مشاوره ازدواج

قوانینی برای ارتباط با جنس مخالف

ارسال شده در: هومینو | ۰

 

 

آنچه از انسان سرمی زند ، رفتاری است که شخصیت او را نمایان می سازد . جنس مخالف ” رفتار ” انسان ، آینه ای است

از درونیات و ویژگی های شخصیتی او . حال آنکه چگونه رفتار نمائیم و از چه رفتارهایی حذر نمائیم ،
موضوع مورد بحث در این مقاله می باشد . برآنیم تا در این مجال ، ساختارهای صحیح روابط انسانی به
خصوص اصول و ضوابط مهم و برجسته در رابطه ی بین دختران و پسران را مورد بررسی قرار دهیم .
برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل

انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به
گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.
چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش
توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد.
این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر
سوء استفاده انجام می گیرد.

برخورد مبتنی بر حیا، نه شرم و خجالت

بهتر است در ابتدا به تفاوت دو اصطلاح ” شرم ” و ” حیا ” بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن
و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است،
در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد.
اصطلاح دیگر حیاست. حیا ، یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد
در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.

حیا در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید.
انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد،
دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و
یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن
صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است.
با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم.
برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتند
ارانه و ارادی است.

کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛

دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه

با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که

در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به

درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به

نوعی دچار آسیب خواهند شد.

 

برخوردی به دور از اضطراب و هیجان

این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن

و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است

شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست.

هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند ، ولی باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن

رفتار مناسب ، تحت کنترل در آیند.

برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع

خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی

موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.

برخوردی به دور از پرخاشگری

پرخاشگری ، تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر. برخی از

برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.

پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد

و او را دچار ترس می کند ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف

می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند.

دوستی دختر و پسر

پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی

که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است،

تجلی داشته باشد.

گاهی برخی از افراد ، برخوردهای غیر عادی و ناپخته ای از خود نشان می دهند که به لحاظ فرهنگی،

تحول هوشی و تحول شخصیتی، آنان را در سطحی بسیار پایین و مبتذلی قرار می دهد. متلک گویی،

ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.

کناره گیری از معاشرت های افراطی 

افراط در معاشرت ، معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ی ارتباط بین دو جنس می باشد .

این رابطه بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند.

اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر پیش از ازدواج ، با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر

دو جنس از یکدیگر ، و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.

میهمانی ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و

محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل

به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند،

زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام

و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.

 

برخوردی در چارچوب ضوابط شرعی

رابطه دو جنس مخالف باید همواره در چارچوب ضوابط شرعی و با رعایت احکام نورانی شرع باشد .

بدین معنا که بسیاری از روابط گسترده و بی حد و مرز شارع مقدس توصیه نمی کند، بلکه همواره زنان و مردان

را از ورود به آن محدوده ها پرهیز می دهد . نگاه ، گفت و گو های طولانی مدت بی هدف ، آرایش نامناسب

ظاهری ، تماس های بیش از حد متعارف از جمله این موارد است .

بیشتر بخوانیم

تفاوت اختلال دوقطبی و اختلال شخصیت مرزی
  • بارداری

معاینات دوران بارداری

ارسال شده در: هومینو | ۰

ملاقات‌های منظم با پزشک در دوران بارداری از اهمیت خاصی برخوردارند.

انجام منظم مراقبت‌های بارداری می‌تواند از بروز عوارض بارداری و زایمان به

شکل مؤثری پیشگیری کند. در این مطلب با تعداد جلسه‌های معاینات بارداری،

چگونگی این معاینات و نکاتی برای استفادۀ بهتر از زمان کوتاه ملاقات با پزشک آشنا خواهید شد.

​​​​​​​تعداد جلسات معاینه‌

تعداد جلساتی که برای معاینات پیش از زایمان باید به پزشک مراجعه کنید زیاد

است. به همین دلیل، لازم است در انتخاب پزشک دقت کنید تا درنهایت پزشکی

را انتخاب کنید که به او اعتماد دارید و در طول ملاقات‌هایتان در کنارش احساس

راحتی می‌کنید. حداقل جلسات ملاقات با پزشک که در دستورالعمل‌های وزارت

بهداشت برای یک بارداری عادی توصیه شده، حداقل هشت جلسه است. مراقبت

اول بهتر است بین هفته‌ها‌ی شش تا ۱۰ بارداری انجام شود. مراقبت دوم در فاصلۀ

هفته‌های ۱۶ تا ۲۰ بارداری، مراقبت سوم در هفته‌های ۲۶ تا ۳۰، مراقبت چهارم بین

هفته‌های ۳۱ تا ۳۴ و مراقبت پنجم در فاصلۀ هفته‌های ۳۵ تا ۳۷ باداری انجام شود.

مراقبت ششم، هفتم و هشتم به ترتیب در هفته‌های ۳۸، ۳۹ و ۴۰ انجام می‌شود.

بدیهی است که در صورت بروز عوارضی مثل فشار خون بالا یا وجود بیماری‌های مزمن

و با توجه به سابقۀ پزشکی شما، تعداد این ملاقات‌ها با پزشک افزایش می‌یابد، زیرا

داشتن سابقۀ مشکلات پزشکی یا مشکل جدیدی که در دوران بارداری برای شما ایجاد

شده، ممکن است باعث شود به جلسات معاینۀ بیشتری نیاز داشته باشید. در دوران

بارداری علاوه بر جلساتی که برای معاینات دوران بارداری به پزشک مراجعه می‌کنید،

ممکن است لازم باشد برای انجام آزمایش‌های خون، ادرار یا سونوگرافی و سایر آزمایش‌هایی

که ممکن است پزشک در این دوران برای شما تجویز کند به سایر مراکز خدمات درمانی

نیز مراجعه کنید.

چگونگی معاینات

در ابتدای جلسات معاینۀ بارداری، پزشک نتایج آزمایش‌هایی را مرور خواهد کرد که در

جلسات قبلی تجویز کرده و ممکن است سؤال‌هایی را برای بررسی وضعیت سلامت

مادر و جنین بپرسد. پزشک در این جلسات، معایناتی را با هدف بررسی پیشرفت بارداری

و کیفیت آن انجام خواهد داد. به طور معمول و بسته به هفتۀ بارداری، پزشک معاینات زیر

را انجام خواهد داد:

  • اندازه‌گیری وزن مادر و بررسی میزان وزن‌گیری
  • اندازه‌گیری فشار خون و معاینۀ دست و پاها برای هر گونه تورم
  • معاینۀ شکم برای بررسی هر گونه توده یا ضایعه و بررسی موقعیت جنین
  • اندازه‌گیری سایز رحم برای بررسی میزان پیشرفت بارداری؛ معمولاً بعد از سه ماهۀ دوم
  • گوش دادن به ضربان قلب جنین؛ معمولاً از سه ماهۀ دوم
  • معاینات لگنی و واژینال برای بررسی وضعیت دهانۀ رحم و ترشحات در هفته‌های پایانی بارداری

پزشک در این جلسات معمولاً آزمایش‌‌ها و سونوگرافی‌هایی را برای بررسی وضعیت سلامت

مادر و جنین تجویز خواهد کرد. همچنین در صورت وجود مشکلات احتمالی، ممکن است مادر

را برای پیگیری‌های بیشتر به متخصص دیگری معرفی کند. در انتهای جلسات نیز معمولاً پزشک

نتایج معاینات را با مادر در میان خواهد گذاشت. همچنین تغییراتی که تا زمان معاینۀ بعدی ممکن

است برای مادر اتفاق بیفتد را برای او شرح می‌دهد و علائم خطرناکی را گوشزد می‌کند که باید

در صورت مشاهدۀ آنها سریعاً به پزشک مراجعه کند. همچنین پزشک در مورد سبک زندگی مواردی

را یادآوری می‌کند. مواردی مثلاهمیت تغذیۀ سالم و دوری از سیگار، قلیان، الکل، مواد مخدر و در

کل مزایا و معایب آزمایش‌هایی را که می‌توانید انجام دهید، به شما اطلاع می‌دهد.

استفادهٔ بهتر از زمان کوتاه وقت ملاقات با پزشک

جلسات معاینۀ کامل همراه با پاسخگویی به سؤالات و آموزش مادر حدود ۲۰ دقیقه طول می‌کشد.

اما گاهی ملاقات‌ها کوتاه‌تر خواهد بود و این باعث ناراحتی مادران می‌شود. در صورت کوتاه بودن زمان

این معاینات و نارضایتی شما، باید نگرانی‌های خود را با پزشک مطرح کنید، زیرا مراقبت از شما و

فرزندتان وظیفۀ اوست. برای رضایت بیشتر از جلسات معاینۀ بارداری می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

با پزشک واضح و شفاف صحبت کنید: پزشک شما نمی‌تواند ذهن شما را بخواند و با انجام

معاینات فیزیکی به افکار شما پی ببرد. پس هر نوع نگرانی را با او مطرح کنید. می‌توانید سؤال‌هایی

را که بعد از معاینۀ قبلی برای شما ایجاد شده است، یادداشت کنید و از پزشک خود بپرسید. غیر

از هر مشکل جسمی، اگر از لحاظ روحی نیز مشکلی دارید یا سؤالی دربارۀ تناسب اندام و تغذیۀ

خود دارید حتماً از پزشک خود بپرسید.

سؤالات غیرپزشکی را با پزشک مطرح نکنید: سؤالات غیرپزشکی خود را با منشی مطب یا

شخص مسئول دیگری مطرح کنید. سؤال‌هایی دربارۀ بیمه و آدرس مراکز مختلف را از پزشک خود

نکنید تا زمان بیشتری برای پرسیدن نکته‌های مهم‌تر داشته باشید.

روشنفکرانه عمل کنید: هنگام صحبت کردن با پزشک، تمام حرف‌های خود را به صراحت بزنید، اما

فراموش نکنید که به حرف‌های او نیز گوش بدهید و در صورت لزوم یادداشت بردارید.

به یاد داشته باشید که برخی روزها پزشک شما مشغله‌های بسیاری دارد. البته این موضوع به این

معنا نیست که او نباید به سؤال‌های شما پاسخ بدهد، بلکه اگر پزشک شما گاهی بیماران زیادی دارد

یا باید برای زایمان یکی از بیماران خود به بیمارستان برود، می‌توانید حرف‌های خود را در جلسۀ بعدی

ادامه دهید. ولی اگر پزشک شما همیشه پاسخ کاملی به شما نمی‌دهد یا همزمان با شما یک یا چند

بیمار را ویزیت می‌کند و به جای صحبت با خود شما، فقط به پرونده نگاه می‌کند،دلسوز شما نیست. بهتر

است پزشک خود را عوض کنید. شما و فرزندتان سزاوار توجهی بیش از این هستید.

  • ازدواج

باورهای درست درباره ازدواج

ارسال شده در: هومینو | ۰

برخی از باورهای درست درباره ازدواج را با هم مرور می کنیم:

۱. یکی از مهم‌ترین علت‌های شکست در ازدواج توقع و تصورات غلط از ازدواج است. خوشبختی

به خودی‌خود رخ نمی‌دهد، بلکه ساخته می‌شود. به همان اندازه انتخاب و داشتن همسر خوب،

تلاش در حفظ آن نیز مهم است.

۲. ازدواج دوای هیچ دردی نیست. حکم غذا را دارد، نه دارو. ازدواج باعث رفع هیچ‌یک از مشکلات

روانی نمی‌شود.

۳. ازدواج وسیله است، نه هدف. بسیاری از ازدواج‌های غلط و ناموفق به این دلیل رخ می‌دهد که

افراد آن را یک هدف قرار می‌دهند(به هر ترتیبی شده باید ازدواج کرد) در نتیجه برای رسیدن به آن

گاهی بسیاری از اصول عقلانی و حتی اخلاقی را نیز نادیده می‌گیرند و زیر بار انتخاب غلط می‌روند

یا بدون آمادگی و شرایط لازم درگیر آن می‌شوند.

۴. بسیاری از مشکلات و اختلاف‌های زناشویی از بین نمی‌روند، بلکه همین که به این تفاهم برسید

که در زمینه‌هایی با هم اختلاف‌نظر دارید و به یک سازگاری و توافق دونفره برسید کافی است.

۵. زوج‌های موفق و خوشبخت نیز گاهی بحث و کشمکش دارند و اگر این طور نباشد باید در صحت

و سلامت ازدواجشان شک کرد. مزیت زوج‌های موفق در این است که می‌دانند چگونه به درستی

با اختلاف‌ها و مشکل‌ها مواجه شوند و به تفاهم برسند. آنها به تفاوت‌ها احترام می‌گذارند و با دید

برنده و بازنده به مسائل نگاه نمی‌کنند.

۶. در زندگی اشتراکی هیچ فایده و قانونی وجود ندارد مگر اینکه زوجین با هم آن را وضع کرده باشند.

ازدواج همچون درختی است که در صورت عدم‌ آبیاری و مراقبت، دیر یا زود پژمرده خواهدشد. مشکل‌ها

و اختلاف‌های جدی زناشویی با ورود بچه‌ها برطرف نمی‌شود

۷. اگرچه هرچه اشتراک‌ها و شباهت‌های بین زوجین بیشتر باشد امکان به وجود آمدن صمیمیت بیشتر

است. ولی این به آن معنی نیست که زوجین همیشه باید در تمام لحظه‌های خوششان با هم باشند.

۸. رابطه زناشویی یک رابطه ۵۰/۵۰ سپس ۱۰۰/۱۰۰ است. یک ازدواج‌ زمانی می‌تواند موفق باشد که

در رابطه، هر یک از طرفین با تمام صفات خوب خود باشند و اشتباه دیگری را مجوزی برای خطای خود ندانند.

۹. زوجین نه مکمل یکدیگر، بلکه حامی و تقویت‌کننده همدیگر هستند. هر یک از زوجین افرادی عاقل، بالغ،

کامل و توانمندی هستند که می‌توانند زندگی خود را به تنهایی و با خوشی بگذرانند ولی با آگاهی و انتخاب

تصمیم می‌گیرند با دیگری و کمک به هم مسیر رشد و ‌کمال را دلپذیرتر، معنی‌دارتر و بهتر طی کنند.

۱۰. اولین شرط و لازمه ارتباط خوب و موثر زناشویی ابراز صحیح، صریح و شفاف احساسات، نظرات و خواسته‌هاست.

۱۱. اگر در ازدواج قرار باشد کسی تغییر کند آن یک نفر خود ما هستیم!

۱۲. اگرچه مشورت با والدین نشانه سلامت عقل است ولی این شما هستید که می‌خواهید با همسرتان زندگی کنید، نه آنها.

 

 

نکاتی در رابطه با تربیت نوجوان

ارسال شده در: هومینو | ۰
اساسی ترین نیاز نوجوان: احساس محبت
جامعه شناسان و روانشناسان بر این عقیده اند که اساسی ترین نیاز یک نوجوان،
احساس عشق عاطفی از جانب بزرگسالان اصلی زندگی خویش است.
دیوید پاپ نو، استاد جامعه شناسی دانشگاه رانجرز می نویسد:
کودکان زمانی به بهترین وجه، رشد می کنند که از فرصت روابط گرم،
صمیمی، پایدار و مستمر با پدر و مادر خود بهرمند باشند. اگر والدین و
سایر بزرگسالان مهم زندگی نوجوان نیاز او به عشق را برطرف نکنند،
نوجوان در انواع مکان های نامناسب به جستجوی عشق خواهد پرداخت.
پسران محروم از محبت، که از سوی معلمان و والدین طرد شده اند هدف
اصلی جوانان و بزرگسالان ناباب اجتماعی و خلاف کار هستند.

در اعماق وجود نوجوان آرزوی ارتباط با والدین و پذیرفته شدن از سوی آنان و

مورد حمایت قرار گرفتن آنان وجود دارد. زمانی که این اتفاق بیافتد
نوجوان احساس می کند مورد عشق والدین است. وقتی نوجوان، ارتباطی با
والدینش نداشته باشد و حمایت و پذیرش آنان را لمس نکند، مخزن عشق درونش
خالی می شود و این خلاء بر رفتار او اثر می گذارد. اگر والدین می خواهند
نوجوان شان احساس محبت کند باید مدتی از وقت خود را به او اختصاص بدهند.
وجه دیگر مهرورزی به نوجوان تان اینست که از او حمایت کنید و او را بپرورید.

والدین پرورش گر، نگرش مثبت دارند. آنها دیگران را تشویق می کنند و به دنبال نکات

مثبت چیزهایی هستند که نوجوان شان انجام می دهد و می گوید و به آنها ابراز می کند.
والدین پرورش گر، والدین دلسوزی هستند که همیشه به دنبال راه هایی برای بهبود زندگی
نوجوان شان می گردند.

نکاتی پیرامون ارتباط با نوجوان

از نازپرورده کردن اجتناب کنید. کاری را که نوجوان می تواند خود انجام دهد،

به جای آنها، انجام ندهید. احترام متقابل و اعتماد متقابل مبنای یک رابطه برابرند.
از کنترل کردن دست بکشید. از جنگ قدرت بپرهیزید. بدانید که جبر و زور اگر
از ناحیه پدر و مادر باشد، تولید مقاومت می کند.

از نوجوانان خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید. روابطی فراهم آورید

که نوجوان ها بخواهند تن به همکاری بدهند، به خود متکی شوند و قبول مسئولیت کنند.
نوجوانان را تشویق کنید. روشهای تشویق نوجوان عبارتند از: دادن مسئولیت،
توجه به همکاری نوجوان در منزل، نظر خواهی از او، تشویق کردن نوجوان برای
مشارکت در تصمیم گیریها، قبول اشتباهات، تاکید به جریان و فرآیند به جای توجه به
نتیجه، تبدیل جنبه های منفی به مثبت، احترام به قضاوت نوجوان، داشتن انتظارات
مثبت و به دیده متفاوت بر مسایل نگاه کردن. در هر یک از ویژگیهای فرزندانتان به
جنبه های مثبت آن توجه کنید.

گوش دادن روشی برای کمک به نوجوان است تا با مشکلاتش بهتر روبه رو شود.

برای اینکه موثر گوش دهید غرولند نکنید، انتقاد نکنید و از تهدید کردن، مسخره کردن یا
تضمین دادن بی جهت خودداری ورزید. آرامش داشته باشید و علاقه نشان دهید.
از بحث و منازعه دوری کنید. انتقاد را به حداقل برسانید. اگر فکر می کنید انتقاد ضرورت دارد،
به جای شخص از عمل او انتقاد کنید. توافق های به عمل آمده را رعایت کنید.
نه تنها نوجوانتان بلکه خودتان را هم تشویق کنید.

نکاتی طلایی در رابطه با نوجوان

استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن): یعنی مسائل و مشکلات نوجوان

را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش
دائم باز خواست ننمائیم.

ایفای نقش راهنمایی، بجای دستوری: در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است
از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او،
خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او
را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

آموزش: مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت

به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی
آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت،
برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل  آموزش داده شود.

اعتماد سازی: باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و

جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت: ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و

صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و
خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

الگوهای رفتاری والدین: نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و

با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است.

پرهیز از مناقشات خانوادگی: خانه بایستی محل آرامش و جایی امن برای اعضاء خانواده

به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به
آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

شناخت دوستان : دوستان نوجوان خود را بشناسیم. کودکان وقتی بزرگ می شوند و به مدرسه می روند به خصوص زمانی که به سن نوجوانی می رسند، بیشتر از دوستان خود تقلید می کنند. نوجوان بسیار آسیب پذیر است و اگر دوستان او رفتارهای خوبی نداشته باشند به راحتی می توانند او را به بدآموزی و خلافکاری بکشانند.

ایجاد تعادل بین آزادی نوجوان و مراقبت از او: نوجوان بزرگ شده است و به آزادی نیاز دارد. اما چون آسیب پذیر است و در بسیاری از موارد به جای عقل و منطق از احساسات خود پیروی می کند، به مراقبت مناسب هم احتیاج دارد، اگر بتوانیم در دادن آزادی به نوجوان و مراقبت از او زیاده روی نکنیم و اندازه نگه داریم، به هر دو نیاز او پاسخ مثبت داده ایم و از خطرهایی که آزادی زیاد و مراقبت شدید ایجاد می کنند، پیشگیری کرده ایم.

رفتار نوجوان تکرار رفتار شماست
تمام رفتارهای والدین را مانند یک دوربین مخفی ضبط می کند. طریقه رفتار شما در شرایط سخت یکی از مهم ترین نکاتی است که در آینده، سرنوشت او را تحت تاثیر قرار می دهد و او را در برابر مشکلات مقاوم می سازد. در واقع او با ثبت تک تک رفتارهای شما در شرایط مختلف می آموزد که چگونه رفتار کند. پس خوب رفتار کنید و به نوجوان تان بیاموزید با کوچکترین اتفاق پرخاشگری نکند. این امر که در عمل به او بیاموزید که رفتار خوب تاثیرات مثبت خواهد داشت به او کمک می کند تا رفتارهایش را مطلوب تر کند. رفتار او تعیین کننده جایگاه اجتماعی او در گروه دوستان و بزرگسالان است.

به او بگویید رفتار و منش خوب چگونه زندگی او را تغییر می دهد. هر رفتاری که کودک از روزهای اول در کنار خانواده اش تجربه می کند، به مرور عادت می شود و هر چقدر رفتارها سنجیده تر باشد، باعث می شود، موفق تر عمل کند.

  • مشاوره و روانشناسی

۱۳ علامت افسردگی کودکان که هر پدر و مادری باید بداند

ارسال شده در: هومینو | ۰

افسردگی کودکان بدلیل اینکه بچه ها نمی توانند به طور واضح و روشن در مورد مشکلات و

مسائل خود با پدر و مادرشان صحبت کنند پس چطور بفهمیم که فرزندمان به افسردگی دچار شده است.

در زیر به ۱۳ علامت افسردگی کودکان اشاره شده است که می تواند کمک موثری در این زمینه باشد.

۱- نمرات فرزندتان افت کرده است

افسردگی دوران کودکی تمرکز را سخت می کند بنابراین گوش دادن به صحبت های معلم و

یا انجام مرتب تکالیف برای کودک سخت خواهد شد.

اگر فرزندتان که معمولا نمره های خوبی می گرفت، ناگهان افت محسوسی در نمرات داشت

باید بررسی کنید که چه چیزی ممکن است پیش آمده باشد.

بسیاری از عدم تمرکز و حواس پرتی گله می کنند و به حالت غم و اندوه اشاره ای نمی کنند.

کودک احساس گیجی می کند و یک کار را باید بارها و بارها تکرار کند، حس می کند ذهنش به درستی کار نمی کند.

۲- فرزندتان می خوابد اما باز هم خسته است

نوجوانان معمولا دیر می خوابند، اما یک تغییر نامتعارف در عادت خوابیدن می تواند نشانه

افسردگی باشد. بعضی کودکان می خواهند کل بعدازظهرشان را به چرت زدن بگذرانند.

افرادی که افسردگی دارند، معمولا زود از خواب بیدار می شوند و نمی توانند دوباره به خواب روند.

خوابشان تقویت کننده نیست، یعنی مهم نیست چقدر می خوابند، روز بعد همچنان احساس ناتوانی می کنند.

این خستگی ممکن است در مسیر زندگی آموزشی و اجتماعی کودکان قرار بگیرد. معمولا

کودکان و نوجوانان، احساس خستگی و آشکار شدن تاثیر آن را گزارش می کنند.

به کارهایشان دیر می رسند یا به کل فراموششان می کنند یا تکالیفشان را به خاطر خوابیدن

زیاد انجام نمی دهند، بنابراین نحوه زندگی شان دچار مشکل می شود.

۳ – کودک اظهار بی ارزشی می کند

اگر کودکتان جملاتی مانند ” هیچکس مرا دوست ندارد ” یا ” من بی ارزشم ” را به کار برد، باید

نگران شوید. در چنین مواقعی یک مشاور می تواند کمک کند این افکار منفی از کودکتان دور شود.

مشاوره آنلاین مهکام :   اختلال افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان را بشناسید

پیدا کردن علت ناهنجاری های عامل افسردگی کودکان و یافتن راهی بهتر برای بهبود آنها می تواند کمک کننده باشد.

۴- کودکتان با دیگر هم سالان خود رابطه ندارد و برایش هم مهم نیست

افراد افسرده بیشتر متمایل به مجزا کردن خود از دیگران هستند. کودکان ممکن است دیگر به

سمت آن هم سال خود که افسرده است نروند.

در چنین مواقعی ممکن است کودک تنها شده، زیاد به روی خودش نیاورد و حتی ابراز علاقه نکند

که با همسالانش در ارتباط باشد.

اما این بدان معنا نیست که از این شرایط لذت می برد. دور ماندن کودک از همسالان، می تواند

او را اجتماع گریز و افسرده کند.

۵-فرزندتان برنامه های جالب را قبول نمی کند

با وجود استرس کارهای مدرسه، قهر با دوستان، عملکرد در ورزش و دیگر موارد، این طبیعی

است که گاهی فرزندتان احساس بی حالی کند. اما اگر کارهایی که استرس او را رفع می کنند،

دیگر نتوانند شادش کنند باید نگران شوید.

ما با دوستانمان به تفریح و گردش می رویم چون چنین فعالیت هایی روحیه مان را بهبود می بخشد.

افراد افسرده به این کارها واکنش خوبی نشان نمی دهند یا حس می کنند خوشی آنها را ناراحت

می کنند چون می خواهند طوری واکنش نشان دهند که دیگران می خواهند، اما نمی توانند.

۶-تمام بحث ها تنش زا هستند

ناراحتی در افراد بالغ از نشانه های افسردگی است اما در کودکان ممکن است رفتار پرخاشگرایانه باشد،

به همین خاطر تشخیصش سخت است.

ممکن است یک کودک بعد از مدرسه کمی بهم ریخته باشد اما بعد از مدتی دوباره حالش خوب شود.

در این مورد با یک تغییر خلق و خوی ساده روبرویید اما اگر کودک به خاطر کوچک ترین چیزی تحریک شد

و رفتاری پرخاشگر داشت باید به دنبال دیگر نشانه های افسردگی باشید.

۷- کودکتان بیش از هر زمان دیگری گریه می کند

گریه کردن یکی از راه های سالم بیان احساسات است. اما اگر فرزندتان که بیشتر مواقع آرام است

بیش از هر زمان دیگر گریه کرد، ابتدا مواردی که باعث تحریک او می شوند را بسنجید.

اگر حس کردید مشکلی وجود دارد، آن را نادیده نگیرید. موارد دیگر مانند علاقه نشان ندادن به کارهایی

که قبلا دوست داشته، می تواند دلیل بر افسردگی کودک باشد.

۸- فرزندتان نمی خواهد دلداریش دهید

احساس ناراحتی داشتن طبیعی است. مخصوصا بعد از یک اتفاق ناراحت کننده. اما افراد عادی

دوست دارند در دوران سختی که می گذرانند حمایت شوند.

یک کودک افسرده ممکن است با در آغوش گرفته شدن، از خودش ناراحتی نشان دهد چون می

داند این کار غصه هایش را از بین نمی برد.

در آغوش گرفتن افراد ناراحت و دلداری دادنشان با پاسخ متشکرم همراه است، اما یک فرد افسرده

شاید بگوید این کارت باعث می شود حالم بدتر شود، من دوست دارم بهتر شوم ولی نمی توانم.

۹- کودکتان مرتب تحت معاینه قرار می گیرد

اگر کودکتان افسردگی داشته باشد ممکن است دردهای فیزیکی مانند معده درد و سردرد، خود

را نشان دهند.

اگر کودکتان به صورت غیرمعمول و بیش از همیشه به خاطر چنین مشکلاتی تحت معاینه قرار

بگیرد، می تواند نشانه خطر باشد.

۱۰- کودکتان به نظر بی تفاوت می آید

بی علاقه شدن به کلاس فوتبالی که او را در آن ثبت نام کردید، فقط یک نشانه است. افسردگی

 می تواند باعث شود یک کودک به هیچ چیز اهمیت نشان ندهد، از رفتن به مدرسه گرفته تا وقت گذراندن با دوستانش.

افسردگی فقط یک چیز را در زندگی هدف قرار نمی دهد ، بلکه همه چیز را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

۱۱- کودکتان الگوی غذایی جدیدی پیدا کرده است

تغییر در اشتها می تواند از نشانه های افسردگی باشد. ممکن است ناگهان کودک کم غذایتان

شروع به پرخوری و خوردن غذاهای شیرین کند یا اگر خوب غذا می خورده حالا کم خوراک شود.

مشاوره آنلاین مهکام :   افسردگی در کودکان و نوجوانان

رابطه کودک با غذا همگام با بزرگ شدنش به صورت طبیعی دچار تغییر می شود اما اگر این تغییر،

با دیگر نشانه های افسردگی همراه بود باید نگرانش شوید.

کم خوراک شدن یا پرخور شدن به خودی خود می تواند دلایل زیادی داشته باشد، پس با دیدن

تنها یک نشانه برچسب افسردگی روی فرزند خود نزنید.

۱۲- در خانواده، سابقه افسردگی دارید

با اینکه برخی بدون پیشینه خانوادگی دچار افسردگی می شوند اما متخصصان می گویند این مورد

( سابقه خانوادگی ) در ابتلا به افسردگی تاثیر د